ش تجاري را توسط کیم و گوشال22 (1986) بدین صورت بیان می کند: “یک فلسفه مدیریتی و ابزاري جهت کمک به سازمانها براي مدیریت و تصفیه اطلاعات کسب وکار با هدف اتخاذ تصمیمات کارآ در محیط کسب وکار.” اصطلاح هوش تجاري می تواند براي اشاره موارد زیر به کار گرفته شود: (غضنفری، تقوی وروحانی فرد ؛۱۳۸۷: ۲۳).
هوش تجارى، به شركت ها اين كمك را مى كند كه وظايف تحليل، تهيه راهبرد و پيش بينى آنها را روشمند و خودكار نمايد تا تصميات بهترى اتخاذ شود (273 : Ishaya; 2012).همچنین جلالی به نقل از مالوترا23 هوش تجاري را عبارت از تسهيل کننده اتصال ها در سازمان هاي به شيوه نوين مي داند که باعث مي شود اطلاعات زمان واقعي به مخزن متمرکز برسد و تحليل هايي بدست آيند که بتواند در هر سطح عمودي يا افقي، درون يا بيرون مؤسسه تجاري به بهره برداري برسد (جلالی و روحانی؛ ۱۳۸۹:۳۸۱ ).هوشمندی کسب و کار يک چهارچوب کاري شامل فرآيندها، ابزار و فن آوري هاي مختلف است که براي حرکت
از داده به اطلاعات و از اطلاعات به دانش طراحی شده و موجب ايجاد ارزش افزوده براي سازمان می شود.
با استفاده از دانش به دست آمده، مديران سازمان می توانند با طرح برنامه هاي عملي براي سازمان، فعاليت‎هاي تجاري را به صورت مؤثرتري انجام دهند.هوشمندی کسب و کار تنها یک ابزار نیست بلکه معماری است و در راستاي شناسايي، جمع آوري، پردازش و نتيجه گيري از داده ها فرآیندهای مختلفی طی می شود و از ابزارهای متفاوتی استفاده می کند (رونقی و فیضی؛۱۳۹۲:۵۳).مرور ادبيات در حوزه هوش تجاري “تقسيم بندي” را در تلا ش هاي تعريف اين مفهوم نشان مي دهد.اين تقسيم بندي در دو ديدگاه مديريتي و فني با دو الگوي متفاوت خلاصه مي شوند.رويکرد مديريتي هوش تجاري را يك فرآيند ميبيند كه در آن داده ها از درون و بيرون سازمان جمع آوري و يکپارچه مي شوند تا بتوانند اطلاعات مرتبط با فرايند تصميم گيري را ايجاد نمايند.نقش هوش تجاري در اين ديدگاه ايجاد يك محيط و فضاي اطلاعاتي است كه در آن داده هاي عملياتي اكتساب شده از سيستم هاي پردازش تراكنشي و منابع خارجي مي توانند تحليل شوند تا دانش راهبردي كسب و كار در جهت پشتيباني تصميم گيري ساخت نيافته كسب و كار، تامين گردد.رويکرد فني، هوش تجاري را به عنوان مجموعه اي از ابزارها كه فرآيندهاي ذكر شده را پشتيباني مي نمايند در نظر مي گيرد.تمركز اين رويکرد بر روي فرايندها نيست بلکه بر روي فناوري ها، الگوريتم ها و ابزارهايي است كه قابليت ذخيره سازي، بازيابي، تجميع و تحليل داده ها و اطلاعات را ايجاد مي كنند (روحانی و زارع؛۱۳۹۱:۱۰۵(.

۲-۱-۲) عناصر مؤثر بر هوش تجاری
هوش تجاري در قالب هر تعریفی به دنبال افزایش سودآوري سازمان با استفاده از اتخاذ تصمیمات هوشمند و دقیق است فرآیند تصمیم گیري می تواند به سه بخش کلی تقسیم شود که عبارتند از:
۱- اکتساب داده ها و اطلاعات مورد نیاز
۲- پردازش و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات
۳- اقدام و نظارت بر پیامدهاي اجراي آن
در هر یک از موارد فوق، سازمان هاي که از هوش تجاري استفاده نمی کنند، داراي مشكلاتی هستند که اغلب به دلیل حجیم بودن داده ها، پیچیدگی تحلیل ها و ناتوانی در ردگیري پیامدهاي تصمیم گرفته شده، به وجود می آیند.هوش تجاري با کمک به حل مشكلات فوق، به دلیل ساختاري که در سازمان به وجود می‎آورد، خالق فرصت هاي جدیدي براي سازمان است (ناظمی و آقایی؛ ۱۳۹۱: ۲۹ ).سیستم های هوش تجاری عواملی هستند که به طور عمده شکاف های اطلاعاتی را در سطح استراتژیک و تحلیل های مالی، تحلیل های مربوط به انتظارهای مشتریان و تحلیل های خاص یک شرکت و بازار ویژه آن، پر می‎کنند (محمودی؛۱۳۸۷:۵۴).سیستم هاي هوش تجاري در واقع کاربرد تكنولوژي اطلاعات و تحلیل در پشنتیبانی از تصمیم گیري در کسب و کار است امروزه لزوم استفاده از ابزارهاي جدید در تحلیل و ساخت سیستم هاي اطلاعاتی بر کسی پوشیده نیست.استفاده از ابزارهاي تحلیل در چهار چوب یک مدل منطقی می تواند مسیر دستیابی به هدف را براي سازمان تسهیل نماید، یكی از چهارچوب ها هرم فرآیند ایجاد ارزش افزوده مطابق شكل می باشد که فرآیند هوش تجاري را به زبان ساده بیان می کند (ناظمی و آقایی؛ ۱۳۹۱: ۳۰).

شکل (۲-۱) هرم فرآیند ایجاد ارزش افزوده در هوش تجاری (ناظمی و آقایی؛ ۱۳۹۱).

۲-۱-۳) اجزای هوش تجاری
ابزار هوش تجاري به طور عمده به عنوان ابزار جديد واسطه اي بين کارهاي اجرايي و کارهاي پشتيباني تصميم گيري پذيرفته شده است.قابليت هاي هوش تجاري شامل تأييد تصميم گيري، فرآيند تحليل بلادرنگ، تحليل آماري، پيش بيني و داده کاوي است.در ادامه اجزاي اصلي تشکيل دهنده هوش تجاري را تشريح مي نماييم:
انبار داده : مخزن يا انبار داده جزء مهمي از هوش تجاري است که بر پايه موضوع خاصي شکل مي گيرد.در اوايل دهه 1990، ویلیام اینمون24 مفهومي را كه مخزن داده ناميده مي شود تعريف كرد كه تعدادي از نيازهاي پشتيباني تصميم گيري مديران را نشان می دهد.سيستم هاي مخزن داده به يكپارچگي سيستم هاي كاربردي گوناگون كمك مي كند.
اين سيستم ها از طريق فراهم نمودن يك پايگاه ثابت از داده هاي تاريخي تجمعي و يكپارچه براي تجزيه و تحليل، پردازش اطلاعات را پشتيباني مي كند.
يك مخزن داده يك مخزن مركزي اطلاعات است كه براي جستجو و تحليل هاي كارآ تشكيل مي شود.یک مخزن داده، داده هاي متنوع جمع شده از سراسر سازمان را در برمي گيرد و به شكلي محكم و نامتناقض يكپارچه مي شود (محقر و حسینی و عل
ی منش;۱۳۸۷).در واقع مخازن داده فضایی را برای ذخیره‎سازی موضوعی داده هایی که قبلاً جمع شده و تحلیل شده‎اند، فراهم می‎کند (محمودی؛ ۱۳۸۷: ۵۴).
منابع داده : منابع داده مي تواند پايگاه داده (سبد اطلاعاتي)، داده گذشته، (مثلاً اطلاعات خارجي، از سازمان هاي تحقيق در بازار يا از اينترنت) يا اطلاعات از محيط انبار داده کنوني باشد.منابع داده مي تواند پايگاه اطلاعات متقابل يا هر ساختار داده ديگر که از مسير کارکرد كسب و كار تبعيت مي کند، باشد.اينها حتي ممکن است بر پلتفرم هاي بسيار مختلفي استوار باشد و مي تواند شامل اطلاعات طبقه بندي شده مانند جداول و برگه هاي مدون، يا اطلاعات طبقه بندي نشده مانند فايل ها يا عکس ها و ديگر اطلاعات اسنادي باشد (جلالی و روحانی؛ ۱۳۸۹ : ۳۸۱).
مرکز عرضه داده 16.يک مرکز عرضه داده مشابه آنچه توسط اينمان17(1999) توصيف شد، مجموعه اي از نواحي مشخص است که براي تأييد تصميمات بر اساس نيازهاي قسمت داده شده، سازماندهي شده است.شايد بيشترين اهميت را بخش هاي مشخص سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات و برنامه هاي مشخصي دارند که مراکز عرضه داده را تشکيل مي دهند.هر بخش تعبير خودش را از آنچه يک مرکز عرضه داده بايد شبيه آن باشد دارد و مرکز عرضه داده مربوط به هر بخش ويژه خود و نياز هاي خود است.مشابه انبار داده، مرکز عرضه داده شامل اطلاعات کاربردي است که به کارشناسان كسب و كار کمک مي کند استراتژي را بر اساس تحليل گرايشات و تجربيات گذشته تعيين کنند.تفاوت کليدي در اين است که ايجاد يک مرکز عرضه داده بر يک نياز ويژه و از پيش تعيين شده براي گروه بندي و موقعيت خاص انتخاب داده مبتني است.
ابزار سوال و گزارش.فرآيند تحليل بلادرنگ ديدگاه هاي چندبعدي و خلاصه از داده هاي كسب و كار تهيه مي کند و براي گزارش، تحليل، مدل سازي و برنامه ريزي براي بهينه کردن كسب و كار استفاده مي شود.تکنيک ها و ابزار فرايند تحليل بلادرنگ مي تواند براي کار کردن با انبار داده يا مرکز عرضه داده طراحي شده براي سيستم هاي هوش تجاري سطح بالا استفاده شود.اين سيستم ها، جستجوهايي را انجام مي دهند که براي کشف تمايلات و عوامل نقد تحليل نياز است.نرم افزار گزارش دادن، ديدگاه هايي به هم پيوسته از داده تهيه مي کند تا مديريت را آگاه و مطلع از وضعيت كسب و كارشان نگه دارد(جلالی و روحانی؛ ۱۳۸۹: ۳۸۱ ).این ابزارها قادر به خلق و بکارگیری گزارش های ترکیبی مختلف هستند (محمودی؛ ۱۳۸۷: ۵۴).
درخواست هاي تأييد تصميم گيري هوش تجاري، بسياري از فعاليت ها را شامل تحليل چندبعدي، فرآيند تحليل بلادرنگ، تحليل مسير جستجو در اينترنت، داده کاوي، پيش بيني، تحليل كسب و كار، آمادگي ارزيابي متعادل، تصوير سازي، سؤال، گزارش دادن، تهيه نمودارهاي بلادرنگ و هشدارهاي برپايه عامل هاي هوشمند، مديريت دانش، اجراي پورتال كسب و كار، کاوش براي متن، محتوا و صدا، دسترسي به داشبورد ديجيتال و ديگر فعاليت ها آسان مي کند (جلالی و روحانی؛ ۱۳۸۹: ۳۸۱ ).
۲-۱-۴) اهمیت هوش تجاری
در يك نگاه گسترده، مؤسسات براي دو مقصود اصلي نياز به استفاده از هوش دارند.ابتدا، براي انجام تجزيه و تحليل كه مي تواند به آنها در تصميم گيري بهتر كمك كند.تجزيه و تحليل به آنها كمك مي كند كه روندهاي فروش را بشناسند و مراقبت ها را براي مشتريان و شكايات مهم فراهم آورند.دوم، كمك زيادي به پيش بيني آينده رفتار مشتري و تقاضاي بازار مي كند (Sabherwal et al; 2010).برخي از دلايل ديگر عبارتند از:
– در رسيدن به اهداف اساسي سازمان مانند كاهش هزينه ها، بهبود بهره وري، توسعه محصول، توسعه خدمات مشتريان، افزايش درآمدها و…، شركت ها را ياري مي دهد.
– اطلاعات راهبردى را براى تصميم گيرندگان فراهم مى آورد.هوش تجارى به مؤسسات اين امكان را مى‎دهد كه از تحليل اطلاعات در مقادير بزرگ، يافتن الگوهاى رفتارى مشتريان و رقبا بهره بردارى كنند.دسترسى آنى به چنين اطلاعاتى مى تواند به تصميم گيرى كمك كند و تغييرات پويايى را فراهم سازد تا به بهبود خط اصلى شركت يارى رساند (Devlin; 2010:7).
– شناسايي رفتار معاملات.با استفاده از ابزار هوش تجاری، تحليلي از مدل هاي معامله مي تواند بينشي مهم از رفتار مشتري به شركت بدهد.رفتار مشتري، الگوي پرداخت و معاملات مي توانند براي ارزيابي مشتريان مورد استفاده قرار گيرند.بانك ها به طور وسيعي هوش تجاری را به منظور تحريك پيشبرد ارگانيك استراتژيك خود از طريق به كارگيري دارايي اطلاعات براي بهينه كردن هزينه ها، تقويت سودآوري مشتري و توسعه محصول جديد به كار مي برند.براي افز ايش سودآوري مشتري، يك بانك مي تواند انبوهي از محصولات مالي تمليكي مانند اوراق قرضه بانكي، وام ها و راه حل هاي سرمايه گذاري را علاوه بر تركيبي از محصولات سه بخشي مانند سهام و اوراق قرضه دولتي به صورت متقاطع به فروش برساند.
– انتقال كانال مديريت ارزش : تحليل ها توجه بانك ها را به بكارگيري دانش براي مديريت ارزش مشتري جذب مي كند.بانك ها نياز دارند كه جنبه هايي چون، بخش هايي از مشترياني كه پس اندازشان در طول مدت معيني رشد مي كند و بخش هايي كه توازن آنها كاهش مي يابد يا راكد مي شود را بدانند.بر مبناي اين ادراكات، بانك ها مي توانند گامهايي براي انتقال روبه پائين، تسريع انتقال روبه بالا و حركت دادن سبد يك كاربر راكد به يك مسير انتقالي بردارند ( محقر ,حسینی و علی منش;۱۳۸۷).
– قدرت رقابت پذیری یک سازمان را افزایش می دهد و از دیگر سازمان ها متمایز می کند و این امکان را به ساز
مان می دهد تا بتواند تغییرات مثبت و منفی را کنترل کند و به خوبی آنها را زیر نظر داشته باشد.
(معرفتی وهاشمی؛ ۱۳۹۰: ۳۶).
همچنين كاربردهاي هوش تجاری مي تواند يا به طور استراتژيك به واحد وظيفه اي تسريع يابد يا به طور تاكتيكي در درون يك واحد وظيفه اي گسترش پيدا كند.هوش تجاری استراتژيك مزيت هاي بالقوه بزرگ ي دارد.مي تواند به مديران ارشد، يك ديد كلي از شركت بدهد و مي تواند روند ها و فرصت ها براي رشد و ترقي را شناسايي كند.همچنين ميتواند براي نظارت بر شركت در مورد شاخص هاي عملكرد كلي اش به كار رود.هوش تجاری تاکتیکی می تواند براي مناطق حساس و دچار مشكل تجاري بكار رود.يعني جاهايي كه دانش و بينش بيشتري لازم دارد كه فقط هوش تجاری مي تواند بطور سريع و با نتايج كيفي همراه بياورد.همچنين موقعيت خوبي براي شروع است اگر تجربه اوليه درآن وجود نداشته باشد.به منظور بازگشت سرمايه بايد اهداف روشني از آنچه درنظر است به آن دست يافته شود، وجود داشته باشد تا يك كسب و كار شفاف و


دیدگاهتان را بنویسید