بين المللي هيچ نهادي پاسخگوي خون هاي ريخته شده مسلمين نيست با تدوين قوانين محكمي دراين زمينه مانندعدم خريد وفروش سلاح هاي هسته اي كه برخي ابرقدرت به بهانه هاي واهي مبارزه با تروريسم به دشمنان مسلمان ها مي فروشند ودرنهايت برسر مسلمين فروردمي آيد،جان مسلمين وتمام انسان ها را مي گيرند.موضوع حرمت خون مسلمان درصددتأمين امنيت بيش ازبيش جان ها است.
5)فرضيه ها
احترام خون مسلمان رامي توان از آيات قرآن استنباط کرد”ولکم في القصاص حياة”بقره179
خون مسلمان هميشه محترم است مگر در جايي که خودش احترام خون خود را حفظ نکند مانند اينکه کسي را به عمد به قتل برساند يا اعمالي انجام دهد که مهدور الدم شود.
براي جبران خون مسلماني که به نا حق ريخته شده است در شرع حدود ،قصاص و ديات در نظر گرفته شده است.
6)تعريف اصطلاحات:
حرمت: حرمت در لغت”حرم الشي حرما وحرما:امتنع فعله”3حرمت داشتن چيزي به معني ممنوعيت انجام آن است. رابطه ميان احكام تكليفي ووضعي رابطه ناگسستني است زيراهيچ حكم وضعي يافت نمي شود كه دركنارآن حكم تكليفي وجود نداشته باشد حرمت حكم وضعي است وازاحكام شرعي است كه مستقيما به انسان ورفتار اومربوط نمي شودبلكه وضع مشخص ومعيني راقانونگذاري مي كندكه به طور غير مستقيم براعمال ورفتار انسان ،اثر مي گذارد.احكام وضعي شامل سببيت ،شرطيت ومانعيت است. حرمت جز سبب است.سبب وصف ظاهرومعين است كه آن راشارع نشانه حكم قرار داده است.دراين تعريف سبب اعم ازعلت است مانند قتل عمد عدواني كه وصف مناسب باوجوب قصاص است.4
خون: خون واژ ه فارسي است ومعادل آن درعربي “دَم ” است.منظور از خون در عنوان پايان نامه، مظهرحيات بودن خون است وباحيات است كه انسان مي تواند به هدف نهايي خلقت يعني قرب الهي دست يابد.ريختن خون موجب خروج جان مي شود واز انسان سلب حيات مي كند.
مسلمان:
تعريف لغوي واصطلاحي مسلمان معناي يكساني دارد “مسلم : منه قولان احدهماهومستسلم لأمر الله ،والثاني هوالمخلِص ُلله العبادة،ومن قولهم سلّم الشئ لفلان أي خلصه ،وسلم له الشي أي خلص له .”5مسلمان كسي است كه تسليم امر الهي باشد وخودش رابراي عبادت خدا خالص كرده باشد (مانندشرك وكفر).منظوراز تسليم چيزي بودن يعني خالص شدن براي آن شئ مي باشد كه در اين جا خالص شدن براي خداوند مدنظر است. و”مسلم من صلّي إلي القبلة أي اعتقد الصلاة إليها وإن لم يصلّ لا مستحلا”6مسلمان كسي است كه به سمت قبله نماز مي خواند يعني به نماز اعتقاد وايمان دارد واگر نماز نمي خواند آن را(نخواندن نماز)روانمي دارد. ظاهريك مسلمان از يك عبادت خاص يعني نماز مشخص مي شود.
آيات وروايات:
آيات وروايات ازنخستين منابع استخراج احكام اوليه اسلام است وبراي بدست آوردن حكم حرمت خون مسلمان به آنها رجوع كرديم.آيات ورواياتي مورد استفاده قرار گرفت كه مربوط به انواع قتل،قصاص،حدود،محاربه وديات بودبه اين صورت كه ابتدا به آيات وسپس به روايات استناد كرديم.هم چنين رواياتي كه مربوط به تترس،دفاع مشروع ومهدورالدم بود،دركنار مطالب فقها ذكرشده است.
7)نگاهي به فصول پايان نامه :
پايان نامه دردو فصل تدوين شده است .فصل اول تحت عنوا ن دلايل حرمت خون مسلمان در آيات وروايات است.دراين فصل آيات حدود،قصاص وديات همراه باترجمه فارسي آن آمده است وسپس موضوعاتي كه باعنوان اصلي پايان نامه درارتباط است وبيشترحول دومحور مواردتضييع وحفظ خون مسلمان مي گردد،استخراج واحكام آن بيان شده است بيشترين منبع آنها كتب آيات الاحكام مانند مسالك الافهام وكنز العرفان است .ودر آخر هرموضوع اصلي به بيان روايات از كتب روايي مانند وسائل الشيعه وجامع الاحاديث پرداختيم.فصل دوم تحت عنوان استثنائات حرمت خون مسلمان است دراين فصل درصدد آن هستيم كه دائمي نبودن حرمت خون مسلمان را ازطريق مطالب فقها وروايات مرتبط بيان كنيم .حكم اوليه حرمت به سبب قرار گرفتن در محذورات دچار تغيير مي شود.ودرآخر به نتيجه گيري پرداخته شده است.
8)شيوه نگارش پايان نامه:
روش تحقيق تحليلي_توصيفي است وابزارهاي گردآوري اطلاعات كتابخانه ،نرم افزارهاي علوم اسلامي بوده است.

فصل اول:كرامت انساني وحرمت خون

يكي از نعمت هايي كه خداوند متعال به انسان ارزاني داشته است ،كرامت است. كرامت انسان علت محترم بودن خون اوست وحرمت براي اصل خون انسان هاست انسان ها به مومن وغير مومن تقسيم مي شوند. حرمت خون مسلمان چون به واسطه اسلام كامل تر شده است ،بيشتر است. به خاطر اهميت داشتن خون مسلمان لازم است ابتدا علت آن مورد بررسي قرار بگيرد.هم چنين لازم است بررسي شود كه كرامت چيست وچه مظاهري دارد،وچرا تا اين حد داراي اهميت است كه خداآن را تنها مختص انسان قرار داده است؟
نظام حقوقي اسلام جامعه را براساس كرامت انسان استوار نموده است.7كرامت دوقسم دارد: كرامت اكتسابي:تنها عنصر كرامت اكتسابي ،تقواست.ارزشي كه تمامي ارزش هاي عالي انساني مربوط به آن است.هم چنين عقايد صحيح واعمال نيكودرارتباط انسان باخود،ارتباط باخدا،ارتباط باهستي وارتباط انسان باهم نوعان خود ضامن رشد وكمال اوست .اين كرامت ارزشي درمسير حيات معقول اوست.8 آنچه را كه انسان ازكرامت كسب كند مانند دوري ازگناه كه ازمصاديق تقوا ست و سبب فضيلت او ازديگري است.درحرمت خون مسلمان كرامت اكتسابي اومدنظر نيست و به بحث پيرامون آن نمي پردازيم. < br /> كرامت ذاتي:كرامتي كه علت محترم بودن خون مسلمان است ،كرامت ذاتي اوست كه انسان آن راازبدوخلقت دارد وهمه انسان ها دربرخورداري از آن به يك اندازه سهيم اند به طوري كه سهم افراد نخبه ومعلولان ذهني كه دركرامت ذاتي يكي است هرچند كه دريكي از مظاهرآن يعني عقل تفاوت دارند.
توضيح اينكه كرامت حقي است كه براي همه انسان ها تضمين شده است و همه افراد بشراز يك خانواده اندوبندگي خدا وفرزند آدم(ع) بودن،آنان رابايكديگر متحد ساخته است.همه مردم دركرامت ذاتي ،كه خداوند سبحان به آنها عطا كرده است ودراصل تكليف ومسئوليت فطري بايكديگر مساوي اندبدون تفكيك از جهت نژاد ،زبان،اقليم وتابعيت يا اعتقاد ديني كه ازهواوهوس ها وبدعت ها ي بي اساس ناشي نشده باشد.
1)جرم وعدم بقاي كرامت ذاتي:
انسان تاجايي داراي كرامت است كه مرتكب جرم نشود اماكسي كه اين كرامت را ازروي اختيار وبه سبب ارتكاب جنايت يا خيانت يا اشاعه فساد از خوددورنمايد.ونيز كسي كه به خداشرك بورزدويا اوراانكار كند خائن به خويشتن است زيرا كسي كه بديهي ترين وكامل ترين موجود راكه ملاك همه ارزش هابه اومستند است،موردانكار يا ترديد قرارداده است، ودرنتيجه چنين فردي داراي تأثير درجامعه است وبه جامعه هم خيانت مي كند.وموجب ازبين رفتن كرامت انساني خود مي شود.كرامت انساني درمورد مجرم محكوم به اعدام تا قبل از اجراي حكم باقي است.گرچه كه خوداو به وسيله ارتكاب جرم موجب اجراي مجازات شده است.9
همه مجازات ها متضمن تحميل درد وورنج برمجرم است وطبع انساني آن را نپسنديده ودرشرايط عادي آن را انتخاب نمي كندومعمولا اثري نا خوشايندبرمجازات شونده دارد.اين پرسش مطرح مي شودكه اگر انسان داراي كرامت است چرا دراسلام به جاي بازپروري مجرم ،دست به مجازات وتنبيه او مي زنند؟چون اعمالي مانند شلاق زدن وحبس كردن شخصيت وكرامت انسان را زير سوال مي برد اين درحالي است كه انسان مجرم به صرف ارتكاب جرم از انسانيت ساقط نمي گردد.علاوه براين كه اين مجازات ها موجب محدوديت دراختيار وآزادي انسان كه ازصفات كرامت بخشي اوست يعني شامل برخي از قسمت هاي كرامت كه خداوند به انسان عطا كرده است، مي گردد.در پاسخ بايد گفت ،درديدگاه اسلام مجازات مجرم در فرآيندنگاه انساني از باب لطف ورحمت براو به شمار مي آيد وباكرامت انساني اودرتنافي نيست.بلكه درديدگاه اسلام حتي قوه غضب كه درعرصه مجازات ظهورپيدامي كندازباب رحمت الهي درانسان به وديعت نهاده شده است.
فلسفه مجازات دراسلام تئوري تك بعدي نبوده وبه همه جوانب نظر داشته است. اسلام هم به مصالح فردي واجتماعي توجه داردوهم به دنبال عدالت است ،و نفع افراد واحساسات بزه ديده رادرنظرگرفته است.وتنها به مصالح دنيوي اكتفانشده است بلكه بحث آخرت ومجازات اخروي معادله راتغيير مي دهدوآثاروفوايدي به همراه دارد.براي اثربخشي بهتر مجازات واجراي درست آن ،اختيار اجرا ياعفو آن را درصوري برعهده حاكم اسلامي قرار داده است تابراساس مصالحي كه تشخيص مي دهد،عمل كند. 10
دراين قسمت به اثبات كرامت ذاتي انسان به وسيله آيه وروايات مي پردازيم.
2)آيه اعطاي كرامت به انسان:
“ولقدكرمنابني آدم وحملناهم في البر والبحرورزقناهم من الطيبات وفضلناهم علي كثيرممن خلقنا تفضيلا”11وبه راستي مافرزندان آدم راگرامي داشتيم وآنان رادرخشكي ودريا(برمركب ها)برنشانديم،وازچيزهاي پاكيزه به ايشان روزي داديم وآنها رابر بسياري از آفريده هاي خودبرتري آشكارداديم.12 درآيه به تكريم ومصاديق آن اشاره مي كندودرادامه در كنار تكريم به تفضيل انسان مي پردازد.وقتي بااين آيه وروايات كرامت انسان ثابت شد ،به سبب تكريم انسان حرمت خون او ،به دست مي آيد.
1-2)تكريم وتفضيل:
براي تبيين بهتر كرامت ،تفاوت آن رابا تفضيل بيان مي كنيم .قابل ذكراست كه انسان ها دربرخورداري از كرامت برابر ند واعطاي كرامت،موجب برتري انسان نسبت به ساير موجودات مي شود. وآن سبب حرمت خون اوشده است ولي تفضيل يك امراكتسابي است وموجب برتري انسان هااز يكديگرمي شودكه باعث حرمت خون اونمي شود.ازاين قسمت ازآيه “ولقد كرّمنا بني آدم ” مي توان نعمت كرامت را استنباط كرد.مقصود از تكريم اختصاص دادن به عنايت وشرافت دادن به خصوصيتي است كه درديگران نباشدوهمين خصوصيت است كه تكريم از تفضيل تفاوت پيدا مي كند.چون تكريم معنايي نفسي است ودرآن كاري به غير نيست،بلكه تنها شخص مورد تكريم موردنظر است كه داراي شرافت و كرامتي بشود به خلاف تفضيل كه منظور از آن اين است كه شخص مورد تفضيل ازديگران برتري يابد،در حالي كه در اصل اعطاي برتري مشتركند. كرامت انسان ناظر به يك دسته ازموهبت هاي الهي است كه به انسان عطا شده است .تكريم انسان به عقل است كه به هيچ موجود ديگري داده نشده است وانسان با آن خير راازشر ونافع را از مضر ونيك رااز بدتميز مي دهد.موهبت هاي ديگري از قبيل تسلط برساير موجودات واستخدام وتسخير آنهابراي رسيدن به هدفها از قبيل نطق ،خط وامثال آن زماني محقق مي شود كه عقل باشد.
2-2)تفضيل انسان برساير موجودات:
تفضيل انسان برساير موجودات به اين است كه هرنعمتي كه به هريك از آنها داده شده است سهم بيشتري به انسان داده است. اگر حيوان غذا مي خورد خوراك ساده اي از گوشت، ميوه، گياهان و يا غير آن است ولي انسان دراين جهت با حيوان شريك است همان مواد غذايي راگرفته وانواع طعام پخته وخام براي خود ابتكار مي كند.طعام گوناگون ولذيذي كه نمي توان آن را به شمارش د
رآورد،براي خود اختراع مي كند.هم چنين آشاميدني ،پوشيدني ،إطفاء غريزه جنسي،طريقه مسكن گزيدن ورفتاراجتماعي در حيوانات وانسان بدين قياس است.علامه طباطبايي”ره” به نقل از صاحب مجمع البيان مي فرمايد:معناي تكريم وتفضيل يكي نيست،زيرا اگر يكي بود چه جهتي داشت كه تكرار شود؟بلكه گفتن يكي ازآن دوكافي بود.”درپاسخ مي گوييم جمله “كرّمنا”صرف انعام را مي رساند بدون اينكه نظري به برتري انسان نسبت به ساير موجودات داشته باشد.ولي تفضيل نظر به برتري داردواگر دومي(تفضيل) رانمي گفت ،اين اشاره ظاهر نمي شد.بعضي هم گفته اند تكريم تنها شامل نعمت هاي دنيوي مي شود وتفضيل مربوط به نعمت هاي آخرت است بعضي ديگر گفته اندتكريم آن نعمت هايي اند كه مجوز ومصحح تكليف شده وتفضيل نعمت تكليف دين است كه به وسيله آن آدمي به منازل ورتبه هاي والا مي رسد.13در تفسير نور تفاوت تكريم وتفضيل را اين گونه بيان مي كند:
الف: كرامت امتيازي است كه درديگران نيست امافضيلت امتيازي است كه درديگران وجوددادرد.ب)كرامت اشاره به نعمت هاي خدادادي دروجود انسان،بدون اينكه تلاشي برا

 

پاسخی بگذارید