) ارتباط مستقيم و بالايي دارد و معمولاً با اندازه‌گيري آن مي‌توان ميزان كارآيي دستگاه‌هاي گردش خون و تنفس را به طور دقيق تعيين كرد (شيخ، 1386). و البته ذكر اين نكته لازم است كه هنگام تفسير نرم‌هاي آمادگي جسماني در كنار VO2 max ، به عوامل ديگر مؤثر در عملكرد هوازي نيز بايد توجه شود كه از آن جمله است:
1. تفاوت در تركيب بدن.
2. كارآيي دويدن.
3. كسر (درصد) حداكثر اكسيژن مصرفي كه توانايي دويدن يا پياده‌روي مداوم در درصد بالايي از حداكثر اكسيژن مصرفي است.
4. انگيزه‌ (آدامز، 1391).
2-3-1. سازگاري‌هاي قلبي ـ تنفسي با ورزش
هنگام اجراي يك وهله‌ي ورزش، دستگاه‌هاي بدن انسان، به قدري قابليت و توانايي دارند كه دستگاه‌هاي قلبي ـ عروقي و تنفسي مي‌توانند خود را با تأمين نياز فوق‌العاده‌ي عضلات فعال، سازگار كنند. هنگامي كه دستگاه قلبي ـ عروقي و تنفسي، به طور پي‌درپي با نيازهاي همچون انجام فعاليت‌هاي زندگي روزانه روبرو مي‌شوند، به گونه‌اي خود را با اين شرايط سازگار مي‌كنند كه در نتيجه‌ي آن، اجراي فعاليت استقامتي بهبود مي‌يابند. در اين قسمت، سازگاري‌هاي حاصل از ورزش در عملكرد دستگاه قلبي ـ تنفسي، به طور خلاصه مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
2-3-1-1. سازگاري‌هاي قلبي ـ عروقي با تمرين
اندازه‌ي قلب: واكنش قلب نسبت به كار زياد، به صورت افزايش وزن، حجم و ضخامت ديواره‌ي بطن‌ها و اندازه‌ي حفره‌ها بروز مي‌كند و همه‌ي اين تغييرات، در نتيجه‌ي تمرين‌هاي استقامتي رُخ مي‌دهند.
حجم پلاسما، حجم ضربه‌اي و حداكثر اكسيژن مصرفي (VO2 max): افزايش حجم پلاسما، يكي از مهمترين تغييراتي است كه در اثر تمرين استقامتي رُخ مي‌دهد. اين افزايش، يكي از مهمترين عوامل افزايش حجم ضربه‌اي ناشي از تمرين است. حجم ضربه‌اي نيز بر اكسيژن مصرفي مؤثر است. هر گاه حجم پلاسما زياد شود، حجم خون هم زياد مي‌شود. در نتيجه، خون بيشتري وارد قلب مي‌شود و حجم ضربه‌اي افزايش مي‌يابد. به دنبال افزايش حجم ضربه‌اي، برون‌ده قلبي نيز بيشتر مي‌شود. افزايش برون‌ده قلبي، اكسيژن بيشتري در دسترس عضلات فعال قرار مي‌دهد، بنابراين، سبب افزايش VO2 max مي‌شود.
فشار خون: پس از اجراي برنامه‌ي تمرين‌هاي استقامتي، فشار خون سرخ‌رگي در خلال فعاليت‌هاي ورزشي زير بيشينه‌ و بيشينه‌ تغيير بسيار كمي مي‌كند، ولي فشار خون استراحتي افرادي كه پيش از تمرين استقامتي، به پُرفشار خوني ملايمي مبتلا بودند، معمولاً كاهش مي‌يابد (آقا علي‌نژاد، 1391).
2-3-1-2. سازگاري‌هاي تنفسي با تمرين
هر چند ممكن است دستگاه قلبي ـ عروقي، به بافت‌ها خون كافي برساند، ولي اگر دستگاه تنفسي، اكسيژن كافي را براي تأمين نياز بافت‌ها وارد بدن نكند، استقامت كاهش خواهد يافت. عملكرد دستگاه تنفسي، معمولاً موجب محدوديت نحوه‌ي اجراي مهارت نمي‌شود؛ زيرا بر تهويه، خيلي بيشتر از عملكرد قلبي ـ عروقي افزوده مي‌گردد؛ ولي دستگاه تنفسي هم مانند دستگاه قلبي ـ عروقي، با تمرين سازگاري‌هاي ويژه‌اي كسب مي‌كند، تا كارآيي آن، به حداكثر برسد.
حجم‌هاي ريوي: به طور كلي، حجم‌ها و ظرفيت‌هاي ريوي، در اثر تمرين تغيير كمي مي‌كنند. ظرفيت حياتي، اندكي افزايش مي‌يابد و در همين زمان، حجم باقي مانده كاهش اندكي پيدا مي‌كند. با اين همه، ظرفيت كل ريه‌ها، در اساس، بدون تغيير باقي مي‌ماند.
ميزان تنفس: در اثر تمرين، ميزان تنفس معمولاً در حالت استراحت و به هنگام اجراي فعاليت ورزشي زيربيشينه، كم مي‌شود. اين كاهش، جزئي است و به احتمال، بازتاب كارآيي بيشتر ريوي ناشي از تمرين است. با اين حال، در پاسخ به تمرين، معمولاً ميزان تنفس در هنگام اجراي فعاليت ورزشي بيشينه افزايش مي‌يابد.
تهويه‌ي ريوي: در اثر تمرين، تهويه‌ي ريوي تغييري نمي‌كند و يا اين كه مقدار آن ممكن است در هنگام استراحت يا فعاليت ورزشي زير بيشينه، اندكي كم ‌شود. با اين حال، تهويه‌ي ريوي بيشينه، به طور قابل توجهي، در اثر تمرين، افزايش مي‌يابد.
انتشار ريوي: عبارت است از تبادل گاز در حبابچه‌ها كه در اثر تمرين به هنگام استراحت و تمرين زيربيشينه، تغيير نمي‌كند. با وجود اين، هنگام اجراي فعاليت ورزشي بيشينه، اين انتشار افزايش مي‌يابد.
اختلاف اكسيژن خون سرخ‌رگي ـ سياه‌رگي: مقدار اكسيژن خون سرخ‌رگي، در اثر تمرين، تغيير خيلي كمي مي‌كند. اگر چه كل هموگلوبين زياد مي‌شود، ولي مقدار هموگلوبين در هر واحد خون، بدون تغيير باقي مي‌ماند و يا حتي ممكن است اندكي كم شود. با وجود اين، تفاوت اكسيژن خون سرخ‌رگي ـ سياه‌رگي، در اثر تمرين، به ويژه تمرين بيشينه، افزوده مي‌گردد. اين افزايش، در اثر كم شدن مقدار اكسيژن مخلوط سياه‌رگي ايجاد مي‌شود. به اين معنا كه خون برگشتي به قلب، كه در واقع، خون مخلوط سياه‌رگي كل بخش‌هاي فعال و غير فعال بدن است و در افراد تمرين كرده ايجاد مي‌شود نسبت به افراد تمرين نكرده اكسيژن كمتري در خود دارد. اين حالت‌ها نشان مي‌دهند كه بافت‌ها اكسيژن بيشتري جذب مي‌كنند و گردش و توزيع كل حجم خون، مؤثرتر است (آقا علي‌نژاد، 1391).
2-3-1-3. سازگاري‌هاي متابوليك
آستانه‌ي لاكتات: تمرين استقامتي، آستانه‌ي لاكتات را افزايش مي‌دهد. به عبارت ديگر، در اثر تمرين، اين آمادگي ايجاد خواهد شد كه با شدت زياد و با مصرف اكسيژن به نسبت زيادي، اجراي فعاليت بدني ادامه يابد، بدون آن كه لاكتات خون از حد استراحت بالاتر رود. اگر چه VO2 max هم افزايش پيدا مي‌كند، ولي در اثر تمرين، آستانه‌ي لاكتات در درصد بالاتري از VO2 max بروز مي‌يابد. در اثر تمرين استقامتي، حداكثر غلظت لاكتات خون در زمان بروز حالت واماندگي، مقدار كمي افزايش مي‌يابد. اين افزايش، به نسبت كم است، به ويژه زماني كه با تمرين‌هاي سرعتي مقايسه شود؛ زيرا در تمرين‌هاي سرعتي، مقدار زيادي لاكتات در خون توليد مي‌شود.
نسبت تبادل تنفسي3 (RER) : نسبت تبادل تنفسي، عبارت است از نسبت دي‌اكسيد كربن آزاد شده به اكسيژن مصرفي متابوليسم مواد غذايي. اين نسبت، نشانگر نوع سوبستراهايي است كه از آنها به عنوان منبع انرژي استفاده مي‌شود. پس از اجراي برنامه‌ي تمريني، نسبت تبادل تنفسي در هنگام اجراي فعاليت ورزشي زير بيشينه در هر دو مقدار مطلق و نسبي، كاهش مي‌يابد. اين تغييرات، به دليل استفاده‌ي بيشتر افراد تمرين كرده از اسيدهاي چرب آزاد نسبت به كربوهيدرات است.
اكسيژن مصرفي حالت استراحت و فعاليت زير بيشينه: اكسيژن مصرفي حالت استراحت، پس از شركت در تمرين‌هاي استقامتي، يا تغيير نمي‌كند يا اندكي بيشتر مي‌شود. پژوهش‌هاي انجام شده نشان مي‌دهند كه ميزان سوخت و ساز استراحتي ورزشكاران استقامتي برجسته، افزايش مي‌يابد. در فعاليت‌هاي زير بيشينه، VO2 در ورزشكاران استقامتي يا تغيير نمي‌كند و يا با مقدار كمي كاهش همراه است (آقا علي‌نژاد، 1391).
2-3-2. عوامل مؤثر بر توان هوازي بيشينه
عوامل بسياري روي مقدار اكسيژن مصرفي بيشينه مؤثرند. از جمله مهمترين اين عوامل، شيوه‌ي تمرين، وراثت، وضعيت تمرين، اندازه و تركيب بدني، جنسيت و سن فرد (مك آردل، 1390) و بلوغ (آقا علي‌نژاد، 1391) است.
2-3-2-1. شيوه‌ي تمرين
اين موضوع عموماً مورد قبول است كه تغييرات حاصله در مقدار VO2 max هنگام تمرين‌هاي با روش گوناگون منعكس كننده‌ي مقدار توده‌ي عضلاني درگير در فعاليت است (لوئيس4 ، 1983).
در آزمايش‌هايي كه VO2 max ، يك گروه آزمودني هنگام تمرين‌هاي با روش‌هاي مختلف تعيين شد، بالاترين مقدار VO2 max در تمرين‌هاي نوارگردان به دست آمد. با اين حال، آزمون نيمكت (تست پله) امتيازات VO2 max برابري نسبت به مقادير حاصل از نوارگردان و به طور معني‌داري بيشتر از دوچرخه كارسنج به دست به دست آورد (مك آردل5 ، 2007). در تمرين ركاب زدن با دست با دست مقدار ظرفيت هوازي فقط به حدود 70 درصد مقدار عملكرد فرد روي نوارگردان مي‌رسد (تونر6، 1983). در مورد شناگران ماهر ولي بدون تمرين، مقدار اكسيژن مصرفي بيشينه هنگام شنا، عموماً در حدود 20 درصد كمتر از ارزش‌هاي حاصله روي نوارگردان بود. در اين روش‌هاي مختلف تمرين يك ويژگي آزمون مشخصي وجود دارد، زيرا شناگران تمرين كرده دانشگاهي در هنگام شنا مقدار VO2 max شان فقط 11 درصد از ارزش‌هاي حاصل از نوارگردان كمتر بود. و برخي از شناگران رقابتي ورزيده قادرند در هنگام شنا ارزش‌هاي برابر و حتي بيشتر از مقدار امتيازات VO2 max حاصل از نوارگردان خود كسب كنند (ماگل7، 1957).
در آزمايشگاه، نوارگردان، دستگاه انتخابي جهت تعيين VO2 max آزمودني‌هاي سالم به حساب مي‌آيد، در اين دستگاه، شدت تمرين به سهولت تعيين و تنظيم مي‌شود. در مقايسه با ساير شكل‌هاي تمرين، جهت دستيابي به يك يا چند شاخص تعيين حصول واقعي VO2 max ، نوارگردان ساده‌ترين وسيله براي آزمودني‌ها محسوب مي‌شود. در تحقيق‌هاي ميداني آزمودني‌هاي نيمكت و دوچرخه‌ي كارسنج انتخاب‌هاي مناسبي هستند (مك آردل، 2007).
2-3-2-2. وراثت
بحث مربوط به سهم نسبي موهبت طبيعي در اعمال فيزيولوژيك و عملكردهاي ورزشي غالباً مطرح است (آستراند8، 1961). مثلاً، وراثت تا چه ميزاني تعيين كننده‌ي ظرفيت‌هاي هوازي سطح بالاي قهرمانان استقامتي است؟ مطمئناً اين ظرفيت عملي سطح بالاي استثنايي تنها باعث تأثير تمرين نيست. هر چند پاسخ اين سئوال كامل نيست، برخي از محققان روي اين بحث متمركز شده‌اند كه چگونه تغييرات وراثتي را مي‌توان به حساب تفاوت‌هاي موجود بين ظرفيت فيزيولوژيك و سوخت و سازي افراد گذاشت.
مطالعاتي روي 15 جفت از دوقلوهاي تك تخمكي (با اين فرض كه داراي وراثت مشابه بودند، زيرا هر دو از يك تخم بارور شده به وجود آمدند) و 15 جفت از دوقلوهاي دو تخمكي (كه تفاوتي با برادران و خواهران معمولي ندارند، زيرا نتيجه‌ي باروري 2 تخم جداگانه هستند) كه در يك شهر پرورش يافته و والدين آنها داراي زمينه‌اي اجتماعي ـ اقتصادي مشابهي بودند، انجام شد. چنين نتيجه‌گيري شد كه وراثت به تنهايي عامل بيش از 93 درصد از تفاوت‌هاي مشاهده شده در ظرفيت هوازي كه به صورت VO2 max به دست آمد محسوب مي‌شود! علاوه‌بر آن نشان داده شد كه ظرفيت دستگاه انرژي كوتاه زمان گليكوليز و ضربان قلب بيشينه به ترتيب در حدود 81 و 86 درصد توسط عوامل وراثتي تعيين مي‌شود (كليسوراس9، 1973). تحقيقات بعدي روي گروه زيادي از برادران، دوقلوهاي تك تخمكي و دو تخمكي انجام شد كه آثار مهم ولي كمتر عوامل وراثتي روي ظرفيت هوازي و عملكردهاي استقامتي را نشان داده‌اند، اثر ژنتيك در اين تحقيقات در حدود 40 درصد براي VO2 max ، 50 درصد براي ضربان قلب بيشينه و 70 درصد براي ظرفيت انجام كار بدني برآورد مي‌شود (آستراند، 1956).
تحقيقات آينده شايد محدوده‌ي فراتري از تأثير ژنتيكي را مشخص كند. ليكن اطلاعات موجود حاكي از آن است كه عوامل وراثتي سهم مهمي در هر دو مورد ظرفيت عملي و عملكرد ورزشي دارد (10). و ساخت ژنتيكي چنان نقش مؤثري در تعيين پاسخ به تمرين ايفاء مي‌كند كه تقريباً غير ممكن است بتوان پاسخ فرد مشخصي را نسبت به تأثيرات تمرين‌هاي خاصي پيش‌بيني كرد (مك آردل، 2007).
2-3-2-3. وضعيت تمرين
امتيازات Vo2 max بايد متناسب با وضعيت تمرين فرد در زمان اندازه‌گيري ارزيابي شود. بهبود در ظرفيت‌ هوازي از طريق تمرين عموماً بين 6 و 20 درصد نوسان دارد، هر چند افزايش به مقدار 50 درصد بالاتر از سطوح قبل از تمرين نيز گزارش شده است.
2-3-2-4. جنسيت
ارزش‌هاي VO2 max زنان عموماً به مقدار 15 تا 30 درصد پايين‌تر از مردان است (هرمنسن10، 1965). حتي در بين قهرمانان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید