تمرين، به طور ميانگين 179 دقيقه در هفته در گروه حجم پايين / شدت متوسط 114 دقيقه در هفته در گروه حجم پايين / شدت بالا و 175 دقيقه در هفته در گروه حجم بالا / شدت بالا بود. ارتباطي معنادار، وابسته به دوز بين حجم تمرين و ميزان كاهش وزن و كاهش توده‌ي چربي، وجود داشت. گروه حجم بالا / شدت بالا، كاهش وزن بيشتري را نسبت به دو گروه تمريني ديگر و گروه كنترل كه به طور متوسط، يك كيلو اضافه وزن و افزايش در توده‌ي چربي داشتند، نشان دادند. در مقايسه با گروه كنترل، در هر سه گروه تمريني، محيط كمر، شكم و لگن، به طور معناداري كاهش يافت. نتيجه‌ اين كه در مردان و زنان بدون رژيم مبتلا به اضافه وزن، در هر دو گروه تمريني با حجم پايين، وزن و چربي بدن، كاهش يافت و در گروه ديگر (حجم بالا / شدت بالا) اين كاهش وزن، بيشتر بود. انجام 30 دقيقه پياده‌روي در روز، براي اين منظور توصيه شده است. به طور كلي، نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد كه حجم متوسطي از تمرين، بدون تغيير در رژيم غذايي، مي‌تواند از افزايش وزن بدن جلوگيري كند و تمرين بيشتر نيز به كاهش وزن بيشتر در افرادي كه به تازگي دچار اضافه‌ وزن شده‌اند، منجر مي‌شود (اسلنتز24، 2004).
به نظر مي‌رسد كه شدت تمرين مي‌تواند كاهش انتخابي بافت چربي شكمي را تحت تأثير قرار دهد. در مطالعه‌ي ديگري كه با هدف بررسي اثر شدت تمرين هوازي بر كاهش چربي شكم و بهبود عوامل خطرزاي بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي، تحت شرايط كمبود انرژي در زنان مبتلا به چاقي شكمي انجام شد، 112 زن يائسه‌ي مبتلا به چاقي و اضافه وزن، به طور تصادفي به سه گروه محدوديت كالري، محدوديت كالري به همراه تمرين هوازي متوسط (تمرين روي نوارگردان با شدت 45 تا 50 درصد ضربان قلب ذخيره) و محدوديت كالري به همراه تمرين شديد (تمرين روي نوارگردان با شدت 70 تا 75 درصد ضربان قلب ذخيره) تقسيم شدند. برنامه‌ي تمريني به مدت 20 هفته و سه روز در هفته انجام شد. يافته‌هاي پژوهش نشان داد كه ميانگين كاهش وزن براي دو گروه تمرين، 1/12 كيلوگرم بود كه تفاوت ميان دو گروه معنادار نبود. VO2 max در گروه رژيم غذايي به همراه تمرين شديد، نسبت به دو گروه ديگر بيشتر بود. همچنين گروه رژيم غذايي تنها، توده‌ي بدون چربي به نسبت بيشتري را نسبت به گروه‌هاي تمريني از دست دادند. همه‌ي گروه‌ها كاهش مشابهي را در چربي احشايي شكمي (نزديك به 25 درصد) نشان دادند. تغييرات در ليپيد، گلوكز يا انسولين در حالت ناشتا، در بين گروه‌ها مشابه بود. بنابراين، نتيجه‌گيري شد كه با يك كاهش وزن مشابه، توده‌ي بدون چربي حفظ مي‌شود، اما كاهش ترجيحي در چربي شكمي در اثر شدت ملايم تا متوسط تمرين هوازي در هنگام محدوديت كالري، وجود ندارد (آقا علي‌نژاد، 1391).
در مطالعه‌ي ديگري، اثر هشت هفته تمرين مقاومتي در كودكان مبتلا به اضافه وزن و چاقي بررسي شد. 48 كودك (26 دختر و 32 پسر با ميانگين سني 7/9)، در يك برنامه‌ي تمريني به مدت هشت هفته، سه روز در هفته شركت كردند. تركيب بدني به روش DEXA ، آنتروپومتري، قدرت و توان آزمودني‌ها، قبل و پس از تمرين در اين برنامه‌ اندازه‌گيري شد. نتايج ، كاهش معنادار در درصد چربي مطلق بدن (6/2 درصد) و افزايش معنادار در توده‌ي بدون چربي (3/5 درصد) را نشان دادند. همچنين تغيير معناداري در قد، توده‌ي بدن، شاخص توده‌ي بدني، توده‌ي چربي كل يا محتواي استخوان و مواد معدني، ديده نشد. افزايش معنادار در يك تكرار بيشينه‌ي اسكات (74 درصد)، شنا روي زمين (85 درصد)، پرش عمودي (8 درصد)، پريش ايستا (4 درصد)، توان (16 درصد) مشاهده شد. به طور كلي، از يافته‌هاي اين مطالعه نتيجه گرفته شد كه برنامه‌ي تمرين مقاومتي، تغييرات معناداري را در تركيب بدن، قدرت و توان، ايجاد مي‌كند. يك برنامه‌ي تمريني زمان‌بندي شده، به طور معناداري توده‌ي بدون چربي را افزايش درصد چربي بدن را كاهش و قدرت و توان را در كودكان چاق، افزايشي مي‌دهد (مك كيوگن25، 2009).
سندروم متابوليك، يك دسته‌بندي پيچيده از اختلالات متابوليك مرتبط با بي‌تحركي، چاقي شكمي و سالخوردگي است. اين سندروم، شامل عامل خطرزاي چاقي، تري‌گليسيريد بالا، HDL پايين، پرفشار خوني و قند خون بالاست. در مطالعه‌اي كه روي 27 زن چاق ميان سال مبتلا به سندروم متابوليك، به منظور بررسي اثرات شدت برنامه‌ي تمرين بر چربي احشايي شكم و تركيب بدني، انجام شد، آزمودني‌ها به طور تصادفي به سه گروه تقسيم شدند: گروه اول، گروه كنترل بدون تمرين شامل هفت زن بود كه سطوح فعاليت جسماني خود را حفظ كردند، در گروه دوم نه زن در يك برنامه‌ي تمرين هوازي شديد به مدت شش هفته كه سه روز در هفته با شدت بالاتر از آستانه‌ي لاكتات و دو روز در هفته با شدت كمتر يا مساوي آستانه‌ي لاكتات بود، شركت كردند و گروه سوم (گروه تمرين كم شدت)، شامل 11 زن بود كه پنج روز در هفته با شدت كمتر يا مساوي آستانه‌ي لاكتات تمرين داشتند. زمان تمرين، مطابق با هزينه‌ي انرژي 400 كيلو كالري در هر جلسه تمرين بود. در گروه تمرين شديد، كل چربي شكم، چربي زيرپوستي و چربي احشايي، به طور معناداري كاهش يافتند. همچنين، تغييرات قابل ملاحظه‌اي در هيچ كدام از متغيرها در گروه كنترل يا كم شدت، ديده نشد. از يافته‌هاي اين پژوهش، مي‌توان نتيجه گرفت كه به وسيله‌ي شدت تمرين با اثرگذاري بيشتر تمرين پر شدت در كاهش چربي زيرپوستي، احشايي و كلي زنان چاق مبتلا به سندروم متابوليك، تغييرات در تركيب بدني تحت تأثير قرار مي‌گيرد (ايرونيگ26، 2008).
2-4-1. اهميت ارزيابي تركيب بدن
با ارزيابي تركيب بدن، مي‌توان بر اين موضوع تأكيد كرد كه كاهش وزن از طريق از دست دادن آب بدن و در پيش گرفتن يك رژيم غذايي فوق‌العاده دشوار، نمي‌تواند ورزشكاران را تقويت نمايد؛ زيرا نكته‌ي مهم در بهتر شدن اجراي ورزشي، همانا از دست دادن وزن چربي است. از ديدگاه ورزشي، تركيب بدني كه با اندازه‌گيري چربي زيرپوستي تعيين مي‌شود، اهميت فراوان دارد و اين اهميت، از اين لحاظ ارتباط اين چربي با اجراي ورزش است؛ به عبارت ديگر، ارزيابي تركيب بدن در درجه‌ي اول، به خاطر بهينه‌سازي اجراهاي ورزشي و در درجه‌ي دوم، از نظر حفظ سلامتي، تندرستي و پيشگيري از بروز بيماري‌هاي مختلف درخور توجه است (آقا علي‌نژاد، 1391).
بخشي از تفاوت‌هاي موجود در انجام مهارت‌هاي ورزشي بين مردان و زنان را مي‌توان از طريق درصد چربي بيشتر در زنان توجيه كرد. ميانگين چربي مردان بالغ، 15 تا 17 درصد وزن آنها است؛ در صورتي كه اين ميانگين در بدن زنان، حدود 25 درصد وزن آنها را شامل مي‌شود. سلول‌هاي چربي، نمي‌توانند ATP را براي استفاده عضلات توليد كنند، بلكه عمل اصلي آنها ذخيره‌ي چربي است. در نتيجه، درصد بيشتر چربي از دو جهت (از نظر انجام مهار‌ت‌ها)، تعيين كننده است. 1) ياخته‌هاي چربي، از نظر توليد انرژي، كمك نمي‌كنند، و 2) براي جابجايي چربي، به هزينه‌ي انرژي نياز است.
هنگام اجراي فعاليت‌هاي بدني، افرادي كه از نظر جسماني فعال هستند، نسبت به افراد هم سن و سال غير فعال خود، در اساس، چربي كلي كمتري دارند. اندازه‌گيري عوامل تركيب بدن از اين نظرها اهميت دارد (هيوارد27، 2004).
ـ شناخت خطرات تهديد كننده‌ي سلامتي فرد كه با چربي بسيار بالا يا بسيار پايين بدن ارتباط دارند.
ـ شناخت خطرات تهديد كننده‌ي سلامتي كه با تجمع چربي در ناحيه‌ي شكم مرتبط هستند.
ـ براي افزايش درك و دانش فرد از خطرات تهديد كننده‌ي سلامتي كه با چربي كم يا زياد بدن مرتبط هستند.
ـ ارزيابي كارآيي برنامه‌ي تغذيه‌اي و فعاليت بدني در تغيير تركيب بدني.
ـ برآورد وزن ايده‌آل افراد و ورزشكاران.
ـ تنظيم رژيم غذايي و تجويز كردن فعاليت بدن.
ـ نشان دادن رشد، نمو، بلوغ و تغييرات مرتبط با سن در تركيب بدني.
2-4-2. روش‌هاي ارزيابي تركيب بدن
2-4-2-1. روش‌هاي آزمايشگاهي
ـ اندازه‌گيري چگالي بدن (وزن‌كشي در آب)
چگالي، عبارت است از جرم واحد حجم، يا نسبت جرم يك جسم به حجم آن. چگالي بافت‌هاي بدن، به طور چشمگيري متفاوت است؛ براي مثال چگالي چربي، 9/0 گرم بر سانتي‌متر مكعب است. اگر اين اجزاء را در زمينه‌ي بدن به عنوان يك كل در نظر بگيريم، بدني با چگالي كمتر، نسبت به يك بدن با چگالي بيشتر، چربي بيشتر دارد. بنابراين، ارتباط چگالي و چربي بدن، معكوس است. هر چه نسبت چربي بيشتر باشد، چگالي بدن كمتر است؛ لذا چگالي بدن اجازه مي‌دهد كه درصد چربي وزن بدن را برآورد كنيم.
رايج‌ترين روش چگالي سنجي، اندازه‌گيري وزن بدن در زير آب ساكن است (هيدرواستاتيك). در روش وزن كردن بدن در زير آب، ابتدا توده‌ي بدن فرد در هواي عادي و با روش معمولي اندازه‌گيري مي‌شود. سپس با استفاده از اصل ارشميدس (حجم بدن برابر است با حجم آب جابجا شده هنگام فرو رفتن كامل در آب) حجم بدن محاسبه مي‌شود. آن گاه توده‌ي بدن فرد نيز هنگامي كه در زير آب قرار دارد، اندازه‌گيري مي‌شود. اختلاف بين توده‌ي بدن فرد در هوا و توده‌ي بدن او در زير آب، برابر توده‌ي آب جابجا شده است. پس چگالي آب، بر حسب توده‌ي زير آب اصلاح مي‌شود (آقا علي‌نژاد، 1391).
ـ تعيين آب كل بدن (آب سنجي)
بيشترين مقدار آب بدن، در توده‌ي بدون چربي قرار دارد. در يك فرد بزرگسال معمولي، 72 تا 74 درصد از توده‌ي بدون چربي آب است؛ در حالي كه بافت چربي، آب كمتري دارد و كل مقدار آن، حدود 20 درصد است. به طور معمول، كل آب بدن از طريق تكنيك‌هاي رقيق‌سازي معمولاً با آب دوتريوم (آب برخوردار از هيدروژن سنگين) تعيين مي‌شود.
تغيير آب كل بدن28 (TBW) در طول روز به مصرف مايعات و سطح فعاليت جسماني بستگي دارد؛ لذا معمولاً آن را در صبح و به صورت ناشتا اندازه‌گيري مي‌كنند. مقدار ايزوتوپ، بر اساس وزن بدن فرد استعمال مي‌شود. مدت زمان به تعادل رسيدن با آب بدن، با توجه به مقدار ايزوتوپ، بين دو تا چهار ساعت توصيه مي‌شود. در نهايت، غلظت ايزوتوپ در سرم، ادرار و بزاق دهان اندازه‌گيري مي‌شود. بنابراين:
TBW = (A – E) / C
كه در آن A مقدار ايزوتوپ مصرف شده، E مقدار ايزوتوپ دفع شده و C غلظت ايزوتوپ در سرم، ادرار و بزاق دهان است. آنگاه با فرض اينكه درصد آب توده‌ي بدن چربي در بزرگسالان ثابت است، توده‌ي بدون چربي بدين گونه برآورد مي‌شود:
FFM = TBW / 0.732
و به دنبال آن، توده‌ي چربي با اين تفريق برآورد مي‌شود (آقا علي‌نژاد، 1391).
توده‌ي بدون چربي ـ وزن بدن ـ توده‌ي چربي
ـ اندازه‌گيري پتاسيم بدن
پتاسيم در اغلب سلول‌ها، به ويژه در بافت عضلاتي وجود دارد. بنابراين، با اندازه‌گيري غلظت پتاسيم در بدن، مي‌توان FFM را برآورد كرد. اين امر، با اندازه‌گيري پتاسيم (40k) 40 مي‌كنند كه يك راديو ايزوتوپ طبيعي پتاسيم است صورت مي‌گيرد. پتاسيم 40، مقدار 12 درصد از كل پتاسيم بدن انسان را تشكيل مي‌دهد. ابزارهاي اكتشافي با حساسيت بسيار بالا غلظت پتاسيم 40 را اندازه‌گيري مي‌كنند كه شمارش‌گر كل بدن ناميده مي‌شود و انتشار امواج گاما را از پتاسيم بدن مي‌سنجد. فرض بر اين است كه نسبت ثابتي از پتاسيم، در توده‌ي بدن چربي موجود است. بر همين اساس، توده‌ي بدون چربي بدن، 1/68 ميلي اكي‌والان بر كيلوگرم (66/2 گرم در كيلوگرم) در مردان و 2/64 ميلي اكي‌والان بر كيلوگرم (51/2 گرم در كيلوگرم) در زنان بزرگسال جوان است. پس از آن، توده‌ي چربي از اين تفريق حاصل مي‌شود (آقا علي‌نژاد، 1391).
توده‌ي بدون چربي ـ وزن بدن ـ توده‌ي چربي
ـ روش جايگزيني هوا
يكي از جديدترين روش‌هاي برآورد تركيب بدن، روش جايگزيني هوا يا گازها است. استفاده از اين روش، همبستگي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید