ورزيده اين تفاوت، دامنه‌اي بين 15 تا 20 درصد دارد (6 ، 39). با اين حال اگر VO2 max به صورت ارزش مطلق (ليتر در دقيقه) به جاي نسبت وزن بدن (ميلي‌ليتر در كيلوگرم در دقيقه) بيان شود اين تفاوت‌ها به نحو قابل توجهي بيشتر خواهد شد (ولز11، 1983). مثلاً در بين قهرمانان زن و مرد اسكي‌باز صحرايي، وقتي از وزن بدن براي بيان نسبت VO2 max استفاده مي‌شود، مقدار 43 درصد VO2 max كمتر در زنان (54/6 در برابر 75/3 ليتر در دقيقه) به 15 درصد (8/83 در برابر 2/71 ميلي‌ليتر در كيلوگرم در دقيقه) تقليل مي‌يابد. تفاوت جنسي آشكار در VO2 max معمولاً به تفاوت در تركيب بدن و ميزان هموگلوبين نسبت داده مي‌شود. براي مثال، زنان جوان تمرين نكرده معمولاً حدود 26 درصد چربي بدن دارند، در حالي كه مقدار معادل آن در مردان داراي ميانگين برابر با 15 درصد است (كچ12، 1988). با وجودي كه مردان قهرمان تمرين كرده داراي درصد چربي كمتري هستند، زنان همتراز آنها همواره به طور معني‌دار چربي بيشتري دارند، بنابراين مردان فقط به دليل داشتن توده‌ي عضلاني نسبتاً بيشتر و چربي كمتر از زنان، عموماً قادر به توليد كل انرژي هوازي بيشتري هستند.
همچنين غلظت هموگلوبين مردان 10 تا 14 درصد بيشتر از زنان است (آستراند، 1956). اين تفاوت در ظرفيت حمل اكسيژن خون، مردان را به طور بالقوه قادر مي‌سازد تا اكسيژن بيشتري را هنگام تمرين به گردش درآورده و در نتيجه به آنها اندك برتري در ظرفيت هوازي مي‌دهد (مك آردل،2007).
اگرچه چربي كمتر بدن و هموگلوبين بيشتر مردان، آنها را تا حدودي نسبت به زنان از لحاظ توان هوازي برتري مي‌بخشد ولي جهت بيان كامل تفاوت‌هاي بين دو جنس بايد ساير عوامل را نيز مورد توجه قرار داد. از جمله ملاحظات ممكن تفاوت در سطح فعاليت جسماني طبيعي بين “متوسط” مردان و “متوسط” زنان است. اين موضوع را مي‌توان به صورت متقاعد كننده‌اي مورد بحث قرار داد كه به دليل محدوديت‌هاي اجتماعي، زنان نسبت به مردان به طور قابل توجهي از موقعيت‌هاي شركت در تمرين‌هاي ورزشي محرومند. در واقع، حتي بين بچه‌هاي قبل از بلوغ، پسران در زندگي روزانه به طور چشمگيري فعال‌تر از دختران هم سن و سال خود هستند (گليام13، 1981). با اين حال، به رغم اين محدوديت‌هاي ممكن، ظرفيت‌ هوازي زنان فعال معمولاً بالاتر از مردان غير فعال است. در حقيقت، امتيازات VO2 max زنان اسكي‌باز صحرا نوردي 40 درصد بالاتر از مردان بي‌تمرين است (برگ14، 1987).
2-3-2-5. اندازه و تركيب بدن
چنين برآورد شده است كه 69 درصد از تفاوت در امتيازات VO2 max بين افراد را مي‌توان به آساني به حساب تفاوت‌هاي موجود در توده‌ي بدن، 4 درصد تفاوت‌هاي موجود در جثّه و 1 درصد اختلافات در وزن چربي گذاشت. بنابراين مقايسه‌ي عملكردهاي ورزشي يا مقدار مطلق اكسيژن مصرفي بين افرادي كه از نظر اندازه و تركيب بدن متفاوتند بي‌معني به نظر مي‌رسد. اين موضوع سبب شده است كه اكسيژن مصرفي به طور متداول بر حسب رابطه‌ي آن با اندازه‌ي بدن، سطح رويه، وزن بدن، وزن خالص (بدون چربي) بدن يا حجم عضله بيان شود (مك آردل، 2007).
2-3-2-6. بلوغ
پيش از بلوغ، پسران و دختران در آمادگي قلبي ـ تنفسي با يكديگر اختلاف ندارند، اما از زمان مشخصي، دختران در اين آمادگي عقب مي‌مانند (كاستيلو15، 2006).
2-3-2-7. سن
تفاوت‌هاي VO2 max مردان و زنان در سنين جواني، بسيار ناچيز است و در سنين پس از رشد و ميان‌سالي، به طور كامل، بارز مي‌شود. نتايج حاصل از پژوهش‌هاي مختلف، اختلافي حدود 15 تا 20 درصد بين VO2 max مردان و زنان قائل شده‌اند. اين اختلاف در دامنه‌ي سني 20 تا 60 سالگي قرار مي‌گيرد. تفاوت VO2 max زنان و مردان از تفاوت‌هاي آناتوميكي و فيزيولوژيكي مانند سطح هموگلوبين پايين‌تر، ريه‌ها و قلب كوچك‌تر نسبت به اندازه‌ي بدن و برون‌ده قلبي كمتر (ضربان قلب بيشينه زن و مرد برابر است؛ ليكن زنان، حجم ضربه‌اي كمتري دارند) در زنان نشأت مي‌گيرد. پس از 25 سالگي، VO2 max در هر دو جنسيت، رو به كاهش مي‌گذارد. در فاصله‌ي بين 10 تا 15 سالگي، تفاوت ناچيزي بين دو جنس مشاهده شده است. در بزرگ‌سالي، ظرفيت VO2 max زنان به طور قابل ملاحظه‌اي پايين‌تر از مردان مي‌باشد. هر دو گروه زن و مرد در سنين 18 تا 20 سالگي، بيشترين توان هوازي را دارند و از اين سه به بعد، با كاهش ظرفيت هوازي مواجه مي‌شوند. علت اين تفاوت‌ها به احتمال به مقدار هموگلوبين و بازدهي كمتر قلب زنان نسبت به مردان مربوط مي‌شود (آرمسترانگ16، 1999).
2-3-3. تعيين فيزيولوژيك VO2 max و عوامل مؤثر آن
هر سلول، براي تبديل انرژي مواد غذايي به انرژي قابل استفاده با هدف انجام كار سلولي (ATP) ، اكسيژن مصرف مي‌كند. با وجود اين كه عضلات بدن، بيشترين حجم از كل اكسيژن مصرفي را در هنگام فعاليت به خود اختصاص مي‌دهند، ولي در حالت استراحت، به مقدار انرژي اندكي نياز دارند. بنابراين، انقباض سلول‌هاي عضلاني، به مقدار قابل توجهي ATP نياز دارد كه اين امر، موجب مصرف مقادير زياد اكسيژن در طول تمرين‌ها مي‌شود. حاصل فعاليت ميليون‌ها سلول بدن، مصرف اكسيژن و توليد دي‌اكسيد كربن است. بنابراين، مي‌توان مقادير اكسيژن مصرفي و دي‌اكسيد كربن توليد شده در حجم هواي تهويه‌اي را به وسيله‌ي تجهيزاتي كه نسبت CO2 به O2 را اندازه‌گيري مي‌كنند، تعيين كرد. مصرف بيشتر اكسيژن به هنگام ورزش نشان دهنده‌ي شدت بالاتر كار عضلاني است؛ زيرا از اين مقادير اكسيژن مصرفي، براي توليد ATP با هدف انقباض عضلاني استفاده مي‌شود.
تارهاي عضلاني براي توليد انرژي هوازي به طور كامل، به دو عامل وابسته هستند:
ـ دستگاه خارجي جذب اكسيژن از هوا براي كار سلول‌هاي عضلاني.
ـ سازوكار انتقال اكسيژن به ميتوكندري براي توليد انرژي هوازي.
حداكثر اكسيژن مصرفي (VO2 max) ، يكي از قديمي‌ترين شاخص‌هاي آمادگي براي اندازه‌گيري اجراهاي انسان است. قابليت مصرف اكسيژن، ناگزير در انسان و حيوانات، به وسيله‌ي حداكثر بازده‌ي كار آنها در يك دوره‌ي يك دقيقه‌اي از زمان، تعيين مي‌شود كه هر قدر اين مقدار بيشتر باشد، پتانسيل ميزان كار بيشتر مي‌شود.
در واقع، سه عامل اصلي، اكسيژن مصرفي را تعيين مي‌كنند:
ـ برون‌ده قلب (مقدار خوني كه به وسيله‌ي قلب در مدت يك دقيقه پمپ مي‌شود).
ـ انتقال اكسيژن خون (هموگلوبين سلول‌هاي قرمز خون).
ـ حجم عضلات اسكلتي فعال و قابليت آنها در مصرف اكسيژن (آقا علي‌نژاد، 1391).
2-3-4. اندازه‌گيري VO2 max
آزمون‌هايي كه به وسيله‌ي آنها مي‌توان VO2 max را اندازه‌گيري كرد، داراي شرايط ويژه‌اي هستند كه در قسمت ذيل، به طور اختصار، به برخي از آنها اشاره مي‌شود.
ـ بكارگيري حداقل 50 درصد توده‌ي عضلاني بدن (فعاليت‌هايي كه اين حجم از عضلات را فعال مي‌كنند شامل دويدن، ركاب زدن و رويينگ هستند كه در آزمايشگاه‌ها به طور معمول، از روش دويدن بر روي نوارگردان‌هايي كه قابليت تغيير در سرعت و شيب را دارند، براي اندازه‌گيري حداكثر اكسيژن مصرفي استفاده مي‌شود).
ـ وابستگي نداشتن آزمون‌ها به قدرت، سرعت، اندازه‌ي بدن و مهارت افراد.
ـ دادن فرصت كافي به آزمودني تا پاسخ‌هاي فيزيولوژيك سيستم قلبي ـ عروقي وي به حداكثر برسد (معمولاً در آزمون‌هاي بيشينه، برآورد VO2 max از پروتكل‌هاي تمريني پيوسته‌اي كه 6 تا 12 دقيقه به طول مي‌انجامد، صورت مي‌گيرد).
ـ انگيزش‌هاي بالاي آزمودني براي تداوم آزمون تا سر حد واماندگي (آقا علي‌نژاد، 1391).
2-4. تركيب بدني
تركيب بدني، بيانگر مقادير نسبي اجزاي بدن است. برخي پژوهشگران، توده‌ي بدني را نسبتي از آب، پروتئين، مواد معدني و چربي در نظر مي‌گيرند. در حالي كه بيشتر روش‌هاي ارزيابي تركيب بدني، برآوردي از توده‌ي بدون چربي يا توده‌ي خالص بدن و توده‌ي چربي ارائه مي‌دهند.
ساده‌ترين تقسيم‌بندي براي شناسايي تركيب بدني، توسط بروزك17 و همكاران و سيري18 به دست داده شده است. آنها بدن را به دو بخش توده‌ي چربي و توده‌ي بدون چربي تقسيم كردند. توده‌ي چربي، شامل چربي ضروري و چربي ذخيره است. چربي ضروري، در مغز استخوان، مغز، نخاع شوكي، عضلات و ديگر اندام‌هاي داخلي يافت مي‌شود و براي اعمال فيزيولوژيكي و بيولوژيكي طبيعي بدن ضروري است. عقيده بر اين است كه مقدار چربي ضروري، هرگز نبايد به زير سه درصد از كل توده‌ي بدن براي مردان و 12 درصد از كل توده‌ي بدن براي زنان كاهش يابد. دليل بالاتر بودن ذخاير چربي ضروري زنان، تجمع چربي در نواحي سينه‌ها و رحم است. افت چربي ضروري به زير مقادير بحراني، اعمال فيزيولوژيكي و بيولوژيكي را دچار اختلال مي‌كند (آقا علي‌نژاد، 1391).
ذخاير چربي بدن دو نوع هستند. چربي زرد كه نزديك به 99 درصد از كل ذخاير چربي را تشكيل مي‌دهد و چربي قهوه‌اي كه در ميتوكندري‌ها فراوان است و مي‌تواند توليد حرارت را به علت كاهش جزئي كارآيي شيميايي ساخت ATP ، افزايش دهد. بيشتر بافت چربي، به طور مستقيم در زير پوست يافت مي‌شود. توزيع زير پوستي چربي در مردان و زنان و سنين مختلف متفاوت است. مردان به ذخيره‌ي چربي بيشتر در دور كمر (چاقي مردانه) گرايش دارند، در حالي كه ذخيره‌ي چربي در بدن زنان، بيشتر در اطراف ران و باسن (چاقي زنانه) اتفاق مي‌افتد. افراد مسن، نسبت به جوانتر‌ها چربي زيرپوستي كمتري دارند، اما بيشتر ذخاير چربي آنها در درون و بين عضلات اسكلتي است. توده‌ي بدون چربي يا توده‌ي خالص بدن19 (LBM) شامل عضلات، استخوان‌ها، اندام‌ها، مايعات و ديگر بافت‌هاست (آقا علي‌نژاد، 1391).
تركيب بدني، جزء اصلي نيم رخ سلامتي و آمادگي جسماني افراد است. اضافه وزن، با افزايش خطر بيماري كرونري قلب، حمله‌ي مغزي، فشار خون بالا، افزايش تري‌گليسيريد خون، ديابت نوع دوم، التهاب استخواني و مفصلي، اختلالات خلق و خو، اختلالات خواب، اختلالات تغذيه‌اي، نقرس، بيماري كيسه‌ي صفرا و برخي سرطان‌ها اميد به زندگي را كاهش مي‌دهد (برونت20، 2007). چربي بسيار كم نيز براي سلامتي خطرناك است. بسياري از مطالعات افزايش ميزان مرگ و مير در افراد بسيار چاق و بسيار لاغر را نسبت به افراد طبيعي (لي21، 1993) گزارش كردند.
با توجه به ارتباط بسياري از عوامل تركيب بدني، به ويژه درصد چربي بدن و چگونگي توزيع چربي در نواحي مختلف بدن با بسياري از بيماري‌هاي جسماني و رواني، اندازه‌گيري تركيب بدني به صورت امري متداول و رايج در مراكز درماني، بهداشتي و ورزش درآمده است (يانگ22، 1993). علاوه‌بر اين، اندازه‌گيري تركيب بدني در برآورد وزن مطلوب و ارائه‌ي برنامه‌هاي غذايي و تقويتي نيز داراي اهميت است (هيوارد23، 1996).
در مطالعه‌اي كه اثر حجم تمرين بر روي وزن بدن، تركيب بدني و مقادير چاقي مركزي، در 182 مرد و زن چاق بي‌تحرك 40 تا 65 ساله‌ي مبتلا به ديس ليپيدمي‌اي ملايم تا متوسط انجام شد، آزمودني‌ها به طور تصادفي، به چهار گروه تقسيم شدند: گروه كنترل و سه گروه ديگر در يك برنامه‌ي تمريني به مدت هشت ماه شركت كردند. در يك گروه، تمرين‌هاي با حجم زياد / شدت بالا انجام شد كه از لحاظ كالري مصرفي، معادل 32 كيلومتر دويدن نرم در هفته با شدت 65 تا 80 درصد VO2 peak بود. گروه دوم تمرين‌هايي با حجم پايين / شدت بالا معادل 2/19 كيلومتر دويدن نرم در هفته با شدت 65 تا 80 درصد VO2 peak را انجام دادند و در گروه بعدي، تمرين‌ها با حجم پايين / شدت متوسط معادل 2/19 كيلومتر پياده‌روي در هفته با شدت 40 تا 55 درصد VO2 peak انجام شد. آزمودني‌ها موظف به حفظ رژيم غذايي و وزن بدن خود شدند.
زمان واقعي سپري شده‌ي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید