رفتار افراد تاثير ميگذارد بلکه اين تاثير شامل حرفهها، سازمانها و سياستگذاران نيز ميشود. به عبارت ديگر علاوه بر جريان رو به پائين، بازاريابي اجتماعي مي تواند به صورت رو به بالا نيز عمل کند و به دنبال تغيير رفتار حرفهاي نيز باشد.
براي مثال تشويق سياستگذاران به قوانين و مقررات مربوط به مصرف در اين حوزه قرار ميگيرد(دواس،1383: 38). به طور کلي بازاريابي اجتماعي به دنبال دستيابي به يکي از چهار هدف زير در مخاطبان است: پذيرش رفتار جديد، رد رفتار بالقوه، تعديل رفتار فعلي يا ترک رفتار قديمي. تغيير رفتار داوطلبانه است و با استفاده از رويکرد مشتري مداري به درک چيزي که مخاطبان هدف از آن آگاهي دارند، آن را باور دارند يا انجام مي دهند،کمک مي کند (کاتلر ،1382). هدف دانش بازاريابي اجتماعي با ديد فلسفي اين است که، مفروضات و مفاهيم آن شناسايي شوند و مسـير رشـد و بالنـدگي آن همـوار گردد. از طرف ديگر، تدوين يك نظريه منسجم و يكپارچه بازاريابي اجتمـاعي قـادر اسـت راهكارهاي منطقي براي مشكلات و مسائلي فـراهم آورد كـه جوامـع امـروزي بـدان دچـار هستند. مي توان به جرأت اذعان نمود كه در اين زمينـه تلاش جـدي و قابـل تـوجهي انجـام نگرفته است. جبران اين بي توجهي و اغماض نسبت به بازاريابي اجتماعي مي تواند تناقضـات ذاتي آن را مرتفع نمايد . اگر بازاريابي اجتمـاعي درصـدد يـافتن جايگـاهي رفيـع در جامعـة علمي است بايد تلاشهاي خود را، جدي ترو تعارضات و تناقضات درونـي خـود را حـل و فصل نمايند. بازاريابي اجتماعي ناگزير است، راهكارهايي را جستجو كند كه پايـه و اسـاس منطقي و عقلايي دارند و از تناقض و دوگانگي در امان هستند . بنابراين، ضـرورت دارد ايـن تلاش هاو كوشش ها به صورت جدي و مداوم پيگيري گردد(خورشيدي،1382: 144).
2-8)تجهيزات و فناوري هاي نوين ساختماني:
انواع محصولاتي چون، تجهيزات و ماشين آلات ساختماني، صنايع آب، فاضلاب، گاز، لوازم و تجهيزات الکترونيکي و بالابرها، پوشش هاي سقف و ديوار و قطعات پيش ساخته و کف، سراميک، درب و پنجره، رنگ و چسب و انواع عايق هاي صوتي و حرارتي، لوله و اتصالات و شيرآلات، يراق آلات و قفل و دستگيره با رويکرد صنعتي سازي ساختمان را مي توان از موارد تجهيزات و فناوري هاي نوين ساختماني به شمار آورد.
حال چند مورد را به عنوان مثال و آشنايي بيشتر با تجهيزات و فناوري هاي نوين ساختماني که در سطح ايران صورت گرفته معرفي مينائيم:
به عنوان مثال يک شرکت ايراني از نوعي الياف پلي پروپيلن در ساخت بتن کامپوزيت سيماني استفاده کرده است که اين الياف با شکل‌پذيري زياد مي‌تواند جايگزين بتن معمولي در تيرها و قاب هاي بتني و تقويت سازه‌هاي بتني در ساختمان‌هاي مقاوم در برابر زلزله شود. شرکت ايراني ديگري هم با استفاده ازفن آوري نانو سنگ هاي تزييني توليد کرده است. اين نوع از سنگ ها داراي سطحي مقاوم در برابر خش خوردگي اند و رنگ آن ها به مرور زمان تغيير نمي کند.
گروه صنعتي ديگري، تجهيزات گرمايشي و سرمايشي توليد کرده است که در مقايسه با نمونه هاي مشابه داخلي تا 85 درصد در مصرف انرژي صرفه جويي مي کند. اين شرکت بتازگي آبگرمکن خورشيدي خانگي به بازار عرضه کرده است.
اگر معماران برج‌ها را با استفاده از مواد دوام ‌ناپذير مانند فولاد و بتن بسازند يا اين که از مواد جديدي مانند اين ماده استفاده کنند، در سلامت زمين تفاوت بزرگي ايجاد خواهد کرد. مهندسان به تازگي پيشرفته‌ترين ماده ساختماني جهان براي شهرهاي آينده را “چوب” معرفي کرده‌اند. چوب مانند هر محصول ديگر تجديدپذير و غني از کربن است زيرا دي‌اکسيدکربن را در طول رشدش جذب کرده و حتي پس از تبديل شدن به الوار آن را حفظ مي‌کند و در مقايسه با فولاد يا بتن، ارزان‌تر و مونتاژ آن آسان‌تر بوده و در مقابل آتش مقاوم‌تر و بادوام‌تر است. جمعيت‌شناسان پيش‌بيني مي‌کنند نرخ جمعيت شهري کره زمين طي 36 سال آينده، دو برابر شود و اين موضوع تقاضا را براي ساختمان‌هاي مرتفع‌تر در شهرهاي متراکم‌تر از حال حاضر، افزايش مي‌دهد. اين که معماران و شرکت‌هاي ساخت‌وساز، اين برج‌ها را با استفاده از مواد دوام‌ناپذير مانند فولاد و بتن بسازند يا اين که از مواد جديدي مانند) CLT چوب مهندسي‌شده) استفاده کنند، در سلامت زمين تفاوت بزرگي ايجاد خواهد کرد. به عبارت ديگر، آينده شهري جهان در دستان قديمي‌ترين ماده ساخت‌و‌‌ساز يعني چوب، قرار دارد. آسمان‌خراش‌هاي بزرگ قرن بيستم در سراسر شهرهاي جهان تقريبا به طور کامل از بتن و فولاد ساخته شدند و مردم استفاده از چوب را به بوته فراموشي سپرده بودند. اما طي دو دهه اخير، معماران و مهندسان دوباره در امکان استفاده از چوب به عنوان ماده ساختماني تجديدنظر کرده‌اند و اواسط دهه 1990، دولت اتريش برنامه تحقيقاتي آکادمي- صنعتي را براي توسعه اشکال جديد و مستحکم‌تر چوب مهندسي‌شده ارايه داد تا عرضه بيش از اندازه الوار اين کشور را ممکن کند. نتيجه اين اقدام ماده‌اي سبک‌وزن و بي‌نهايت محکم به نام CLT بود که مي‌توان آن را پيش‌ساخت کرده و به صورت سفارشي برش زد. زيبايي ساده CLT در کيفيت آن است؛ چوب نرمال در يک جهت قوي است اما در جهت متقابل ضعيف عمل مي‌کند. لايه‌هاي قائم CLT، آن را در دو جهت قوي مي‌کنند و چون به لايه‌هايي از ميله‌هاي کوچک‌تر متکي است، مي‌تواند با استفاده از چوب گره‌دار و داراي اشکال عجيب، اتلافات را کاهش دهد. CLT زماني ظاهر شد که معماري وارد انقلاب فناورانه‌اش مي‌شد. در گذشته، معمار نقشه‌هاي پيش‌نويسي را با دست مي‌کشيد و آن‌ها را براي يک مهندس مي‌فرستاد و مهندس نيز اين مدارک را به هر پرتو چوب يا صفحه فولاد تبديل مي‌کرد. اين اجزا سپس برش داده مي‌شدند و در مکان ساخت‌و‌ساز، قطعه به قطعه مونتاژ مي‌شدند که اين موضوع فرايندي گران، زمان‌بر و اغلب غير دقيق بود(لطفي زاده، 1382 :6). امروزه تمامي اين مراحل با رايانه صورت مي‌گيرد و معمار، ساختماني را با استفاده از نرم‌افزار اتوکد سه‌بعدي طراحي مي‌کند و برنامه مشخصات ماده را توليد کرده و آن‌ها را به روترهاي رباتيک چوبي يا فولادي مي‌فرستد. اين روترها، پنل‌ها را با دقت ميلي‌متري شکل مي‌دهند و نتيجه، بلوک‌هاي ساختماني است که چند کارگر مي‌توانند آن‌ها را ظرف چند هفته به يکديگر پيچ کنند. آتش نخستين دغدغه‌اي است که هنگام فکرکردن به ساخت‌و‌ساز با چوب به ذهن خطور مي‌کند و اين در حالي است که چوب مهندسي‌شده در آتش، ايمن‌تر از فولاد است. يک تخته ضخيم چوب در بخش بيروني نيم‌سوز مي‌شود و چوب دروني را از آسيب حفظ مي‌کند. از سوي ديگر، فلز در برابر آتش شروع به ذوب‌شدن مي‌کند. با اين حال، بزرگ‌ترين نيروي محرکه براي استفاده از چوب آگاهي رو‌به‌رشد توليدکنندگان و معماران از مشارکت رشته آن‌ها در تغيير آب و هواست. بتن و فولاد نيازمند مقادير عظيم انرژي براي توليد و انتقالشان هستند و در هر تن فولاد و بتن، بيش از يک تن دي‌اکسيدکربن توليد مي‌شود. از سوي ديگر چوب و حتي چوب مهندسي‌ شده مانند CLT که انرژي افزوده‌اي را براي برش و پرس ‌کردن به شکل قطعات مي‌طلبد، بسيار بيشتر از بتن و فولاد دوستدار محيط زيست هستند و به گفتهWood for Good ، شرکت سازمان حامي ساخت و ساز پايدار با چوب، يک تن آجر چهار برابر ميزان انرژي بيشتري را براي توليد در مقايسه با يک تن چوب نرم CLT مي‌طلبد. اين در حالي است که بتن نيازمند پنج برابر، فولاد 24 برابر و آلومينيوم 126 برابر انرژي بيشتري براي توليد است. چوب داراي عملکرد بهتري نيز هست و به طور مثال، پنج‌برابر بتن و 350 برابر فولاد عايق‌تر است و اين به معناي انرژي کمتر براي گرم‌ کردن و خنک ‌کردن يک ساختمان چوبي است. برخي از شرکت ها هم با سرمايه گذاري مشترک با توليدکنندگان آسيايي واروپايي، دستگاه هاي صنعتي مصالح ساختماني توليد کرده اند. به عنوان مثال شرکتي ايراني با مشارکت شرکتي ترکيه اي، خط توليد انبوه پنجره هاي دوجداره به بازار عرضه کرده است(جانسون ، 1391 :126). همه اين موارد، نشان از رشد بالاي صنعت عمران و ساختمان ايران در سال هاي اخير داشته و اکنون اين صنعت، مي تواند رقيبي براي محصولات برتر خارجي باشد که اميد است ، زمينه لازم براي عرضه اين توانمندي ها و ظرفيت ها ايجاد شود. تصوير زير نيز بيانگر برخي از مواردي است که مي توان در جهت بکارگيري تجهيزات و فناوري هاي نوين ساختماني از آنها استفاده کرد.

شکل 2-1 موارد استفاده تجهيزات و فناوري هاي نوين ساختماني

2-9)پيشينه پژوهش :
– بازاريابي اجتماعي در دهه 1970 به عنوان يك حوزه علمي كامل و مستقل پا به عرصه گيتي نهاد. فيليپ كاتلر20 و جرالد آلتمن21 دو تن از ا نديشمندان و صاحبنظران مشهور بازاريابي، اين حوزه علمي جديد را معرفي كردند . آنها عقيده داشتند كه مفروضات و مفاهيم بازاريابي تجاري مي تواند براي فروش اعتقادات، باورها، نگرش ها و رفتارهاي انساني مورد استفاده قرار گيرد . اصرار كاتلر و آلتمن بر اين نكته بود كه تفاوت عمده و اساسي بازاريابي اجتماعي با ساير حوزه هاي بازاريابي در اهداف و مقاصد بازاريابي اجتماعي و تشكيلات آن متجلي است.
– تام پيترز22 و رابرت واترمن23 در سال 2000 مطالعات گسترده اي را در شركت هاي بسيار موفق مانند هيولت پاكارد24، فريتو لي25، پروكتراند گمبل26، تريام27، ماريوت28 و چند شركت موفق ديگر انجام دادند . هدف از اين مطالعات آن بودكه دلايل و ريشه هاي موفقيت اين شركت ها در بازارهاي به شدت رقابتي مشخص گردد. نتايج اين مطالعات ارائه شد. نتيجه اين مطالعات نشان ميداد كه اين ” درجستجوي تعالي ” بعدها در كتابي به نام شركت ها، همگي داراي مجموعه اي از اصول مشترك بازاريابي هستند. به عبارت ديگر، شركت ها شناخت و آگاهي دقيقي از چگونگي ترغيب كاركانان خود براي افزايش كيفيت و ارج نهادن به مشتري دارند( كاتلر و آرمسترانگ29، 1379).
– شمس و رشيديان در سال 1385 در پژوهشي با عنوان” بازاريابي اجتماعي: كاربرد و مزيت استفاده از آن در آموزش مداوم پزشكي”در حيطه بازاريابي اجتماعي صورت گرفت، از علل عدم موفقيت در عرصه بازاريابي اجتماعي را ، ناكارآمدي روش هاي آموزشي ذكر كرده است . تئوري ها و روش هاي مبتني بر ديدگاه بازاريابي اجتماعي از جمله روش هاي نوين آموزشي هستند كه مي توانند در جهت رفع اين مشكل مد نظر قرار گيرند. در سه دهه اخير استفاده از اصول و روش هاي بازاريابي تجاري براي تغيير عقايد، نگرش ها و رفتارها، مورد توجه قرار گرفته است و از آن با عنوان بازاريابي اجتماعي نام برده شده است. در اين فرآيند منظم و برنامه ريزي شده با استفاده از اصول و تکنيک هاي بازاريابي تجاري، محور قرار دادن مشتري و شناخت خواسته ها و نيازهاي او، مخاطب به انجام يك رفتار و يا توجه به ايده هاي خاص ترغيب مي شود. تحليل مشتري (شناسايي و دسته بندي مخاطبان)، تحليل بازار و تحليل كانال،‌ مراحل اساسي برنامه ريزي مبتني بر بازاريابي اجتماعي به شمار مي روند. و نتيجه گيري اينکه اگر چه به نظر مي رسد طراحي برنامه هاي آموزشي بر مبناي اصول ياد شده، هزينه اجراي برنامه را افزايش مي دهد ولي احتمال موفقيت آموزشي برنامه و تاثير آن بر رفتار پزشكان را بالا مي برد (شمس ،1385).
– کفاش پور و مرتضوري در سال 1391 طي مطالعه ديگري با عنوان” کاربرد فلسفه بازاريابي اجتماعي در تمايل به اهداي داوطلبانه خون با استفاده از تئوري رفتار برنامه ريزي شده” صورت گرفت ،مطالعه انجام شده از نوع توصيفي بود. جهت جمع آوري اطلاعات در سال 1389، از پرسشنامه و نمونه گيري غيراحتمالي با حجم نمونه 185 نفر، از کارشناسان و پژوهشگران سازمان انتقال خون مشهد استفاده گرديد. جهت تجزيه و تحليل داده ها از

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید