لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كان مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاق فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيام شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ الله وَ كان الله عَلِيماً حَكِيماً”239. وهيچ مومني رانسزد كه مومني را-جزبه اشتباه-بكشدوهركس مومني رابه اشتباه كشت ،بايد بنده ي مومني را آزاد وبه خانواده ي اوخونبها پرداخت كنندمگر اينكه آنان گذشت كنند.واگر (مقتول)از گروهي است كه دشمنان شمايند (خود)وي مومن است (قاتل)بايدبنده ي مومني راآزادكند(وپرداخت خونبها لازم نيست)واگر (مقتول )ازگروهي است كه ميان شماوآنان پيماني است ،بايد به خانواده وي خون بها پرداخت نمايد وبنده مومني را آزادكند وهركس (بنده )نيافت بايد دوماه پياپي به عنوان توبه اي از جانب خدا ،روزه بدارد ..خداهمواره داناي سنجيده كار است.240
1-1)شناخت بي حرمتي به خون مسلمان در قتل غير عمد:
كشتن مسلمان عمدا جايز نيست اما اگر به قتل غير عمد باشد،ديه بايد پرداخت شود .قتل غير عمد زماني است كه جاني قصدكشتن شخص رانداردوفعل او به گونه اي است كه منجر به قتل نمي شود.مثلا چيزي را به سمت كافر پرتاب مي كند ،سپس به مسلمان اصابت مي كند241ياقصد كند تيري به صيدي بخورد،سپس مومن با آن كشته شودكه در اين جا قصدكشتن با فعلي كه منجر به قتل مي شود را نداردوقتل به فعل اومترتب نيست.242فقها در تعريف آن اختلاف نظر دارند .ابوحنيفه مي گويد:قتل باوسيله ي سنگين عمد محض نيست و خطا وشبه خطا است كه داخل در حكم آيه است پس ديه وكفاره واجب مي شود.اگر قاتل بگويد كه قصد قتل نداشتم ،به سخن او توجه نمي شود وآن چه كه از فعل ظهور دارد مد نظر قرار داده مي شود.243
پس درقتل غيرعمدهم مجازات براي عدم تضييع خون مسلمان وجوددارد.اين مجازات براي اين است كه مسلمان درهركاري كه مي كندجوانب امررادرنظربگيردتا به كسي ازمومنان آسيب نرساندوبيش ازپيش احتياط كنندوازاعمالي كه موجب ريختن خون كسي مي شودحتي اگراشتباها هم باشد،پرهيز كند.244
2-1)عدم جوازبي حرمتي به خون مسلمان در قتل خطايي :
ارتكاب قتل كه موجب تضييع خون مسلمان مي شودجايز نيست درآيه 92/نساءقتل خطايي را به ظاهراستثناء ازحرمت ارتكاب قتل دانسته است اما به جوازارتكاب قتل خطايي حكم نمي كند.
برخي ممكن است اشكال كنندكه جنايت خطايي مجازات نداردوچرا اسلام درباره آن اين همه اهميت قائل شده است درحاليكه مرتكب اين كارهيچ گونه گناهي مرتكب نشده است .پاسخ ايراد روشن است. زيرامسئله خون مسئله ساده اي نيست وبااين حكم شديد، اسلام خواسته است مردم نهايت دقت واحتياط را به كاربندندتا هيچ گونه قتلي حتي ازروي اشتباه ازآنهاسرنزند زيرا بسياري ازخطاها قابل پيشگيري است .به علاوه اينكه مردم بدانندبا ادعاي خطادرقتل هرگزنمي توانندخودراتبرئه كنند.”توبة من الله”درآيه 92/نساءممكن است اشاره به اين موضوع باشدكه اشتباهات معمولا ازعدم دقت سرچشمه مي گيردولذا درموردموضوعات مهمي همچون قتل نفس بايد به نحوي جبران گرددتاتوبه شامل حال مرتكبان شود.245
استثناءمتصل به اين معني مي شودكه مومن هرگز قصدكشتن مومن رابدان جهت كه مومن است نمي كند،يعني باعلم به اينكه مومن است قصدكشتن اورانمي كند.آيه 92/نساءدرمقام آن است كه به طوركنايه ازكشتن مومن به عمد نهي تشريعي كندوخداي تعالي مي فرمايدهرگزاين عمل مباح نيست وتاابدمباح نمي شود وكشتن مومن توسط مومن ديگرحرام است مگردرصورت خطا.چون قاتل دراين فرض قصدكشتن مومن راندارديابه اين جهت است كه اصلاقصدكشتن نداردويااگرقصددارد به اين خيال كه كافرجائز القتلي است كه درموردريختن خونش هيچ حرمتي تشريع نشده است.
واژه خطا درآيه92/نساء ازنظرنحوي ممكن است دلالت برمفعول،حال وصفت باشدكه هرسه موردازاين مواردبيان مي كند كه انسان مومن،مومني رابه عمد به قتل نمي رساندو به خون اوبي حرمتي نمي كند.وهرگاه مرتكب قتل شد آن راازروي خطاوغير عمد انجام داده است.
حال به بيان هريك ازنقش هاي نحوي خطا مي پردازيم:
“خطأ”منصوب است بنابراين كه مفعول له باشد يعني به هيچ دليل براي مومن شايسته نيست مومني رابه قتل برساندمگر اينكه تنها ازروي خطا مرتكب آن شود.
“خطأ”حال است به اين معنا كه شخص مومن درهيچ حال مومني رانمي كشدمگراينكه درحالت خطايي باشد.
“خطأ”صفت براي مصدر وتقديرجمله”الّا قتلاخطا”است،يعني ازشأن مومن اين است كه ارتكاب قتل مومن البته درابتدا ازروي اراده،ازاومنتفي مي باشد،مگراين كه كاراشتباهي وبدون قصدصورت گرفته باشد.246
پس”الّاخطأ”به اين معني نيست كه مومنان مجازندبه اشتباه مرتكب قتل شوند،چونكه اشتباه قابل پيش بيني نيست وشخص به هنگام اشتباه متوجه اشتباه خودنمي باشد.بلكه منظوراين است كه مومنان جزبه اشتباه مرتكب چنين گناه بزرگي نمي شوند.247وبه خون يكديگربي حرمتي نمي كنند.
3-1)ديه قتل خطايي حافظ تضييع خون مسلمان :
فقه جزايي دونوع مجازات بدني ومالي رابراي مجرم درنظرگرفته است.مجازات حدود،تعزيرات وقصاص ازسري مجازات هاي جسمي هستند كه متوجه جسم وجان مجرم مي شود اما مجازات ديه ،مجازات مالي است .مجرم مسئوليت پرداخت مبلغ ديه به مجني عليه يا ولي دم رابرعهده مي گيرد.اجراي حدود،قصاص وپرداخت هاي مالي ناشي ازارتكاب جنايت برمجني عليه سرعت رسيدگي به جرايم راافزايش مي دهدوهرجاني بالقوه رابه اين فكر فرومي بردكه عاق
بت جنايت خودراعليه مردم بايددرنظربگيردكه بافاصله نه چندان طولاني به جنايت اورسيدگي مي شودواومسئول تحمل مجازات جسمي ومالي ناشي ازجنايت خودخواهدبود.برخوردسريع وصريح دادگاه هاي كيفري نظام اسلامي بامتخلفان ومجرمان عليه اموال عمومي وخصوصي مردم،امنيت فردوجامعه دراجراي مجازات بدني ومالي برآنان نقش بسيارمهم بازدارنده دروقوع جرايم داردوبه كمتركسي اجازه مي دهدكه درباره جنايت برجان،آبرو،امنيت،اموال مردم وبيت المال توطئه كند.248 وموجب احترام به جان ها،آبرو واموال مسلمين است.
ديه به عنوان بدل ازخون مقتول تأديه مي شود.249در قتل خطايي علاوه بر پرداخت كفاره كه حق الله است قاتل بايد ديه پرداخت كندچون خداوند متعال درآيه92/نساء مي فرمايد:”فدية مسلمة إلي أهله “مسئول پرداخت ديه در قتل خطايي عاقله جاني است كه خويشاوندان ذكورپدري اوهستند.ديه مانند ساير اموال ميت به ارث مي رسد وخانواده مقتول آن را دريافت مي كنند. درصورت عفو اولياي دم ديه به قتل عمدتعلق مي گيرد.وآن يكي از امور شش گانه است كه قاتل در پرداخت آن مخير است .
1-صد شتر مسن .شتري كه شش سال به بالاداشته باشد.2-دويست گاو3-دويست حله كه هركدام دوجامه از برديماني است.4-هزار گوسفند5-هزار دينار .ديه قتل عمدطي يك سال پرداخت مي شودوتأخير آن بدون رضايت مستحق جايز نيست.برقاتل لازم نيست كه پيش از تمام شدن سال آن راپرداخت كند.اين ديه از مال قاتل است .
ديه درقتل شبه عمد: صد شتر است بااين تفاوت كه لازم نيست همه آن ها شش سال به بالا داشته باشند بلكه سي وچهار شتر ثنيه، شتري كه پنج سالش تمام شده ووارد شش سال شده است به بالا.وسي وسه شتر بنت لبون ،شتري كه دوسال آن تمام ووارد سه سال شده است به بالاوسي وسه شتر حقه ،شتري كه سه سال آن تمام ووارد چهار سال شده است به بالا،يايكي ازموارد ديه قتل عمد است كه از مال قاتل ودر طي دوسال پرداخت مي شود.وپايان هر سال نيمي از آن پرداخت مي شود.
ديه خطاي محض كه مورد توجه آيه است:بيست شتر بنت مخاض ،شترماده اي كه يك سالش تمام شده است وبيست شتر ابن لبون،شترنري كه دوسالش تمام شده است ،سي شتر بنت لبون،شترماده اي كه دوسالش تمام شده است،سي شتر حقه كه سه سال آن تمام شده است.اين ديه طي سه سال درهر سال يك سوم از مال عاقله پرداخت مي شود البته عاقله مي تواند هريك ديه پنج گانه از قتل عمد رابپردازد.لازم به ذكر است كه اين ديه ها در مال حرام تشديدمي شود .250
پرداخت ديه تنها براي قاتل مسلمان نيست بلكه طبق بيان آيه “وان كان من قوم بينكم وبينهم ميثاق فدية مسلمة”اگر مقتول از قومي باشدكه ميان اوومسلمين عهد وميثاق بسته شده است مانند اهل ذمه كه جزيه مي پردازندبه اولياي دم ديه تعلق مي گيرد.ممكن است پرداخت ديه به مقتول ازاهل ذمه به خاطرحرمتي باشد كه اسلام براي آنان قائل شده است. كساني كه بامسلمانان درعهد وپيمان هستند ديه آنها به ورثه مسلمانشان داده مي شود واگرورثه مسلمان درخانواده اش نبود،ديه براي امام است چون وارث مسلمان است.ابوحنيفه گفته است ديه ذمي مانندديه مسلمان است به خاطر ظاهر آيه وشافعي آن را ردكرده وگفته است:ديه ذمي يك سوم ديه مسلمان است وديه زرتشتي ثلث يك پنجم است .251 گفته شده يا اهل كتاب است كه ذمي محسوب مي شود يا از كفاري است كه داراي عهد وپيمان است حكم دراين نوع مقتول اختلافي است وگفته شده اوكافراست مگر اينكه تعلق ديه اش به خاطر عهد وپيماني كه بسته است ،باشد . از نظر شيعه ديه او هشتصد درهم است و اصحاب بر آن اجماع دارند.252 پس ديه علاوه براينكه مرهمي براي بازماندگان مقتول است وازبي مبالاتي مردم درجامعه جلوگيري مي كند تانگويندكه قتل خطايي بهاندارد جبران خلأاقتصادي است كه دراثرقتل به وجودآمده است كه موجب احترام به جان افرادوامنيت اجتماعي است.253وازتهديدها وخطراتي كه خون مسلمانان رادرتضييع قرارمي دهدجلوگيري مي كند.
4-1)تشريع ديه براي حمل مسلمان:
جايگاه حقوقي انسان درفرهنگ اسلامي به گونه اي است كه ازنطفه آغازين وحتي يك روزه انسان داراي ارزش وحق است وبرديگران لازم است آن رارعايت كنند درغير اين صورت موجب ضمان است.اساسا دربعد حقوق انساني جان،آبروومال سه عنصراساسي وبنيادين است ورعايت اين سه براي همگان ضرورت دارد.ازاين روكسي نبايد دربه وجود آمدن نطفه انسان مانع ايجادكندوحتي براي چنين كاري درشريعت مقدس اسلام ديه وضع شده است تاچه رسدبه نطفه پديدآمده كه درمراحل مختلف اقدام به سقط يافراهم آوردن موجبات آن،افزون برمعصيت موجب ضمان وديه است.جنين بعدازچهارماهگي حكم انسان كامل راداردوحرمت سقط آن شديدتراست وديه آن ديه انسان كامل است.254
هم چنين حرمت خون مسلمين تاحدي مهم است كه خداوندمتعال حتي براي جنين مسلمان درهر مرحله اي ازرشدكه باشد،درصورت سقط شدنش با ارتكاب جنايت غير مانندضربه زدن با چوب به حمل ،ديه اختصاص داده است. آيه اي كه اشاره به تعلق ديه براي حمل داردودرآن خداوند متعال مي فرمايد:”ولقد خلقنا الانسان من سلالة من طين ثم جعلناه نطفةفي قرار مكين ثم خلقنا النطفةعلقةفخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغةعظامافكسوناالعظام لحما ثم أنشا ناه خلقا آخر فتبارك الله أحسن الخالقين”255.به يقين انسان راازعصاره اي از گل آفريديم.سپس اورا(به صورت) نطفه اي در جايگاه استوار قرار داديم.آنگاه نطفه رابه صورت علقه درآورديم ،پس آن علقه (رابه صورت)مضغه گردانيديم ،وآن گاه مضغه را استخوان هايي ساختيم ،بعد استخوان ها را باگوشتي پوشانديم ،آن گاه( جني
ن را)آفرينشي ديگر پديد آورديم ،آفرين بر خدا كه بهترين آفرينندگان است.256
اقدام به ازبين بردن نطفه حرمت دارد.هرچندحكم حرمت آن باصراحت بيان نشده است وتنهادرروايات مقدارديه حمل تعيين شده است وازقرارگرفتن ديه براي حمل به حرمت سقط جنين پي مي بريم. اين حرمت ازآغازتشكيل جنين وهنگامي كه به صورت نطفه است ودرصورت احتمال بارداري راشامل مي شود.پس خوردن دارويا انجام عملي كه موجب سقط جنين شود،روانيست.اگرزني بداندبارداراست ودارويي بخوردكه جنين سقط شودكارحرامي انجام داده كه ممكن است ازگناهان كبيره باشد.257ديه جنين درجنايت عمدي وشبه عمد كه موجب سقط آن شود،ازمال جاني ودرخطابرعاقله است كه طي سه سال پرداخت مي شود.درعموم حكم اخيردرصورت عدم ولوج روح تأمل است.258
ديه طفلي كه درشكم است وهنوز روح درآن ولوج نكرده است صدديناراست وديه نطفه كه اولين قسمت جنين است بيست دينار است.بعد به علقه تبديل مي شود كه ديه علقه چهل دينار است سپس به مضغه تبديل مي شود و ديه ي آن شصت دينار است.سپس به استخوان تبديل مي شود وديه اش هشتاد دينار

 

دیدگاهتان را بنویسید