وگناه) نيست.در كشتن زاني فرقي بين اينكه قاتل اوزوج يا بيگانه باشد نيست چون زاني مهدورالدم است.مگر اينكه براي حفظ نظام اجتماع به اذن حاكم انجام گيرد.برخي براي زوج ،وجوب آوردن چهارشاهد راذكركرده اند كه درغير اين صورت حد قذف براوجاري مي شود.برخي ديگر به خاطر كشتن زاني ديه رابر زوج مقرر مي دانند.426
لواط كننده چه محصن باشد چه غير محصن كشته مي شود .كشتن اوياباشمشير انجام مي گيرد يا باسوزاندن با آتش يا سنگسار كردن است اگر چه ويژگي زاني كه مستحق رجم است رانداشته باشد مانند مالك فرج دائم،هم چنين باخراب كردن ديواربرلائط ياباپرتاب كردن اوازيك جاي بلند مانند ديواري كه وقتي كسي را از آن به پايين پرتاب كنند كشته شود،مي كشند.جمع اين كيفر ها به خاطر بازدارندگي ازچنين عمل زشتي است.لواط شونده زماني كه بالغ،عاقل ومختارباشد كشته مي شود وبچه تعزير مي شود.427نظرفقهاي متأخر اين است كه زاني ولائط نسبت به همه مسلمان هامهدورالدم نيستندبلكه نسبت به امام(ع) وياحاكم جامع الشرائط مهدورالدم هستند.ضمن اينكه مجازات هاي تعيين شده درخصوص زاني محصن ولائط موضوعيت دارندولذاتبديل رجم به اسباب ديگرإزهاق روح، جايز نيست.زيرادرزناي محصنه رجم موضوعيت دارد.ودرشرايط رجم نامي ازقتل برده نشده است ورجم اعم ازقتل است لذادرصورتي كه زناي محصنه بااقرارزاني ثابت شده باشد،درصورت فرارمرجوم،كشتن اوجايز نيست.بنابراين زاني محصن يا لائط كه مجازات خاصي درشرع داردبايد به همان طريق خاص مجازات شودوكشتن اوبه طريق ديگرتوسط ديگران جايز نيست.428مجازاتي كه درنهايت منجر به كشتن آنها مي شود وممكن است درشيوه قتل مهدورين تفاوت داشته باشدكه باكشتن آنان ريشه هاي فسادوبي حرمتي كردن به مسلمانان نابودمي شود.
4-4)قتل مستحق قصاص‌:
فقهاى اهل سنت و شيعه اتفاق نظر دارند كه مستحق قصاص، به صورت مطلق مهدورالدم نيست و فقط نسبت به اولياى دم- يعنى كسانى كه شرعاً حق قصاص براى آنها ثابت است- خونش مباح است و چنانچه غير اولياى دم كسى مستحق قصاص را به قتل برساند، مرتكب قتلى شده كه مستوجب قصاص است .عبدالقادرعوده ديدگاه اهل سنت رااين گونه نقل مي كند:مهدورالدم بودن درقصاص نسبي است وجاني فقط نسبت به مجني عليه يااولياي دم خونش مباح است ونسبت به افرادديگر،محقون الدم است.وعلت نسبيت اين است كه قصاص،حق است وواجب نيست وجاني فقط نسبت به صاحب حق،مهدورالدم است وچنانچه شخص اجنبي حتي بعدازحكم به قصاص مرتكب قتل جاني شود،مرتكب قتل عمدشده است.زيرامحقون الدم راكشته است ورأي فقهاي جمهوراهل سنت همين است.
مرحوم محقق ازفقهاي شيعه دراين خصوص مي فرمايد:اگربرمسلماني قصاص واجب شودوغيرولي دم اورابكشد،قاتل مستحق قصاص است.پس محكوم به قصاص فقط نسبت به اولياي دم مهدورالدم است ونسبت به سايراشخاص خونش محترم است.429
5-4)سابّ النبي:
سابّ النبي تنها مصداقي است كه اتفاق فقها براين است كه هركس آن راشنيدمي تواندمرتكب رابه قتل برساند واومهدورالدم مطلق است.430 هم چنين اتفاق نظر وجوددارد كسي كه سبّ نبي كندبه صراحت قتلش واجب است يكي ازاصحاب شافعيه گفته است كسي كه باقذف كردن سبّ نبي كند ،صريح كافر مي باشدواگر توبه كند قتل ساقط نمي شودچون حد قذف او قتل است كه با توبه ساقط نمي شود.
شيخ مفيد در المقنعه گفته است كسي كه به پيامبر(ص)يايكي از ائمه (ع) دشنام دهد ازاسلام برگشته است وخونش هدر است وامام مسلمانان حكم آنان رااجرامي كند431. براي تحقق سبّ چندشرط وجود دارد:شرط اول اينكه چه افرادي موردسبّ واقع مي شوند1)سبّ خداي جهانيان 2)سايرأنبياءهرچندبرخي سبّ كننده رامرتدمي دانند.3) پيامبراكرم حضرت محمد(ص)4)سبّ أميرالمومنين علي (ع)5)سبّ سرورزنان عالم حضرت فاطمه (س) دراين مورد به آيه تطهير33/احزاب استدلال شده است كه اهل بيت به منزله نورواحد هستند. وحديث پيامبر (ص)كه فرمودند:فاطمه پاره تن من است هركس اورا بيازارد مرا آزرده است. 6)سبّ يكي از امامان معصوم (ع)7)سبّ يكي از فرزندان رسول خدا(ص)8)سبّ يكي از بهترين صحابه رسول خدا(ص) مانند سلمان محمدي 9)سبّ يكي از علما وصالحين 10)سبّ يكي از مسلمانان مگر اينكه سبّ كننده اسلام آورد.امامسلمان بدون استتابه كشته مي شود.
شرط دوم:الفاظ است. شامل سبّ،دشنام وتبرّي است ،سبّ: لعن ،دشنام: ،فحش وتبري به معني رهايي از ولايت وليّ خداست.گفتن اين هابه لفظ عربي براي صدق سابّ النبي شرط نمي باشدبلكه معيار صدق مطلق سبّ است.اگركافر ذمّي سبّ كند ازذمّه اش خارج مي شودواگركافر حربي سبّ كندكشته يا برده مي شود.
شرط سوم:شرط نبودن سبّ درآشكارا ونهان .سبّ درآشكارا وبه صورت واضح باشد يا اينكه فرد اقرار كند در خلوت ونهاني انجام داده است ،سبّ محقق شده است.اگر مسلماني حضرت محمد(ص) رادشنام دهد درحالي كه نمي داند مقصودش از محمدنبي ياغير اوست كشته نمي شود چون حدود باشبهات دفع مي شود.وديگر مجالي براي اقامه بينّه نيست چون ازدعاوي است كه صدق آن تنها ازجانب خود شخص معلوم مي شوداما اگر اقرار كند كه منظورش نبي اكرم (ص)بوده است كشته مي شود.حكم كافر درمورد سبّ النبي اين است كه اگر قبل از اجراي حد اسلام آورد كشته نمي شود .432
پس مهدورالدم بودن دشنام دهنده به پيامبر(ص)،ائمه اطهار(ع)وفاطمه زهرا(س)ازنوع مطلق است واجازه حاكم شرع يااذن امام براي كشتن اولازم نيست وتنهاشرط آن ،عدم خوف ضررجاني ،مالي ياناموسي براي قاتل مهدورالدم ياسايرمسلمانان است.433وجودشرط عدم خوف ازضررجاني ،مالي يان
اموسي درصورتي است كه سايرشرايط مذكورمحقق شده باشدوحفظ جان كه مهم تراست بايد مدنظر كسي كه خون مهدورالدم رامي ريزد،باشد . آقاي خويي دفاع مشروع را درقسمت مهدورالدم آورده اند وگفته اند :هنگام دفاع ازجان،عرض ومال كشتن مهاجم جايز است.434وما دراين نوشتار آنرا جداگانه مورد بررسي قرار داديم.
5)انواع مهدورالدم درروايات:
1-5)هدرشدن خون ازباب دفاع:
درروايات هدربودن خون دزد وآن كه قصدداخل شدن درخانه مسلماني رامي كندبالفظ هدربودن خون آمده است.هرچندكه مي توان آن راازباب دفاع مشروع ناميد.ماتنها به خاطرخودلفظ هدربودن خون دزدروايات آن رادربخش مهدورالدم مي آوريم.و حرمت نداشتن خون مهاجم يامهدورالدم رابيان خواهيم كرد.
رسول خدا(ص)فرمودند:” شَهَرَ سَيْفاً فَدَمُهُ هَدَرٌ.”435 هركس شمشير بكشد خون او هدر است.منظور كسي است كه به امنيت مردم تجاوز كند.كشتن هرمحاربي ازباب حدّبه مجرد سلاح كشيدن جايزنيست اقامه حدّباحاكم است.تنهازماني قتل محارب جايزاست كه متوقف بردفاع ازجان ياناموس واموال باشددرغيراين صورت اوفقط يك دزداست.436كه اجراي مجازاتش باحاكم است. محارب باسلاح كشيدن امنيت عمومي رامختل مي كند وجان بيشترمسلمانان رادرناامني ودرنتيجه بي حرمتي قرارمي دهد.
روايت بعدي كه دلالت برهدربودن خون دزد مي كندومؤيدآن است كه هركس كه واردخانه ديگري بدون اذن صاحب خانه شود،خونش هدراست.437ورود بدون اذن سبب هدرشدن خون است كه اين ورود جان مسلمان رادرخطر كشته شدن قرارمي دهد.ومسلمان براي اينكه كشته نشودبايدبادزدمبارزه كند. محمدبن فضيل ازامام رضا(ع)نقل كرده است:” سَأَلْتُهُ عَنْ لِصٍّ دَخَلَ عَلَى امْرَأَةٍ وَ هِيَ حُبْلَى- فَقَتَلَ مَا فِي بَطْنِهَا- فَعَمَدَتِ الْمَرْأَةُ إِلَى سِكِّينٍ فَوَجَأَتْهُ بِهَا فَقَتَلَتْهُ- فَقَالَ هَدَرٌ دَمُ اللِّصِّ.”438درباره دزدي پرسيدم كه به خانه زن آبستني واردشدوبچه داخل شكم اوراكشت زن كاردي برداشت ودزدراكشت .امام(ع)فرمود:خون دزد هدراست.
دراين مورد تجاوز به ناموس وجان مدنظر است كه هدربودن خون محصن زاني رامي توان بدست آورد چون فعل دزددربردارنده تجاوز به ناموس است.كه بامقاومت زن باردار اززنا،دزدبچه زن راكشته است.
روايت بعدي به طوركلي به هدربودن خون هركسي اشاره مي كندكه واردمنزل ديگري شود.زيرااين ورود آغازتعدّي به جان،ناموس ومال مسلمانان است.وبراي حفظ اين مواردبايدبه مبارزه بامهاجم پرداخت.فتح بن يزيدجرجاني ازحضرت علي(ع)درموردمردي كه به منزل ديگري براي دزدي يافجورواردشده وصاحب منزل اوراكشته است نقل مي كند:” أَ يُقْتَلُ بِهِ أَمْ لَا- فَقَالَ اعْلَمْ أَنَّ مَنْ دَخَلَ دَارَ غَيْرِهِ- فَقَدْ أَهْدَرَ دَمَهُ وَ لَا يَجِبُ عَلَيْهِ شَيْ‌ءٌ.” 439پرسيدم كه آياقاتل قابل قصاص است؟حضرت فرمود:بدان،كسي كه داخل منزل غيرشودخونش هدراست وبرقاتل چيزي نيست.
حفظ جان مسلمان ازمرگ برحفظ مال وناموس اولويت دارد.به طوري كه اگردزدمال مسلمان رابخواهد مي توانددفاع نكندهرچندكه دفاع ازمالش جايز است.واگرناموس راطلب كنددرصورت عدم كشته شدن،دفاع ازناموس واجب است امادفاع ازجان مطلقا واجب است.440دراين روايت مدافع بعدازاينكه ازحفظ جانش مطمئن شد براي دفاع ازمال ياناموسش است كه اذن دركشتن دزد مي يابد.ومرحله به مرحله ازاهم به مهم اين كارراانجام مي دهد اول دفاع ازجان سپس دفاع ازناموس وبعد ازمال دفاع مي كند.
2-5)مواردمهدورالدم:
همان طوركه قبلاگفتيم كافر ازافرادي است كه خونش هدراست.وازمواردي است كه كشتن اوجايزاست وقاتل مسلماني كه اوراكشته قصاص نمي شود.محمدبن عيسي بن عبيد أنّ ابا الحسن (ع)” أَهْدَرَ مَقْتَلَ فَارِسِ بْنِ حَاتِمٍ وَ ضَمِنَ لِمَنْ يَقْتُلُهُ الْجَنَّةَ فَقَتَلَهُ جُنَيْدٌ- وَ كَانَ فَارِسٌ فَتَّاناً يَفْتِنُ النَّاسَ وَ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْبِدْعَةِ- فَخَرَجَ مِنْ أَبِي الْحَسَنِ ع- هَذَا فَارِسٌ يَعْمَلُ مِنْ قِبَلِي- فَتَّاناً دَاعِياً إِلَى الْبِدْعَةِ- وَ دَمُهُ هَدَرٌ لِكُلِّ مَنْ قَتَلَهُ- فَمَنْ هُوَ الَّذِي يُرِيحُنِي مِنْهُ وَ يَقْتُلُهُ- وَ أَنَا ضَامِنٌ لَهُ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةَ.”441 محمدبن عيسي بن عبيدنقل كرده است كه امام رضا(ع)امام (ع)فارس بن هاتم رامهدورالدم دانست براي قاتل اوبهشت راضمانت كردو جنيداو راكشت. فارس مردفتنه گري بود كه ميان مردم به بدعت دعوت مي كرد. امام (ع) درباره اوفرمود: خدااورالعنت كند خودش را ازجانب من مي دانداوفتنه گر است و به بدعت دعوت مي كندوخونش براي هركسي كه اورابكشدهدر است.كيست كه مراازجانب اوراحت كندواورابكشدتامن بهشت رابرايش ضامن هستم.
روايت ظهوردرجعل افكارواعتقادات باطل دارد”داعياإلي البدعة”محتواي مهدورالدم بودن اصحاب بدعت،كفروزنديق رابيان مي كند.442
روايت بعدي درمورد مهدورالدم بودن مرتداست وخونش به سبب خروج از اسلام حرمت ندارد.عمار ساباطي ازامام صادق(ع)نقل كرده است:”كلّ مسلم بين مسلمين ارتدّ عن الإسلام وجحدمحمّدا(ص) نبوّته وكذبّه فإن دمه مباح لمن سمع ذلك منه وامرأته بائنه منه ويقسم ماله علي ورثته وتعتّدامْراته عدّه المتوفّي عنهازوجُهاوعلي الإمام أن يقتله ولايستتيبه.”443هرمسلماني درميان مسلمانان مرتدشودوپيامبراسلام ونبوت اوراانكاروتكذيب كند،خونش براي هركس كه بشنودمباح است وهمسرش به طلاق بائن ازاوجدامي شود،اموالش بين ورثه تقسيم مي شودوهمسرش عدّه وفات نگه مي دارد.وبرامام است كه
مرتدرابه قتل برساندوتوبه ندهد.
روايت هم به مهدورالدم بودن سابّ النبي وهم اين كه هركس كه به ائمه اطهار(ع)دشنام دهد مي پردازدوكشتن آنان راجايز مي داندچونكه خونشان احترام ندارد.هشام بن سالم ازامام صادق(ع)نقل كرده است درموردناسزاگويي به رسول خدا(ص)سؤال شدحضرت فرمودند:”يقتله الأدني فالأدني قبل أن يدفع إلي الإمام”444هركس به اونزديكتراست وبهتر دستش به اومي رسد،دشنام دهنده رابكشدونيازي به اذن وحكم امام نيست.
روايت ديگردرهمين مضمون به نقل هشام بن سالم ازامام صادق(ع)آمده است.”ماتقول لي في رجل سبّابه لعلي(ع)قال :فقال لي حلال الدم والله”445حكم شمادرموردمردي كه به حضرت علي (ع)دشنام مي دهدچيست؟حضرت فرمودند:به خداقسم نزدمن خونش مباح است.
اين فصل به توضيح وتبيين مجوزهايي پرداخت كه ازطريق آن مي توان حرمت خون مسلمان را ناديده گرفت.مانندتتّرس.كه درزمان جنگ براي حفظ كشور،برجان مسلميني كه سپرمشركان واقع شده اند،مقدم مي شود ودرصورت ضرورت ،مي توان به آنان تير زد.دردفاع مشروع كه يك موردآن حمايت ازجان خوددربرابر دزد ومانند آن است و باحفظ شرايط بر اساس

 

دیدگاهتان را بنویسید