6/97 درصد از سطح زير‌کشت و 4/93 درصد از توليد اين محصول به صورت ديم است (آمارنامه کشاورزي، 1390) (جدول1-1).
جدول 1-1- سطح زير کشت و ميزان توليد نخود در ايران (سال زراعي 1390-1389)
سطح زير کشت (هکتار)
سهم ‌از سطح زيرکشت
توليد (تن)
سهم از توليد

آبي
ديم
مجموع
آبي
ديم
آبي
ديم
مجموع
آبي
ديم
10221
409276
419497
4/2
6/97
17/15434
1/218252
3/233686
6/6
4/93

جدول 1-2- وضعيت توليد نخود در استان‌هاي توليد کننده ( 1390- 1389)
استان
سطح‌‌زير کشت
سهم سطح زير کشت
توليد
سهم توليد
آذربايجان شرقي
40421
6/9
2/26976
5/11
آذزبايجان غربي
72036
2/17
2/29869
8/12
اردبيل
4089
1
2/2765
2/1
ايلام
5012
2/1
7/3731
6/1
فارس
3342
8/0
3/4942
2/1
کردستان
72010
2/17
4/29512
6/12
زنجان
4154
1
4/1165
5/0
خراسان رضوي
8320
2
1/3173
4/1
خراسان شمالي
2286
5/0
6/903
4/0
ادامه جدول (1-2)
کرمانشاه
75292
9/17
3/35709
3/15
لرستان
116892
9/27
80955
6/34
مرکزي
3946
9/0
8/1680
7/0
همدان
7839
9/1
9/9156
9/3
ساير استان‌ها
3859
9/0
3/3145
3/1

همانطور که در جدول (1-2) مشاهده مي‌شود بيشترين توليد و سطح زير کشت اين محصول به ترتيب با 80955 تن و 116892 هکتار در استان لرستان است که حدود يک چهارم کل سطح زير کشت کشور را در بر دارد و استان‌هاي کرمانشاه، کردستان و آذربايجان غربي در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند. کمترين سطح زير کشت در کشور با 2286 هکتار مربوط به استان خراسان شمالي است.
بر اساس آمار(FAO, 2013) سطح زير‌کشت حبوبات جهان در سال 2010، 78311 هزار هکتار بوده که توليد در همين دوره 68829 هزار‌تن برآورد شده است. طبق اين آمار توليد حبوبات در فاصله سالهاي 2010-2000 رشدي معادل 1/3 درصد داشته است. طي سال‌هاي ذکر شده سطح زير کشت حبوبات در ايران 790 هزار هکتار و ميزان توليد 729 هزار تن بوده است. و رشدي معادل 7/2 درصد داشته است. قاره آسيا نسبت به ساير قاره ها از نظر سطح زير کشت بيشترين سطح زير کشت و توليد را به خود اختصاص داده است و ايران از نظر سطح زير کشت بعد ار کشورهاي هند، نيجر، ميانمار، برزيل، نيجريه، کانادا، وغيره در مکان نوزدهم قرار دارد (FAO, 2013).
در مقياس جهاني نخود پس از لوبيا و نخود فرنگي رتبه سوم اهميت را در بين حبوبات دارد و نيز در ايران بيش از 63 درصد سطح زير کشت حبوبات کشور را در برمي‌گيرد. با وجود توزيع گسترده نخود در دنيا 73 درصد توليد آن در جنوب آسيا است. هند با توليد سالانه حدود 8 ميليون تن نخود، مقام نخست توليد اين محصول را در جهان دارد، ايران در سال 2011 با توليد 290 هزار و 243 تن مقام هفتم جهان را در توليد اين محصول به خود اختصاص داده است و با داشتن سطح زير کشت ??? هزار و ??? هکتار مقام چهارم جهان را در سال ???? در زمينه‌ي سطح زير کشت نخود کسب کرده است (آمارنامه کشاورزي، 1390).
جدول 1-3- ميزان توليد نخود در کشورهاي توليد کننده نخود در جهان (FAO, 2011)
نام کشور
ميزان توليد (تن)2010
ميزان توليد (تن) 2011
هند
7480000
8220000
استراليا
602000
513338
پاکستان
561500
496000
ترکيه
530634
478477
برمه
441493
473102
اتيوپي
284640
322839
ايران
267768
290243
آمريکا
78952
99881
کانادا
128300
90800
مکزيک
131895
72143
جهان
10897040
11497054

مناطق عمده کشت نخود در دنيا عبارتند از: شبه قاره هند، غرب آسيا، شمال آفريقا، اروپا، اتيوپي و ارتفاعات شرق آفريقا، آمريکا و استراليا مي‌باشد. مناطق توليد نخود در غرب آسيا شامل نواحي مرتفع غرب آسيا (شمال افغانستان، ايران، ترکيه) و نواحي پست غرب آسيا مي‌باشد. (مجنون حسيني، 1372). منشاء نخود در آسياي غربي بوده و سپس به هندوستان و اروپا منتقل شده است. براي اين گياه خاستگاه و مراکز مختلف در دنيا گزارش شده است. 1- هندوستان (شمال غرب هندوستان، پاکستان)2- آسيا (هندوستان، پاکستان، افغانستان، جنوب روسيه)3- خاور نزديک (ايران، قفقاز، عراق)4- مديترانه (ترکيه، يونان، لبنان)5- حبشه (اتيوپي) در سالهاي اخير وارد نواحي گرمسير آفريقا و استراليا شده است اما اهميت چنداني در اين مناطق ندارد. در بين گياهان زراعي، از نظر اهميت سطح زير‌کشت در مقام نوزدهم قرار دارد و در 34 کشور جهان کشت مي‌شود. زراعت آن در ايران از زمانهاي قديم متداول بوده و به استثناي نواحي مرطوب شمال در اکثر نقاط کشور از جمله آذربايجان، فارس، لرستان، خوزستان، کردستان، کرمانشاه، ايلام، همدان و زنجان به عمل مي‌آيد ( کوچکي وبنايان اول، 1386).
1-1-2- ارزش غذايي و کاربرد نخود
دانه نخود داراي مقدار زيادي اسيد ماليک و اکساليک است که براي بهبود اختلالات گوارشي مناسب مي‌باشد دانه نخود داراي ليسيتين، گالاکتان، قندهاي مختلف (ساکارز، دکستروز) است. مواد معدني دانه نخود شامل عناصري نظير بر، ليتيم، مس، فسفر و مقدار قابل توجهي پروتئين مي‌باشد. بذرهاي رسيده آنرا بصورت کامل و يا نصف بشکل لپه و يا بصورت آرد شده مصرف مي‌کنند. غلافهاي نارس و برگهاي تازه آنرا بعنوان سبزي مصرف مي‌کنند. اين گياه در تغذيه مردم ايران مصرف زيادي دارد. مصرف آن مشابه نخود فرنگي است و مدت زمان لازم براي پخت آن طولانيتر از ديگر حبوبات است. در شيريني‌پزي نيز از آن استفاده مي‌شود بذرهاي تيره رنگ آن به مصرف حيوانات، خصوصاً اسب مي‌رسد ساقه و برگ آن نيز در تغذيه دام استفاده مي‌شود (مجنون حسيني، 1372؛ کوچکي و بنايان‌اول، 1386).
مطالعات اخير نشان داده که نخود مي‌تواند کلسترول جريان خون را کاهش دهد (Pittaway et al., 2008).
1-1-3 – مشخصات گياهشناسي و تاريخچه پيدايش نخود
در زبان فارسي به اين گياه، نخود زراعي، نخود سفيد، نخود ايراني و يا نخود اطلاق مي‌شود و در زبان انگليسي آنرا field pea، chickpea gram، garbanzo و يا bengal gram مي‌نامند (کوچکي و بنايان‌اول، 1386). نخود Cicer aritinum L گياهي يکساله است که ارتفاع بوته آن به 20 تا 60 سانتيمتر مي‌رسد. بوته نخود داراي ساقه‌هاي فرعي منشعب بوده و سطح کليه اندام‌هاي آن را کرک‌هاي ظريف پوشانده که مايع چسبناکي از آن تراوش مي‌شود و اسيد ماليک و اگزاليک زيادي دارد. نخود ممکن است از پايه يا وسط ساقه اصلي شاخه بدهد و ارقامي که از پايه شاخه مي‌دهند پر محصول‌ترند. ريشه نخود بسيار قوي است و بخوبي گسترش مي‌يابد. برگهاي نخود مرکب فرد داراي 11-9 جفت يا بيشتر برگچه بيضي شکل نوک دار با حاشيه مضرس است که معمولاً برگچه‌ها دو به دو مقابل يکديگر قرار دارند. گلها منفرد و در انتهاي شاخه‌هاي نازک بر روي دمگل نسبتاً بلندي قرار گرفته‌اند. رنگ گل‌ها سفيد، آبي يا بنفش کمرنگ مي‌باشد. نخود گياهي است با خودگشني تقريباً کامل و ميزان متوسط دگرگشني آن از يک درصد تجاوز نمي‌کند. تعداد کروموزوم‌هاي آن 24 و 16و 14 =n2 مي‌باشد. ميوه نخود به شکل نيام (غلاف) مي‌باشد. در وسط پهن و طرفين باريک بوده و از کرک‌هاي بسيار ريزي پوشيده شده‌اند که محتوي يک يا دو دانه مي‌باشند. هر بوته نخود متوسط بين 5 تا 150 عدد نيام توليد مي نمايد (مجنون حسيني، 1387).
نخود گياهي است مقاوم به خشکي و نياز به اقليمي خشک و سرد دارد اين گياه در هندوستان و اتيوپي در فصل خشک کاشته مي‌شود و در کشورهاي مديترانه‌اي در بهار و تابستان که هوا آفتابي و بارش کم است مي رويد. اساساً داراي دو تيپ زمستانه و تابستانه است. تيپ زمستانه‌ي آن داراي دانه‌هاي ريز بوده و بيشتر در ممالک شرقي آسيا و ايران کاشته مي‌شود اين دسته از گياهان کوچک با گلهاي صورتي و فرم رويش خوابيده هستند. دانه‌هاي آنها به رنگهاي مختلف بوده و داراي رنگيزه‌ي آنتوسيانين مي‌باشند. تيپ تابستانه‌ي آن داراي دانه‌هاي درشت و به رنگ کرم است. اين تيپ نخود را در کشورهاي غرب آسيا، شيلي، مکزيک و همچنين ايران مي‌کارند. اين دسته از گياهان فاقد آنتوسيانين بوده و گلهاي آنها سفيد است. اين نوع نخودها به تيپ مديترانه‌اي هم مشهورند ( کوچکي وبنايان اول، 1386).
نخود به دليل دارا بودن پروتئين بالا و اهميت در تناوب زراعي با غلات، همه ساله در سطح قابل توجهي از مناطق کشور به روش ديم کشت مي‌شود. يکي از بيماريهاي مهم و خسارت‌زاي نخود در ايران و جهان بيماري زردي و پژمردگي فوزاريومي است و در سال ???? از مناطق مختلف کشور (کرج، اهر، قزوين، خوي، ورامين) گزارش شده است. پژمرده و زرد شدن برگ‌ها، ضعف بوته، کاهش تعداد غلاف، کوچک ماندن دانه‌‌ها و در نتيجه کاهش محصول از نشانه‌هاي اين بيماري هستند. خسارت اين بيماري در بعضي از مزارع اطراف مراغه تا ?? درصد گزارش شده است (ولادي و همکاران، 1391).
1-1-4- توزيع و اهميت اقتصادي بيماري زردي و پژمردگي نخود
اين بيماري از چندين کشور از جمله هند، بنگلادش، برمه، اتيوپي، مکزيک، پاکستان، سوريه، تونس، شيلي، ايران، نپال، سودان، ايالات متحده آمريکا، پرو، روسيه، مالاوي، اسپانيا، ترکيه و ايتاليا گزارش شده است. با اين حال، اين بيماري کشت نخود را تا حد زيادي در هند، ايران، پاکستان، نپال، ميانمار، اسپانيا و تونس تهديد مي کند (Chand and Khirbat, 2009). زيان‌هاي اقتصادي پاتوژن در سراسر جهان در محدوده 10-40% گزارش شده است (Bayraktar and Dolar, 2012). قارچ F. oxysporum f. sp. ciceri پاتوژني خاکزاد و بذرزاد است که آوندهاي چوبي را کلونه مي‌کند و با مسدود کردن آنها به طور کامل باعث ايجاد پژمردگي مي‌شود. پژمردگي فوزاريومي يکي از بيماري‌هاي جدي نخود است، و بسته به مايه تلقيح قارچ و شرايط محيطي باعث از دست دادن محصول تا حد 10-100% مي‌شود. اضافه کردن قارچ‌کشها به خاک به طور معمول براي کنترل اين بيماري استفاده مي‌شود، با اين حال، استفاده مکرر منجر به اثرات سوء بر محيط زيست، ايجاد آلودگي آب و خاک و توسعه استرين‌هاي جديد با بيماريزايي بيشتر مي‌شود، از اين رو کنترل، بيولوژيک و گياهي به عنوان يکي از استراتژي‌هاي جايگزين اميدوار کننده براي غلبه بر اين مشکلات است (Kamdi et al., 2012).
بيماري پژمردگي فوزاريومي و يا بوته‌زردي يک عامل عمده محدود‌کننده توليد نخود در سراسر دنيا محسوب مي‌شود. خسارت سالانه اين بيماري از10 تا 15درصد متغير است ولي بيماري مي‌تواند در شرايط خاص كل محصول را از بين ببرد (پوربيگ و همکاران، 1384‌).
1-2- تاريخچه بيماري زردي و پژمردگي نخود در دنيا
بيماري پژمردگي نخود اولين بار در سال 1918 توسط بوتلر از هند گزارش شده است (Butler, 1918). در سال‌1923 اين بيماري از برمه نيز گزارش ‌شد. با وجود اين محققان آن دوره قادر به اثبات بيماريزايي جدايه‌هاي به دست ‌آمده نبودند‌ (Erwin, 1958‌). McKerral در سال 1923 اثبات کرد که اين بيماري فوزاريومي، خاکزاد است (McKerral, 1923). همچنين Narasimhan (1929)، McRae (1932)، Prasad و Padwick(1939) گزارش کردند که عامل پژمردگي گونه‌هاي فوزاريوم هستند (Narasimhan, 1929؛ McRae, 1932؛ Prasad and padwic, 1939). در يک بررسي قارچ Rhizoctonia bataticola توليد علائم پژمردگي روي گياهان کرده و آن را پژمردگي رايزکتونيايي گزارش کردند (Dastur, 1935). پس از آن قارچ F. orthoceras var. ciceri به عنوان عامل پژمردگي نامگذاري شده است (Padwic, 1940). در بررسي‌هاي ديگري Verticillium albo-atrum را به عنوان عامل پژمردگي نخود گزارش کردند (Bhatti et al.,1983 ؛ Erwin, 1958a). در يک آزمايش فوزاريوم‌هاي جدا شده از نخود در هند با فوزاريوم‌هاي جدا شده از نخود در کاليفرنيا مقايسه شد و نتايج نشان داد که هر دو جدايه از نظر مورفولوژ

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید