ي و بيماريزايي به هم شبيه هستند و به همين دليل هر دو را تحت نام F. lateritium f. sp. ciceri معرفي نمودند (Erwin, 1958).
طي مطالعه‌اي ‌جدايه‌هايي‌ از فوزاريوم از نخود در ‌پرو‌ مورد بررسي قرار گرفت و آنها را تحت نام F. oxysporum گزارش کردند، نتايج اين مطالعه نشان داده که فوزاريوم‌هاي‌ جدا شده از نخودهاي با علائم پژمردگي همه F .oxysporum هستند و F. lateritium جداسازي نشده است (Echandi, 1970).
اسنايدر و هانسن (1940) اسم F. orthoceras var ciceri را به F. oxysporum f. sp. ciceri تغيير دادند که در بين محققين به طور گسترده‌اي پذيرفته شده است (Snyder and Hansen, 1940).
در بررسي سبب شناسي عوامل قارچي پوسيدگي ريشه و طوقه نخود در جنوب اسپانيا نتايج نشان دادند که گونه‌هاي فوزاريوم F. oxysporum f. sp. ciceri وF. solani و Macrophomina phaseolina موجب زردي و پوسيدگي طوقه و ريشه نخود مي‌شوند (Trapero and Jimenz, 1985). در سال 1985 قارچهاي، Sclerotium rolfsii، F. oxysporum f. sp. ciceri و Rhizoctonia solani را به عنوان کمپلکس پژمردگي نخود گزارش کرده است (Nene, 1985). در يک مطالعه قارچ Ascochyta rabiei به عنوان عامل برق‌زدگي، F. oxysporum f. sp. ciceri عامل پژمردگي، F. solani پوسيدگي سياه ريشه و Rhizoctonia solaniعامل پوسيدگي نرم ريشه نخود گزارش کردند (Nene and Reddy, 1987).
بيماري پژمردگي فوزاريومي مهمترين بيماري خاكزاد اين گياه در جهان خصوصًا در شبه قاره هند، حوزه مديترانه و كاليفرنيا بشمار مي‌رود .اين بيماري مي‌تواند در هرمرحله از رشد گياه ظاهر شود. پژمردگي زود هنگام خسارت بيشتري را به محصول وارد مي‌سازد. كاهش عملكرد ساليانه نخود در اثر بيماري از 10 تا 15 درصد متغير است ولي بيماري مي‌تواند در شرايط خاص كل محصول را از بين ببرد (Navas-Cortés et al., 2000). در بررسي عوامل بيماري نخود و ديگر عوامل بيماريزا نتايج نشان دادند جنس هاي Fusarium، Alternaria، Ascochyta، و گونه‌هاي Botrytis cinerea،Rhizoctonia solani موجب بيماري و ايجاد علايم در نخود مي‌شوند (Mazur et al., 2004).
در پژوهشي که در هند و پاکستان به منظور شناسايي گونه‌هاي فوزاريوم عامل پژمردگي نخود صورت گرفته دو گونه F. oxysporum f. sp. ciceri و F. acutatum را به عنوان عوامل پژمردگي نخود گزارش کردند (Gopalakrishnan & Strange, 2005). در بررسي صورت گرفته از مناطق شمالي و جنوبي کوئينزلند (استراليا) قارچهاي Ascochyta rabiei، Botrytis cinerea، Pythium spp، Rhizoctonia spp و Fusarium spp به عنوان عوامل بيماريزاي نخود گزارش کردند (Hawthorne et al., 2006).
در يک مطالعه در نيويورک قارچهاي F. oxysporum f. sp. ciceri ،F. solani f. sp. pisi ، Macrophomina phaseolina ،Pythium ultimum ، Rhizoctonia solani ، Verticillium albo-atrum به عنوان عوامل پوسيدگي ريشه، پوسيدگي بذر و پژمردگي نخود گزارش کردند (Kaiser, 2010).
در بررسي که به منظور کنترل عوامل پژمردگي نخود در هند انجام شده قارچهاي F. oxysporum f. sp. ciceri، F. solani، Rhizoctonia solani به عنوان عوامل پژمردگي نخود گزارش کردند (Andrabi et al., 2011). مطالعه عوامل بيماريزاي خاکزاد نخود در نبراسکا نشان داد که مجموعه اي از عوامل بيماريزا مانند F. solani F. oxysporum، Rhizoctonia solani، Phytophtora megasperma موجب بيماري پوسيدگي ريشه و طوقه و زردي نخود مي‌شوند (Harveson, 2011).
در يک بررسي در اسپانيا Fusarium redolens را از نخودهاي با علائم پژمردگي جدا کردند و به عنوان عامل جديد بيماري زردي نخود از لبنان، مراکش، پاکستان، اسپانيا براي اولين بار گزارش کردند نتايج اين بررسي نشان داده که Fusarium redolens باعث ايجاد علائم زردي،ايجاد زخم و قهوه‌اي شدن ريشه اصلي ونکروزه شدن ريشه‌هاي فرعي نخود مي‌شود ولي مثل F. oxysporum f. sp.ciceri در بافت آوندي تغيير رنگ ايجاد نمي‌کند (Jiménez-Fern?ndez et al., 2011).
در پژوهشي که در هند انجام شده قارچهاي Alternaria porii، A. alternata، Aspergillus amstelodami، A. flavus، A. fumigatus، A. nidulans، A. niger، A. sydowi، A. wentii، Botrytis cinerea، Cladosporium macrocarpum، Curvularia lunata، F. equiseti، F. moniliforme، F. oxysporum، F. semitectum، Macrophomina phaseolina، Myrothecium roridum، Penicillium notatum، Rhizoctonia sp، Rhizopus arrhizus به عنوان عوامل بيماريزاي نخود گزارش کردند (Agrawal et al., 2011). در بررسي صورت گرفته در الجزاير قارچ F. oxysporum f. sp.ciceri را عامل زردي و پژمردگي نخود گزارش کردند (Haddad et al., 2014). طي يک بررسي از مناطق زيرکشت نخود در استراليا 4 نژاد (1, 2, 5, 6)از sp. pisi F. oxysporum f.شناخته شده است در اين پژوهش مشخص شده بيشترين پراکنش مربوط به نژاد يک بيمارگر است (Watson et al.,2009).
1-3- تاريخچه بيماري زردي و پژمردگي در ايران
بيماري پژمردگي و بوته‌زردي نخود در ايران اولين بار در سال 1342 از خوي، شاپور، اهر، مياندوآب، کرج، گنبد، شيراز، قزوين، اصفهان و کاشان گزارش شده است (بهداد، 1359‌). در ايران در سال 1345 عامل اصلي اين بيماري Fusarium oxysporum گزارش شده است و ميزان خسارت آن تا 22 درصد در چند نقطه کشور برآورد کردند (منوچهري ومصري، 1345‌). خسارتها به اشكال مختلفي توسط اين عامل بيماري‌زا در نخود ايجاد مي‌شود. از جمله مي‌توان به زرد شدن و ريختن برگهاي گياه آلوده، ضعيف شدن بوته و تاثير گذاشتن در فتوسنتز كه باعث كوچك ماندن و تقليل تعداد دانه مي‌شود اشاره نمود موارد مذكور در نهايت موجب كاهش محصول مي گردند (بهداد، 1359‌). بني‌هاشمي در سال 1365 موفق به‌ جداسازي ‌چندين‌ جدايه F. oxysporum f. sp.ciceri‌ از بافت آوندي ساقه نمونه‌هاي جمع‌آوري شده نخود که علائم پژمردگي داشتند از حومه فسا گرديد ولي بيماريزايي آنها به اثبات نرسيد. نظري و ارشاد، در سال 1372 طي مطالعه‌اي در مزارع ديم نخود استان لرستان جدايه‌هايي از ريشه و طوقه گياهان پژمرده نخود بدست آوردند و پس از اثبات بيماريزايي، عامل آن F. oxysporum معرفي کردند (نظري و ارشاد، 1372). در بررسي که به منظور شناسايي عوامل قارچي بيماري زردي نخود در چند استان کشور از جمله استان کرمانشاه انجام شده نشان داده شده که عوامل اصلي ايجاد اين بيماري قارچهاي F. solani و F. oxysporum مي‌باشند (افشاري‌آزاد، 1377). محمدي و بني‌هاشمي طي يک بررسي در استان فارس جدايه‌هايي از نخودهاي با علائم زردي و پژمردگي بدست آوردند که پس از اثبات بيماريزايي عامل آن را F. oxysporum f. sp. ciceri معرفي کردند و در حال حاضر ‌به عنوان عامل زردي و پژمردگي در نخود از نقاط مختلف ‌جهان مثل هند، اتيوپي، مصر، ترکيه، اسپانيا، سوريه، پاکستان، پرو، استراليا، آمريکا، تونس و ساير کشورها گزارش شده است (محمدي و بني‌هاشمي، 1384). طي يک مطالعه در مزارع نخود استان کردستان قارچهاي F. oxysporum، F. solani، Rhizoctonia solani، Pythium ultimum و Tiarosporella phaseolina را به عنوان عوامل پوسيدگي ريشه و طوقه و پژمردگي نخود گزارش کردند (اميني، 1385). در بررسي که شهرياري و همکاران (1385) از مزارع ديم نخود استان‌هاي کرمانشاه، لرستان، گلستان، آذربايجان شرقي و خراسان انجام دادند از بوته هاي آلوده با علائم پژمردگي و زردي همراه با تغيير رنگ آوندي اثبات بيماريزايي شده و عامل بيماري پژمردگي و زردي نخود را F. oxysporum معرفي کردند و ميانگين آلودگي در اين استان ها را 58% گزارش کردند. صباغ پور (1385) ميزان آلودگي مزارع نخود به بيماري پژمردگي فوزاريومي در نقاط مختلف کشور بين 2 تا 75 درصد گزارش کرده است. در‌يك بررسي خسارت ناشي از عملكرد بوته‌هاي آلوده نسبت به بوته‌هاي سالم حدود 4/71 درصد بوده است (مهديه، 1384ب).
1-4- کنترل بيماري زردي و پژمردگي نخود
با توجه به خاکزاد بودن عامل بيماري، کنترل شيميايي و يا ديگر روشهاي کنترلي آن در سطوح وسيع غير ممکن بوده و در اراضي کوچک نيز هزينه‌هاي سنگيني را در بر دارد. بهترين روش کنترل اين بيماري که در حال حاضر در دنيا اعمال مي‌شود، کاشت ارقام مقاوم مي‌باشد که هم هزينه‌هاي آن پايين است و هم در سطوح وسيع به راحتي اعمال مي‌شود (اشرفي و همکاران، 1392).
از طرف ديگر اکثر محققين اقتصادي‌ترين روش مبارزه با پژمردگي فوزاريومي نخود ايراني را استفاده از ارقام زراعي مقاوم مي‌دانند وليكن وجود نژادهاي متعدد بيمارگر موجب كاهش كارايي آن شده است. از روشهاي ديگر به تعويق انداختن تاريخ كاشت، آيش و تناوب، استفاده از آفتاب‌دهي و كاربرد قارچكشها مي‌باشد كه از نظر زيست محيطي و اقتصادي قابل توجيه نمي‌باشد و بعلاوه خطر مقاوم شدن قارچ به سموم مورد توصيه وجود دارد. در طي سالهاي اخير محققين در پي يافتن روشي سالم، ارزان و با خطرات كمتري براي محيط زيست بوده‌اند. در اين ميان کنترل بيولوژيک جايگزين مناسبي براي کنترل شيميايي مي‌باشد استفاده از باكتريهاي آنتاگونيست در مبارزه تلفيقي به همراه ارقام مقاوم و روش‌هاي به‌زراعي بسيار مورد توجه قرار گرفته است (جمالي و همکاران، 1384; ; Nene & Haware, 1980 Jimenez-Diaz, 2002 Jimenez-Gasco & ; Bakhsh, et al., 2007 ; Hajieghrari et al., 2008؛ Mahmood et al., 2011). در بررسي ديگري استفاده ارقام مقاوم و تنظيم تاريخ کاشت را يکي از اقدامات مهم براي مديريت پژمردگي فوزاريومي نخود گزارش کردند (Landa et al., 2006).
در يک بررسي مشخص شده گونه‌هاي Trichoderma viride T. harzianum, T. virens, به خوبي بيماري پژمردگي فوزاريومي نخود با عامل F. oxysporum f.sp. ciceri را کنترل مي‌کنند (Dubey et al., 2006).
1-5- پژوهش هاي انجام شده جهت ارزيابي ارقام مقاوم به بيماري زردي و پژمردگي
در يک تحقيق ميزان مقاومت 11 لاين و رقم نخود تيپ كابلي نسبت به بيماري پژمردگي فوزاريومي در شرايط مزرعه‌اي در كرت آلوده (Sick plot ) مورد ارزيابي قرار گرفته نتايج نشان دادند که از 11 لاين و رقم بررسي شده 2 لاين و رقم Sel 95 TH 1716، Flip 84 – 42 C نسبت به بيماري پژمردگي فوزاريومي نخود مقاوم ارزيابي شدند تعداد يك لاين و رقم Flip 89 – 50C نيمه مقاوم، يك لاين و رقم Flip 84 – 48C متحمل و تعداد 7 لاين و رقم به همراه شاهد (کاکا) جزء ارقام ولاينهاي حساس بودند (مهديه، 1384 ب). در يک تحقيق در استان ايلام مقاومت 41 رقم نخود در شرايط مزرعه كاملا? آلوده ارزيابي کردند نتايج نشان دادند که ارقام،FLIP00-17C، FLIP00-67C، FLIP00-66C، FLIP02-04C، FLIP00-73C، FLIP02-07C، FLIP02-09C، FLIP02-37C FLIP02-27C، FLIP02-39C، FLIP02-40C، FLIP02-42C، FLIP02-44C، FLIP02-45C، UC15 FLIP02-47C، نسبت به بيماري مقاوم و ارقام، FLIP01- FLIP00-24C FLIP00-20C، FLIP01-36C FLIP01-32C FLIP01-30C 2C، FLIP01-37C، FLIP01-39C، FLIP01-40CFLIP01-49C، FLIP01-50C، FLIP01- 56C، FLIP02-21C،FLIP02-18C ،FLIP02-06C ،FLIP02- 03C ، FLIP01-63C،FLIP01-64C ،FLIP01-60C FLIP01-58C نسبت به بيماري حساس بودند (نوراللهي، 1391). در بررسي ديگري مقاومت 40 رقم نسبت به بيماري پژمردگي نخود در شرايط مزرعه در دو مرحله گياهچه و گلدهي ارزيابي کردند نتايج نشان دادند 4 رقم مانندFLIP08-20C بسيار مقاوم و 14 رقم مانند FLIP08-10C مقاوم و 17 رقم مانندFLIP07-48C نيمه مقاوم و 5 رقم مانند FLIP08-55C حساس بودند (اشرفي و همکاران، 1392).
در يک بررسي مقاومت 41 رقم نخود نسبت به بيماري زردي و پژمردگي فوزاريومي در شرايط مزرعه ارزيابي کردند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید