واژه کودک آزاری در هیچ یک از فرهنگ های لغت اشاره ای به این موضوع نشده است.
تعریف کودک آزاری، از نظر مفهوم لغوی، کودک آزاری به سوء رفتار والدین یا قیم کودک اطلاق می شود و شامل غفلت،کتک زدن و آزار جنسی می باشد.
هر نوع کوتاهی و غفلت یا ارتکاب هر نوع عملی که به نحوی به بهداشت و سلامت روانی کودک خطری برساند یا در آن خدشه وارد کند و مانع از رشد بهنجار وی شود کودک آزاری قلمداد می شود.
در رابطه با تعریف آزار اختلاف نظر وجود دارد. یکی از عمدهترین اشکالات در پیش بینی رفتار با کودک عدم تعریف روشن از کودک آزاری و بیتوجهی است. هم اکنون هیچ تعریف اختصاصی یا قانونی که مقبولیت جهانی داشته باشد، وجود ندارد و از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت است.به عنوان مثال تنبیه بدنی توسط والدین در سوئیس، فنلاند و نروژ غیر قانونی میباشد در حالی که در چین هیچ برنامهریزی دولتی و قانونی در جهت شناسایی و پیشگیری از کودک آزاری وجود ندارد. و هیچ قانونی در رابطه با خارج کردن کودکان از خانوادههای خشن وجود ندارد وحتی کودک کشی با توجه به شعار «یک زوج، یک فرزند» نیز مشاهده
میشود.
کودک آزاری به شیوه متفاوتی از جمله: اذیت و آزار کودکان به وسیله پدر و مادر، ناپدری و نامادری، خواهر و برادر ناتنی، تجاوزات جنسی به کودک، به کار واداشتن و استشمار کودک و تبعیض جنسی قائل شدن میان فرزندان تجلی مییابد.
به موجب ماده 2 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال 1381، هر نوع آزار و اذیت کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد ممنوع است. ماده 3 همان قانون اشعار میدارد هر گونه خرید و فروش، بهره کشی و به کار گیری کودکان به منظور ارتکاب مجازات میباشد. برخی بر این باورند که کودک آزاری پدیدهای نسبی است و در فرهنگها و آداب و رسوم متفاوت متغیر است.
اعمالی مانند ختنه کردن،سوراخ کردن گوش، در اتاقی جداگانه از والدین خوابانیدن اطفال، بستن کودکان بر پشت مادران، قنداق کردن و… کودکان در بعضی از فرهنگها ارزش و در برخی دیگر ضد ارزش به شمار میآید.
سازمان بهداشت جهانی هرگونه رفتار والدین و افراد مسئول که باعث آسیب رساندن به سلامت جسمانی، روان، سعادت، رفاه و بهزیستی کودک گردد را کودک آزاری میداند.
اکثر متخصصان خشونت را یک عمل عمدی تعریف میکنند که موجب درد فیزیکی در شخص دیگر و یا آسیب دیدن وی میشود خشونت بزرگسالان بر روی کودکان و نوجوانان دامنهای از سیلی زدن خفیف تا حملات آسیب زننده را در برمیگیرد.
در مورد رفتارهایی که مرز بین تنبیه بدنی عادی و افراطی را مشخص میسازد توافق وجود ندارد. به ویژه که از نظر اجتماعی و فرهنگی خشونت و انضباط فیزیکی در مورد کودکان و نوجوانان پذیرفته شده است. آن چه قابل ذکر است این است که در هر فرهنگی خشونت به دو نوع: مشروع و نامشروع تقسیم میگردد.
پرفسور دیوید جیل نویسنده کتاب «رفتار خشونت آمیز با کودکان» کودک آزاری را کلیه رفتارها و اعمال غفلتآمیز مردم، نهادها و کل جامعه میداند که باعث محرومیت کودکان از حقوق خویش گردیده و یا در روند رشد شایسته و مقتضی آنها اختلال ایجاد نماید.

گفتار دوم: انواع آزارکودک
طبقهبندی کودک آزاری نیز همانند تعریف آن چندان روشن نمیباشد و حتی در یک کشور از ایالتی به ایالت دیگر دارای انگیزهها- علت شناسی و مفاهیم متفاوتی میباشند. برای شناخت دقیق این معضل طبقهبندی آن ضروری به نظر میرسد. محدوده کودک آزاری بسیار گسترده است. محرومیت از خوراک، پوشاک، سرپناه محبت والدین، آزارهای جنسی، وجسمانی وارد شونده به کودک که منجر به ایراد صدمات شدید میشود همگی در این محدودهاند.
بر اساس ماده 19 پیمان نامه حقوق کودک، دولتهای عضو ملزم میباشند تمام اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی را به عمل آورند.تا از کودکان در برابر تمام اشکال خشونت جسمی،روانی،آزار یا سوء استفاده، بی توجهی یا سهل انگاری،بد رفتاری یا بهره کشی از جمله سوء استفاده جنسی در حین مراقبت والدین یا والد سرپرست یا سرپرستان قانونی یا هر شخص دیگری که مسئولیت مراقبت از کودک را به عهده دارد حمایت مینمایند.
متخصصان و دانشمندان تعاریف متعددی از کودک آزاری ارائه دادهاند عمدتاً مشتمل بر پنج نوع 1-کودک آزاری جسمانی 2-کودک آزاری جنسی 3- عاطفی و روانی 4-غفلت و مسامحه 5-کودک آزاری تجاری میباشند که هر یک از این انواع خود به طبقات مختلف دیگری تقسیم می شوند. و ما نیز به توصیف آنها میپردازیم:

1- آزار جسمانی
کودک آزاری جسمانی عبارت از رفتار هایی که به جسم کودک صدمه می زند.
کودکی که یک بار یا به دفعات مورد ضرب و شتم آزار و شکنجه قرار میگیرد که عبارت است از حمله فیزیکی به کودک به طوری که میتواند همراه با ضایعات جسمی، تغییر شکل، اختلال عملکرد بدن بوده و حتی ممکن است منجربه مرگ کودک نیز بشود. آسیب وارده با کبودی، سوختگی، ضربه به سرشکستگی، جراحات شکم یا مسموم کردن مشخص میشود. الگوی مشخصه آسیب درکودکی که مورد آزار جسمی واقع شده است با توضیح در رابطه یا علت آسیب هماهنگی و تطابق ندارد.که دراین رابطه ظن منطقی وجود دارد که آسیب وارده یا آگاهانه بوده. ویا شخص سرپرست از کودک آزاران جلو گیری نکرده است. آزار جسمی یا به صورت آزار شدید مثل آسیبهای چندگانه در سر، صورت و بدن است و یا به صورت آزار متوسط مثل شکستگی پا بهصورت آزار خفیف مانند کوفتگی و کبودی مثل ج
ای گاز گرفتن است.خشونت عملی است که باقصدویا قصد تلویحی ایجاد درد یا آسیب به کودک درخانواده اعمال می شود.خشونت طبیعی شامل موارد شایع:سیلی زدن، هل دادن، و ضربه به کفل است که غالباً به عنوان بخش قابل قبول و یا طبیعی بارآوردن کودکان تلقی میشود.خشونت آزار دهنده شامل: اعمال خطر ناک تری ازخشونت است که قابلیت بالقوه آسیب رساندن به شخص در آن بالاست مثل لگد زدن، خفه کردن، تیرزدن و کارد زدن.
کودک آزاری به اشکال گوناگون دیده میشود که در این رابطه برخی از دانشمندان آزار جسمانی را به دو گونه آزار فعال (سوءرفتار و بدرفتاری) و آزار غیرفعال و افعالی غفلت و مسامحه تقسیم بندی میکنند.

1-1- آزار فعال (انجام فعل)
مشتمل بر تمام اعمال و رفتار عمدی با هدف ایراد درد جسمانی است که کودکان در نتیجه ضرب و جرح، کتک خوردن، سوزاندن، شکنجههای بدنی، قطع عضو، انزوا، حبس، و… مشتمل می شوند.
آزار شدید ممکن است انواع مختلف صدمات قابل دیدن و غیرقابل رویت را به وجود آورد.

1-2- آزار غیرفعال (ترک فعل)
آزار غیرفعال یا غفلت و سهل انگاری مشتمل بر اشکال مختلفی از جمله رها شدن و ترک شدگی، محروم کردن کودک از معمولترین و متداولترین نیازهای خود مانند تغذیه، پوشاک، پناهگاه و رعایت اصول بهداشتی میباشد.

2- آزار جنسی
تجاوز جنسی، اصطلاحی در پزشکی قانونی و جرم شناسی جنسی است. و به معنی انجام نزدیکی جنسی با فرد،یدون رضایت اوست. نزدیکی فرد بالغ با افراد کم سن وسال و کودکان، حتی اگر با رضایت او باشد،تجاوز محسوب می شود.
بکارگیری استفاده و واداشتن کودک به درگیر شدن با هرگونه رفتار روشن جنسی یا نمایش رفتارهای جنسی تجاوز تماس جنسی فحشا و هرگونه بهرهبرداری جنسی از کودکان جهت کسب لذایذ و ارضاء میل جنسی میباشد. آزار جنسی کودکان تحقیرآمیزترین، ظالمانهترین و فجیعترین تجربهای است که یک کودک با آن مواجه میشود. سوءاستفاده جنسی خیانتی بسیار بزرگ و اساسیترین و ابتداییترین اعتماد میان کودک، والدین و سایر مراقبین او میباشد. این عمل احساسات کودکان را به شدت مورد آسیب و تخریب قرار میدهد.
تجاوز به خلوت کودک نیز سوءاستفاده جنسی از اوست که از جمله دزدانه نگاه کردن به کودک هنگام تعویض لباس یا حمام است. در این شرایط در حالی که هیچ کدام از این رفتارها در تعریف رسمی سوءاستفاده جنسی قرار نمیگیرد قربانیان اغلب احساس تجاوز میکنند و از بسیاری از نشانههای روانشناسی مشابه قربانیان زنای با محارم رنج میبرند. اکثر موارد آزار جنسی با کودکان به وسیله افراد بزرگسال خانواده روی میدهد مهاجمین برای کودکان آشنا می باشند.آنها به کودک دسترسی کامل دارند و کودک تحت سیطره کامل آنان میباشد.
موارد سوء استفاده از کودکان به دلایلی پنهان میماند این علل عبارتند از: نادانی،تحمل،و احساس ندامت و گناه قربانی،مطمئن نبودن تشخیص آزار جنسی توسط پزشکان و عدم گزارش آن، تمایل دادگاه ها بر اصول محدود قراین و نگرانی خانواده ها از برطرف نشدن و لاینحل ماندن موضوع بعلاوه ممکن است کودکان توسط مهاجمین به قتل، آزار و یا ترک کردن تهدید شوند.
آزار جنسی کودکان پدیدهای گسترده در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه است. البته در این میان کشورهای در حال توسعه وضع وخیمتری دارند زیرا کودکان در این کشورها مورد تقاضای توریستها و مقاصد پدوفیلیا (بچهبازی) در کشورهای ثروتمند میباشند. این توریستها به دلیل حمایت مناسب از کودکان در کشورهای توسعه یافته، نمیتوانند کودکان را مورد آزار جنسی قرار دهند.
اجرای قانونی مقابله با آزار جنسی کودک، مؤثر میباشد، این جرائم دارای مجازات شدید و حبس طولانی مدت است و به علاوه احتمال دستگیری بسیار زیاد است. از نظر مأموران مجری قانون و مردم این نوع جرائم قابل چشمپوشی و گذشت نیست. موقعیت کودکان در کشورهای در حال توسعه کاملاً معکوس میباشد. در این کشورها توسعه اقتصادی در اولویت قرار دارد و کودکان مورد بیتوجهی جامعه و دولت قرار میگیرند. کودک اغلب به علت ترس و احساس شدید سرافکندگی و گناه از افشاء آزار جنسی سر باز میزند. سوء استفاده جنسی از کودک، نشانههای رفتار خاص در او ایجاد مینماید اطلاعات گسترده کودک از مسائل جنسی بیانگر این است که کودک در فعالیت جنسی شرکت داشته یا ناظر بوده است. رفتارهای پرخاشگرانه و یا همراه با نمادهای جنسی نسبت به کودکان دیگر در بین کودکانی که مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند مشاهده میشود.
صدمه روانی و جسمی آزار جنسی نسبت به کودک با توجه به سن قربانی، مدت و نوع سوء رفتار و رابطه میان کودک و مهاجم تغییر مییابد. این صدمات اثرات طولانی مدت کودکان قربانی میگذارد این کودکان فاقد اعتماد به نفس هستند. آنها به بزرگسالان اعتماد ندارند و دارای احساس نگرانی و تحریکپذیری شدید میباشند.
«از نظر روان شناختی، سوءاستفاده جنسی و تجاوز به عنف منشأ بسیاری از اختلالات روانی مانند فوییها، اضطراب و افسردگی میباشد».
بلامبرگ پنهانترین نوع کودک آزاری را، آزار جنسی میداند، ماهیت پنهان این عمل شرمآور موجب عدم افشاء این پدیده میباشد. سوءاستفاده جنسی توسط هر فرد بزرگسالی قابل انجام میباشد. ممکن است که این عمل توسط اعضای خانواده و یا محارم تحت عنوان «زنای با محارم» و یا به وسیله اشخاص دیگری صورت گیرد.
با ظهور دین مسیح سوءاستفاده جنسی از کودک ممنوع و شرم آور اعلام شد. با افزایش قدرت کلیسا این عمل عنوان مجرمانه به خود گرفت و مرتکبین این اعمال مجرم معرفی شدند.
«اکنون بر اساس یافتههای بالینی، ویژگیهای رفتاری-روانی بزه دیدگان جنسی مورد کاوش قرار گرفته است. در حال حاضر سوءاستفاده جنسی را منشأ بسیاری از اختلالات شخصیتی میدانند».
آزار جنسی مانند آزار فیزیکی اشکال متفاوتی دارد: تجاوز به عنف، زنای با محارم، تجاوز براساس تعریف قانون موضوعه، لمس کردن تحریکآمیز و سایر اشکال رایج. علاوه بر رفتارهای جنسی متداول راههای دیگری برای استشمار جنسی کودکان وجود دارد. آنها ممکن است برای کسب درآمد والدین، سرپرستان و سایر دلالان محبت مجبور به تن دادن به فحشا شوند. سوء استفاده از کودکان در موضوع پورنوگرافی (فیلمها – مجلهها) موجب استشمار جنسی – تجاری کودکان میشود.
مرکز ملی سوءاستفاده و غفلت، آزار جنسی را مواردی میداند که کودک برای کسب لذت جنسی یک شخص بزرگسال از طریق مقاربت یا تماس جنسی او مورد سوء استفاده قرار میگیرد. در یک تعبیر کلی میتوان کودک آزاری جنسی را به هر نوع تماس شخص بزرگسال با
کودک در جهت تامین نیازهای جنسی خویش تعبیر نمود.
البته با توجه به اینکه سن مجاز و قانونی برای اقدام به فعالیتهای جنسی در هر کشوری با توجه به متغیرهای فرهنگی متفاوت است، میتوان تعریف فوق را چنین تکمیل کرد: هر نوع تماس فرد بزرگسال با کودکی که به سن مجاز و قانونی برای اقدام به فعالیتهای جنسی نرسیده است، به منظور ارضاء نیازهای جنسی خویش،کودک آزاری تلقی میشود.
همان گونه که پیش از این ذکر شد کودک آزاری جنسی به اشکال و انواع گوناگون صورت میگیرد که بر حسب ضرورت به ذکر دو مورد آن میپردازیم:

2-1- زنای با محارم
دکتر کاپلان سادوک، رابطه جنسی میان افراد دارای رابطه خونی با یکدیگر را زنای با محارم مینامد. در یک تعریف گسترده میتوان رابطه رسمی یا غیر رسمی جنسی میان افرادی که از لحاظ فرهنگی این رابطه مجاز شناخته نشده باشد، را زنای با محارم نامید.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کمترین موارد زنای با محارم مربوط به رابطه جنسی مادر و پسر است، دخترها بیش از پسران قربانی زنای با محارم میشوند در ایالت متحده امریکا حدود یک سوم از 15 میلیون نفر قربانی زنای با محارم زیر 9 سال سن داشتهاند.
موقعیت اقتصادی خانواده نقش مؤثری در وقوع زنای با محارم ندارد، مسئله قابل تأمل این است که این موضوع در خانوادههای دارای ثبات اقتصادی، بیشتر پنهان میماند.
در بروز این پدیده میتوان به عوامل اجتماعی، فرهنگی، فیزیولوژیکی و عوامل روانی اشاره نمود.
زندگی در روستاهای دور افتاده و کم جمعیت که امکان دسترسی به رابطه جنسی با افراد گوناگون را نمیدهد نیز در بروز این معضل مؤثر میباشد. در بعضی از موارد مهاجمان، افرادی دارای ضریب هوشی پایین و یا دچار اختلال روانیاند.
برخی زنای با محارم را به هر نوع فعالیت جنسی میان اعضای یک خانواده میدانند که الزاماً وجود یک رابطه نسبی ضرورت ندارد.
«معمولاً در زنای محارم کودکان نابالغ در سنین 4 الی 12 سال مورد سوء استفاده قرار میگیرند».
2-2- فحشاء کودکان
برخی فحشاء کودکان را شرکت آنان را در فعالیتهای جنسی با هدف کسب منافع میدانند. بیشتر فاحشههای خردسال، کودکانی هستند که تجربه تلخ و هولناک سوءاستفاده جنسی توسط یکی از محارمشان را داشتهاند و برای رهایی از تکرار این فاجعه از خانه گریختهاند. این کودکان برای ادامه حیات در محیط خشن و بیرحم جامعه و برای تهیه خوراک و پوشاک خود به ناچار به فحشاء روی میآوردند.

3- آزار عاطفی و روانی
هر گونه رفتار نا مناسبی که بر عملکرد رفتاری،شناختی،عاطفی و جسمی کودک تأثیر منفی داشته باشد گفته می شود.
آزار روانی (عاطفی) بهطور معمول یکی از پی آمدهای آزار جنسی و جسمی میباشد، اما در بسیاری از موارد بهطور مجزا نیز روی میدهد. کایریس و همکارانش آزار روانی را اینگونه تعریف کردهاند: بدرفتاری روانی در بچهها زمانی روی میدهد که شخص به کودک القا کند که وی موجودی بیارزش، معیوب، منفور، ناخواسته و مخاطرهانگیز میباشد. و ارزشش فقط به جهت برآورده کردن نیازهای دیگران میباشد.کلیه موارد فوق در صورتی که شدید و تکراری باشد، آزار روانی را به دنبال دارد. و اینکه آزار عاطفی به معنای از بین بردن روح و توانایی و عواطف کودک میباشد. هم چنین بنتوسیم 1987 آزار عاطفی را یکی از شدیدترین آزارها دانسته و بیان کرده است که میتواند زمینه ساز آزار جسمی باشد و به عنوان ویران کردن منظم احساس لیاقت کودک (لیاقت به عنوان توانایی کارکرد در زمینههای اجتماعی تعریف شده است) مثلاً سپر بلا کردن، طرد یا انکار منظم تجارب اجتماعی وی میباشد.

آزار عاطفی انواع مختلفی دارد که میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
تحقیر کردن، بیارزش شمردن، مسخره کردن، تهدید کردن، جدا کردن کودک، داشتن خواستههای دو گانه و نامشخص از کودک

 

دیدگاهتان را بنویسید