رفع مشکلات کودکانی که حق آنها تضییع و مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند بر خود لازم میدانم شمهای از انواع کودک آزاری و مسئولیت ناشی از آن را به عنوان موضوع پایان نامه خود انتخاب کرده تا این مسئله بیشتر مورد بررسی قرار گرفته شود.

ج- پیشینه تحقیق
درخصوص بررسی موضوع مسئولیت مدنی کودک آزاری طی تحقیقات بعمل آمده تا کنون هیچ تحقیقی صورت نگرفته است. ولی موضوع پایان نامه ای که تا حدودی با موضوع مقاله فوق ارتباط دارد و از آن استفاده شده است از آقای اکبر سپهوند فارغ تحصیل مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آز اد اسلامی با گرایش جزا و جرم شناسی در سال 1383-82 تحت عنوان کنکاشی در کودک آزاری از منظر جرم شناسی و حقوقی در ایران صورت گرفته است.
در پاسخ به فرضیه اصلی تحقیق گفته شده که نارسایی ها و کاستی ها ی موجود در قوانین کنونی ایران مهمترین عامل پیدایش و گسترش این پدیده است و با توجه به تعاریف گوناگون کودک آزاری و کودک وجودداشته نتیجه حاصله این است که هنوز توافقی بر سر تعریف کودک و کودک آزاری نه تنها در نظام حقوقی ایران،بلکه در دیگر کشورها نیز وجود ندارد. همین مسئله خود مشکلاتی را در برخورد با پدیده کودک آزاری موجب می شود و از نظر جرم شناسی مورد بحث قرار گرفته است و در این بررسی هم عوامل اصلی این پدیده به عوامل فردی، عوامل اجتماعی و فرهنگی و عوامل روانشناختی و بالینی تقسیم شده است. بیشتر صاحبنظران عقیده دارند که قرار داشتن در معرض بد رفتاری در کودکی احتمال رفتار کودک آزاری را در بزرگسالی افزایش می دهد. بهمین خاطر باید از دور باطل بین نسلی کودک آزاری پیشگیری کرد. کودک آزاری مسئله جدیدی نیست و از دیدگاه قانونگذاران دیگر کشورها پنهان نبوده است.
نگاهی به برخی از مواد قانون مدنی و مجازات اسلامی نشان می دهد که هم اکنون در نظام حقوقی ایران، کودک آزاری نه تنها به عنوان یک جرم عمومی مستقل مورد شناسایی نیست،بلکه برخی از مواد قانونی و رویه های قضایی عملاًبه تأیید انواع کودک آزاری می پردازد. که دادن مجوز تنبیه کودکان به بهانه تأدیب آنان از جمله نقایص موجود در قوانین می باشد. و در نهایت تنها راه مقابله با این پدیده شوم،مجرمانه ساختن آن و برخورد قاطع کیفری با آنان می باشد.
تحقیقی دیگری در خصوص بررسی شیوع کودک آزاری در دانش آموزان دوره دبیرستان شهرستان بم در سال تحصیلی 82-81 توسط خانم سکینه میری کار شناسی ارشد آموزش پرستاری با گرایش بهداشت روان انجام شده است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی می باشد؛که با هدف « تعیین شیوع کودک آزاری در دانش آموزان دوره دبیرستان شهر بم » انجام شده است. جامعه پژوهش در این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان اول تا سوم دبیرستان می باشد که در مدارس روزانه دولتی و غیر دولتی مشغول به تحصیل بوده اند. نمونه این پژوهش 562 دانش آموز بوده که به طور تصادفی انتخاب گردیده اند،ابزار این گرد آوری داده ها،پرسشنامه ای پژوهشگر ساخته بود که پس از کسب ضرایب مناسب روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از جداول توزیع فراوانی،شاخص های مرکزی و پراکندگی و آزمون مجذور کای،صورت گرفت. نتایج نشان داد که 02/20 درصد از دانش آموزان به نوعی مورد آزار جسمی واقع شده اند ( 53/29/. آزار جسمی خفیف و 34/13/. آزار جسمی شدید ). بیشترین آزار جسمی خفیف سیلی زدن (6/42/.) و آزار جسمی شدید. کتک زدن با وسیله بوده است. هم چنین شیوع بی توجهی 95/24/. گزارش شده است ( 76/25/. بی توجهی جسمی،7/18 درصد بی توجهی آموزشی و 3/29/. بی توجهی عاطفی ). میزان آزار عاطفی گزارش شده 61/33درصد بوده است.
در ادامه نتایج نشان دادکه بین میزان گزارش آزار جسمی و عاطفی با سن دانش آموزان اختلاف معنی دار آماری وجود داشته است (به ترتیب 01 /0P و 05 /0P ) بدین صورت که آزار جسمی و عاطفی توسط دانش آموزان 17سال،بیشتر گزارش شده است. هم چنین میزان رضایت از زندگی و گزارش آزار در هر سه حیطه اختلاف معنی دار بوده است. ( به ترتیب 05/0P،05/0P و 005/0 P ). بدین ترتیب که آزار و بی توجهی در دانش آموزانی که زیاد و خیلی زیاد از زندگی راضی بودند،کمتر از سایر گروه ها بوده است.
هم چنین در رابطه با تحصیلات مادر و بی توجهی و نیز تحصیلات والدین با آزار عاطفی و جسمی اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0 P ). بدین ترتیب که بی توجهی گزارش شده در دانش آموزان با مادران دارای تحصیلات دبیرستانی و دانشگاهی و نیز آزار جسمی و عاطفی در دانش آموزان با والدین دارای تحصیلات دبیرستانی و دانشگاهی کمتر بوده است. میزان آزار جسمی در دانش آموزان با مادران خانه دار،پدران معتاد و در خانواده های با سابقه مثبت طلاق به طور معنی داری بیشتر از سایر گرو هها بوده است (05/0P ). هم چنین عاملین آزار در حیطه آزار جسمی و بی توجهی بیشتر پدران و در حیطه عاطفی بیشتر مادران تشکیل می دادند.

د – هدف از تحقیق
آشنا نمودن والدین با وظایف خود در قبال فرزندان و آگاه ساختن سایر اقشار جامعه نسبت به مسئله کودک آزاری و این که شاید با بررسی این موضوع خدمتی به جامعه علمی کرده باشم.

ه – سئوالات تحقیق
1- مبانی نظری مسئولیت مدنی کودک آزاری کجاست؟
2- مسئولیت مدنی ناشی از کودک آزاری در برابر چه کسانی است؟
3- ارکان مسئولیت مدنی ناشی از کودک آزاری کدامند؟
4- دامنه مسئولیت ناشی از کودک آزاری تا کجاست؟

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

و- فرضیات
1- مبانی نظری ناشی از کودک آزاری عبارت از نظریه تقصیر، نظریه ایجاد خطر، نظریه مسئولیت بدون رابطه سببیت می باشد.

2- مسئولیت مدنی ناشی از کودک آزاری ممکن است در برابر خود کودک، والدین و دولت باشد.
3- ارکان مسئولیت مدنی ناشی از کودک آزاری عبارت از وجود ضرر، فعل زیانبار، رابطه سببیت میباشد.
4-مراقبین نسبت به خساراتی که به کودکان وارد می کنند مسئولیت مدنی دارند.

ز – روش تحقیق
تلفیقی از روشهای کتابخانه ای،اندیشه ورزی توصیفی است.

فصل اول
کلیات

مبحث اول- کودک آزاری و انواع آن
گفتار اول: کودک آزاری
در لغت نامه دهخدا،فرهنگ نفیسی و فرهنگ معین در خصوص معنای اصطلاح کودک آزاری هیچ موردی بیان نگردیده است.
در طول تاریخ دیدگاهها و نظریات مختلفی در این خصوص وجود داشته است. گروههای فرهنگی مختلف تعاریف جداگانهای از کودک آزاری ارائه دادهاند. کودک آزاری در ایران مبحثی نسبتاً جدید و تازه است. اما طرح موضوع در کشورهای اروپایی و آمریکایی قدمت بیشتری دارد. پس از مطرح شدن مفهوم کودک آزاری از سوی کارشناسان و صاحب نظران علوم روانشناختی و تربیتی تعاریف متعددی عنوان شد که هر یک این پدیده را از زاویه دید مخصوصی مورد توجه قرار دادهاند. قانون دادگاه خانواده ایالت نیویورک کودک آزاری را این گونه تعریف میکند «شرایطی که موجب میشود والدین یا سایر افرادی که به طور قانونی مسئولیت تأمین رفاه و سلامت یک کودک زیر 18 سال سن را به عهده دارند یا خود اقدام به کودک آزاری میکنند یا به دیگران اجازه دهند، وی را مورد آزار و اذیت قرار دهند». کودک آزاری در معنای گسترده خود تجاوز به حقوق قانونی کودکان در رسانیدن صدمه جسمانی و روانی به آنها است که اغلب بوسیله والدین صورت میگیرد. این گونه والدین، به علل مختلف کودک را هدف عواطف خصمانه خویش قرار میدهند. بر اساس مجله پزشکی قانونی کشور: «بد رفتاری و آزار کودکان عبارت است از هر گونه بدرفتاری با کودکان یا افرادی که در سنین بلوغ به سر میبرند. این بد رفتاری میتواند از طرف پدر یا مادر یا محافظان کودک و کسانی که مسئول مراقبت از او هستند صورت گیرد». کودک آزاری پدیدهای است نسبی که در فرهنگهای گوناگون مفهوم آن متفاوت است. بهطوری که برخی از جنبههای رفتاری نسبت به کودک در بعضی از فرهنگها امری طبیعی است. در نگرش مردمان با فرهنگ دیگر میتواند، نوعی کودک آزاری تلقی شود دلیل این امر را باید در این دانست که هیچ معیار بینالمللی برای تربیت کودک وجود ندارد. ملاک قابل تشخیص اهمال و سهل انگاری و غفلت والدین قابل تعیین نیست برای حل این مشکل باید تعریفی ارائه کردکه مفهوم آن شامل بهترین و جامع ترین تعریفی که در ارتباط با کودک آزاری میتواند ارائه داد چنین باشد. «کودک آزاری بخشی از آسیب به کودکان است که قدغن بوده، تقریباً منع شده و قابل پیشگیری است و به دست انسان صورت میگیرد ».
اغلب تعاریفی که از کودک آزاری شده دارای عناصر مشترک مانند: رفتارهای ناپسند، قصور و کوتاهی والدین قصد ایراد و صدمه زدن به کودکان است.
واکنش ذهنی متخصصان در این زمینه نیز باید مورد توجه قرار گیرد. زیرا این واکنش بر چگونگی استعمال تعاریف و تأثیر آنها مؤثر خواهد بود. آن چه مسلم است ذهنیت افراد تحت تأثیر عواملی چون ارزشهای فردی، فرهنگی و آموزش حرفهای قرار دارد.
در بحث کودک آزاری تعاریف متعددی در زمینههای مختلف روان شناختی، جامعه شناختی و حقوقی…. ارائه شده که در ذیل به پارهای از آنها میپردازیم.

1- تعریف واژه کودک
واژه کودک عبارت است از :کوچک،ضغیر،فرزندی که به حد بلوغ نرسیده (پسر یا دختر )، طفل
کودک در هنگام تولد موجود ناتوانی است که برای طی کردن مسیر زندگی مستقل نیاز مبرمی به حمایت خانوادگی دارد. به طورکلی اگر به این حمایت خصوصاً در سالهای اولیه زندگی خدشه وارد شود، ادامه زندگی سالم کودک با مخاطره بسیار جدی مواجه میشود. در این دوران کودک زندگی مستقل، توجه به دیگران رعایت حق و حقوق سایر افراد و نظم وانضباط را در یک محیط پویا و صمیمی چون خانواده فرا میگیرد. محیط خانواده خصوصاً والدین اولین آموزگاران، دوستان و همبازی کودک هستند. والدین باید، بتوانند نیازهای فزاینده کودک را در یافته (اعم از مادی و معنوی) و به آن پاسخ مناسب بدهند میزان وابستگی و علاقه دو طرفه بین والدین و کودک، توانایی او را برای یادگیری و دانستن مطالب جدید افزایش میدهد، در حالی که بد رفتاری با کودک و عدم توجه به نیازهای او میتواند باعث ایجاد اختلالات روانشناختی همانند پرخاشگری در بزرگسالی میشود.
کودکی، عاملی است که جنبهها و آثار مختلف آن در حقوق، همواره موضوع مطالعات و مقررات ویژهای قرار گرفته است، به همین دلیل کودکان در مقابل بزهکاری، و هم در مقابل بزهدیدگی، ضعف و آسیبپذیری بیشتری نسبت به بزرگسالان دارند. به همین علت است که اطفال و نوجوانان بزهکار در مراجع ویژه و به موجب آیین دادرسی خاص محاکمه و موضوع اقدامهای حمایتی وتربیتی در کانون های اصلاح و تربیت واقع میشوند.
بر اساس تعریف ارائه شده از سازمان بهداشت جهانی کودک، به هر انسان زیر 18 سال سن گفته میشود. در ماده یک کنوانسیون حقوق کودک نیز درج شده است که تمام افراد پایین تر از 18 سال کودک به شمار میآیند.
از آن جایی که مسئله شروع دوران کودکی به دلیل دارا شدن یک سری حقوق و حمایتهای ویژه برای کودکان بسیار با اهمیت است، تعیین زمان شروع دوران کودکی نیزاز اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین با هدف تعیین مرحله آغاز کودکی به بررسی سایر اسناد و کنوانسیونهای مر
بوط به کودک پیش از کنوانسیون حقوق کودک میپردازیم.
در بیانیه سال 1923 و 1959 حقوق کودکان نقطه آغازین دوران کودک معین شده است. اما در مقدمه کنوانسیون سال 1959به حوائج فکری و جسمانی فرد نابالغ و حمایتهای قانون پیش از تولد اشاره شده است.
از آنجایی که در ماده 41 کنوانسیون حقوق کودک نیز اشاره شده است کنوانسیون در قانون گذاری ملی و قوانین لازم الاجرای بینالمللی در صورت امکان مداخله نمینماید، بنابراین رویه یکسانی برای تعیین آغاز دوران کودکی توسط کشورها اتخاذ نشده است. اما برخی از کشورها در راستای انطباق با مقررات کنوانسیون اقداماتی صورت دادهاند به عنوان مثال جمهوری آرژانتین در قوانین خود شروع دوران کودکی را از زمان انعقاد نطفه اعلام کرده است. و این امکان را بوجود آورده که اشخاص حقیقی حمایتهای خاص پیش از تولد را دارا گردند. کمیته حقوق بشر در میثاق بینالمللی حقوق سیاسی و مدنی تأکید دارد که دولتها
نمیتوانند سن حمایتی کودک را به طور نامعقول و غیر منطقی پایین بیاورند و به این ترتیب خود را از بسیاری از تعهدات دولت نسبت به کودکان مبری نمایند.
کمیته حقوق کودک نیز بر تعیین حداقل سن کودکان توسط قانونگذار تأکید کرده است. این کمیته از افزایش سن کودک استقبال کرده است و 18 سالگی سن مورد تأیید این کمیته است.
برخی از کشورها با بیان اعلامیههایی به تعیین سن پایین کودکی اقدام نمودهاند. به عنوان نمونه دولت کوبا برای برخورداری کامل کودکان از مزایای حقوق مدنی 18 سالگی را به عنوان سن بلوغ اعلام کرد. لیختن اشتاین نیز به موجب قانون شاهزادگی لیختن اشتاین، سن بلوغ را 20 سالگی اعلام کرد.
موضوع مورد توجه دیگر این است که در برخی از کشورها فرض بر این است که کودک با ازدواج به بلوغ میرسد. بنابراین کودک در هر سنی که ازدواج نماید از محدوده حفاظتی این کنوانسیون خارج خواهد شد. و بسیاری از حقوق و امتیازات خویش را از دست میدهد. بنابراین در این جوامع دختران که در سنین پایینتر از پسران ازدواج میکنند لطمه بیشتر خواهند دید.

در راستای رفع این مشکل کمیته حقوق کودک اعلام میدارد که رشد جسمانی و جنسی کودک دلیل معتبر و صحیح برای تعیین بلوغ نمیباشد. بنابراین بهتر است تا با افزایش سن ازدواج کودکان به 18 سالگی آنان را از بسیاری از حقوق خویش محروم نسازیم.
برای تعیین سن کودکی و تعریف کودکی با مراجعه به قوانین ایران نمایان میگردد که این موضوع در هیچ یک از مفاد قانونی تعریف نشده است، اما بر اساس مواد 1207و1210 قانون مدنی کشورمان پایان کودکی در دختر 9 سال قمری و در پسر 15 سال تمام قمری است و طفل کسی است که صغیر باشد. مقصود از صغیر خواه ممیز و خواه غیرممیز طفلی است که بالغ نشده است. به موجب ماده 956 و 957 قانون مدنی اهلیت برای دارا شدن حقوق بازنده متولد شدن جنین (طفل) آغاز شده و با مرگ او پایان مییابد و حمل مشروط بر زنده متولد شدن از حقوق مدنی ممتنع خواهد شد.
از دیدگاه حقوقی کودک به شخصی گفته میشود که آمادگی جسمانی و روانی لازم برای زندگی اجتماعی را نداشته باشد با توجه به اینکه حیات واقعی کودک با تولد آغاز میگردد، دوران کودکی نیز با تولد آغاز میشود. برخی از حقوقدانان در تعریف صغیر اظهار داشتهاند که صغیر کسی است که از لحاظ سنی به نمو روحی و جسمانی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده است.
از نظر عرفی دوره کودکی پس از نوزادی شروع و تا رسیدن به سن قانونی ادامه مییابد. حد فاصل میان نوزادی و نوجوانی را در عرف عام دورهی کودکی میگویند. از دید علمای حقوق پسر و دختری که به بلوغ شرعی نرسیده است از محجورین است، به محض رسیدن به بلوغ حجر او محو میشود، بدون اینکه احتیاج به صدور حکم از سوی حاکم شرع باشد، اگر پیش از بلوغ به حدی رسد که دارای تمیز باشد او را صغیر ممیز گویند.
سن بلوغ و رشد با پیدایش یکی از پنج وضعیت برای طفل حاصل میشود که عبارتند از: روئیدن موی در بعضی قسمتهای بدن (در صورت، زیر بغل، اطراف اندام تناسلی)، احتلام در پسران، حیض در دختران، رسیدن به سن 9 سال تمام در دختران و 15 سال تمام در پسران و استعداد بارور شدن دختران.
اگر این ویژگیهای درکی به منصه ظهور و مشاهده نرسد کودک است والا نوجوان یا جوان خواهد بود و نیز گفته شده که صغار جمع صغیر است و در اصطلاح به کسی گفته میشود که از نظر سنی به نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی نرسیده باشد. برخی از فقیهان میفرمایند: صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و هر چند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد.

2- تعریف کودک آزاری:
در خصوص واژ

 

دیدگاهتان را بنویسید