تحلیل ژئوپلیتیک جنوب شرقی ایران با تاکید بر مهاجرت اتباع خارجی

قسمتی از متن پایان نامه :

خااستگاه دانشی که بعد ها به آن عنوان «ژئوپلیتیک» داده گردید در مراکز استعماری امپراتوری های رقیب در انتها قرن نوزده میلادی متولد شده می باشد. در آنها دانشگاه ها، اجتماعات جغرافیایی و مراکز آموزشی قدرت های بزرگ ایجاد گردید. از سال 1870 به بعد قدرت های بزرگ اروپا با یک برنامه بی سابقه به توسعه طلبی امپریالیستی و توسعه طلبی قلمروی در روی آن مناطق مبادرت کردند ( O tuathail, 1996: 21 ). ژئوپلیتیک بعنوان شکلی از دانایی و قدرت در دوره امپریالیستی بین سالهای 1945ـ1870 زمانی متولّد می گردد که امپراتوریهای رقیب در طول جنگ های متعددی که با یکدیگر داشتند خطوط قدرت را مرتب کرده و آن را تغییر داده و در آن تجدید نظر کردند. خطوط قدرت مورد نظر، تشکیل دهنده مرزهای نقشه سیاسی جهان بودند در این دوره از رقابتهای امپریالیستی که موفقیتهای تکنولوژیکی بزرگ، انقلاب جهانی و دگرگونیهای فرهنگی صورت گرفت، ژئوپلیتیک امپریالیستی نیز شکل گرفت (احمدی پور، بدیعی، 1381: 2).

شاید مشهورترین جغرافیدان عصر امپریالیستی، مکیندر بود. مقاله معروف او «محور جغرافیایی تاریخ» روابط و پیوستگی های بین علایق ملی و جغرافیا و زمین را شامل می گردید. این مقاله اولین تفسیر انجمن سلطنتی جغرافیای انگلیس در لندن در سال ١٩٠۴ بود. برای همین آن مقاله از جهت محتوا خیلی مهم می باشد. مکیندر این مقاله را موقعی می نویسد که گروه های مختلف قدرت های امپریالیستی ظهور کرده اند (Rennie Short, 1994: 18). شاید مهمترین دانش آموخته جغرافیای سیاسی بعد از راتزل، رودلف کی اِلن، دانشمند سوئدی علوم سیاسی استاد دانشگاه گاتبرگ بود، کی اِلن بسیار تحت تأثیر اندیشه های سیاسی – جغرافیایی راتزل در مطالعه سیاست های جهانی و ماهیت دولت قرار گرفته بود. کیی اِلن ایده های راتزل را درمورد حکومت به عنوان یک پدیده موجود زنده (ارگانیسم) بسط داد (Dikshit,  1995: 11  ).

در سال های اولیه قرن بیستم کی الن و دیگر اندیشمندان امپریالیست، ژئوپلیتیک را به عنوان بخشی از دانش امپریالیستی غربی فهمیدند که از ارتباط با زمین فیزیکی ( جغرافیا ) و سیاست بحث می نمود. بعد با هدف سیاست خارجی آلمان نازی یعنی لبنسرام ( تعقیب فضای حیاتی آلمان ) همراه گردید. و برای همین از نظر اکثر نویسندگان و تحلیل گران بعد از جنگ جهانی دوم محو گردید و در طی سال های بعد از جنگ سرد، ژئوپلیتیک برای توصیف کشمکش و درگیری جهانی بین شوروی و ایالات متحده آمریکا بر سر کنترل کشورها و منابع استراتژیک جهان بهره گیری گردید ( O thathail, Dalby & Routledge; 1998: 1 ). در خلال دهه 1920، کانون مطالعات ژئوپلیتیک در آلمان متمرکز گردید و در آنجا بود که این رشته علمی زمانی که به عنوان یک مکتب جدید توسط کارل فون هاوس هوفر(1946ـ 1869) شکل گرفت، تصویر بسیار مخدوش خود را کسب نمود. «پارکر» در این ارتباط چنین تبیین میدهد: «پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اوّل، گروهی از جغرافیدانان آلمانی، ایده های راتزل را پذیرفته و تا آنجا پیش رفتند که از این ایده ها، بعنوان مبنای یک طرح روشمند، نه تنها برای بهبود آلمان، بلکه برای بازگشت آلمان به جایگاه یک قدرت بزرگ، بهره گیری کردند. استدلال بنیادین آنها این بود که گر چه جغرافیای سیاسی به شرایط فضایی کشور می پردازد امّا ژئوپلیتیک به نیازهای فضایی می پردازد. تمام استراتژی حزب نازی برای سلطه آلمان بر اروپا، تحت تأثیر نظریه هایی بود که این محققان ژئوپلیتیک فرمول بندی کرده بودند» (مویر، 1379: 367ـ366).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 

آیا ورود اتباع خارجی از سمت مرزهای جنوب شرق ایران از لحاظ جغرافیای سیاسی تاثیری بر روابط

بین دو کشور و نیز مسائل منطقه ایی گذاشته می باشد؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه