كة آن رفتار غيرعمدي و اتفاقي بوده واحتمالاً در آينده روي نخواهند داد. (اسناد موقعيتي)
ج. تبيين سوم اين است كه شخص با اين رفتار يكي از صفات شخصيتي خود را بروز داده است. (اسناد شخصي(كريمي، 1373).
نظريه اسناد استنباط تطابقي جونز143 وديويس: 144
جونز و ديويس توجه خودرا بر پيامدهاي رفتار به عنوان مبناي اسناد متمركز كرده‌اند. طبق نظر آنها فرآيند اسناد، اثراتي را كه در يك موقعيت مفروض، ناشي از هر پاسخ احتمالي است مشخص مي‌كند. پيامدهاي غيرمعمول بينش پرارزشي درباره گرايش‌هاي رفتار بازيگر به ما مي‌دهد چنانچه از نام نظريه برمي‌آيد استنباط‌هاي انجام شده درباره صفات شخصي، وقتي كه رفتار ظاهري از آن صفات فرض مي‌شود، با هم تطبيق مي‌كنند. به بيان ساده‌تر اين نظريه پيش‌بيني مي كند كه مردم سعي دارند از يك عمل استنباط كنند كه آيا آن عمل و ويژگي با خصيصه پايدار شخص عامل، تطبيق مي‌كند يا نه (كريمي، 1375).

2-3-2-7مدل مكعبي145 كلي146 از اسناد
اصول اسناد جونز و ديويس براي مشاهده رفتار به تنهايي كاربرد دارد. به هر حال در زندگي روزمره ما اغلب نمونه‌هايي تكراري از رفتار اشخاص در زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف مشاهده مي‌كنيم. براي مثال تبين‌هاي شما از علل رفتار يك شخصي احتمالاً براساسص چندين مشاهده از آن شخصي مي ‌باشد. يك مدل از اسناد كه توسط كلي گسترش يافت به ما در تحليل اين نكته كمك مي‌ كند كه چگونه اشخاص مشاهدات چندگانه از رفتار را به كار مي‌برند. كلي استدلال كرد كه سه نوع از اطلاعات در تعيين اسنادهايمان قطعي هستند. اين اطلاعات شامل: ثبات با همسازي147، همرايي و تمايز مي‌باشد.
ثبات به اين اشاره داركه آيا در زمان‌هاي ديگر نيز در برابر اين محرك اين رفتار از شخص ديده مي‌شود؟ همرايي اشاره به اين دارد كه آيا ديگران نيز در همان موقعيت همان رفتار را دارند؟ و تمايز به اين معني است كه آيا شخص در برابر محرك‌هاي ديگر هم همين رفتار را دارد يا فقط در مورد اين محرك صادق است؟ كلي، استدلال مي‌كند كه الگوهاي معيني از اطلاعات ثبات، همرايي و تمايز در تركيب با هم منتهي به اسنادهاي بيروني يا دروني مي‌شوند. براي مثال: ثبات بالا، همرايي پايين و تمايز پايين موجب اسناد دروني و ثبات بالا، همرايي بالا و تمايز بالا، اشاره به اسناد بيروني دارد(كريمي، 1375).
2-3-2-8نظريه تركيبي اسناد شيور148
شيور (1975) سه نظريه اصلي اسناد را تركيب كرد و يك نظريه كلي‌تر از آنها ساخت. فرمول‌بندي او از نظريه اسناد مبتني بر سه فرض درباره طبيعت انسان است. نخست اينكه رفتار به طور تصادفي رخ نمي‌دهد، بلكه سازمان يافته و نظام‌داراست و بنابراين قابل پيش بيني هستند. دوم اين كه مردم تمايل به درك، تبيين و پيش‌بيني رفتار ديگران دارند. اين پيش بيني اگر به طور صحيح انجام گيرد به شخص امكان مي دهد كه به طور موثرتري از پس محيط خود برآيد. فرض سوم آن است كه رفتارهاي قابل مشاهده افراد اطلاعات معتبري درباره علل زيربنايي خود به دست مي‌دهند(حسن‌شاهي، 1378).
2-3-2-9نظريه اسنادي واينر149
نظريه كِلي به طور كلي به ما مي‌گويد كه چه نوع اطلاعاتي باعث اسنادهاي شخصي يا موقعيتي مي شود اما بين اين دو نوع اسناد، اسنادهاي متعدد ديگري هم مي‌تواد وجود داشت باشد. طبق نظريه واينر مردم مي‌توانند بازده‌هاي رفتاري را نه فقط به عواملي كه:1. دروني (شخصي يا بيرون موقعيتي) هستند اسناد بدهند، بلكه ممكن است به‌عواملي‌كه:2.پايدار يا ناپايدار3. قابل كنترل يا غيرقابل كنترل هستند نيز اسناد بدهند(كريمي، 1375).
2-3-2-10نظريه درماندگي آموخته شده سليگمن150
درماندگي آموخته شده مفهومي رايج و با نفوذي در حوزه شخصيت مي‌باشد كه معرف منفي‌ترين حالت خودپنداره است. موجود زنده پس از مواجه با وقايع غيرقابل كنترل يعني وضعيت‌هايي كه پاسخ‌هاي احتمالي او پيامدهاي مطلوب را براي رهايي از آن واقعه ايجاد نكنند احساس غيرقابل كنترل بودن امور در او به وجود مي‌آيد. اين ناتواني در كنترل محيط موجب احساس درماندگي و سه نقص عمده در زمينه‌هاي انگيزشي، شناختي و هيجاني مي‌شود كه نتيجه اين احساس درماندگي آموخته شده است.براساس نظريه درماندگي آموخته شده افرادي كه با وقايع غيرقابل كنترل مواجه مي شوند ياد مي‌گيرند كه پاسخ‌هايشان و پيامدها از يكديگر مستقل هستند. اين يادگيري مي‌تواند به اين انتظار كه پاسخ بيهوده خواهد بود منجر شودو به موقعيت‌هاي جديد نيز تعميم يابد و باعث تداخل در يادگيري آتي فرد گردد(كريمي، 1375).
سليگمن مدعي است كه تنها فقدان كنترل تحت شرايط درماندگي آموخته شده نيست كه بر تندرستي انسان تأثير ميگذارد. اين نيز اهميت دارد كه ما چگونه اين فقدان را براي خودمان توجيه كنيم. او مفهوم سبك تبيني را معرفي كرد و دو نوع گسترده آن را مشخص نمود يك سبك تبييني خوشبينانه و يك سبك تبييني بدبينانه؛ سبك خوش بينانه مي‌تواند از درماندگي آموخته شده پيشگيري كند. سبك بدبينانه درماندگي رابه تمام جنبه‌هاي زندگي گسترش مي دهد و مي‌تواند به بيماري جسماني و افسردگي بيانجامد. افراد بدبين درباره رويدادهاي منفي تبيين هاي شخصي دايمي و فراگير براي خودشان مي‌كنند(شولتز و شولتز،1998؛ ترجمه سيد محمدي 1388).
‌2-4انگيزش پيشرفت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید